![]() |
||||
|
|
||||
|
توتالیـتر بازی/ در باب بازیها و آیینهای مشروعبخش استبداد در جوامع توتالیترنظام سیاسی توتالیتاریسم (تمامیتخواهی)، جامعه را به خودی و غیرخودی تقسیم میکند، حوزهی خصوصی افراد را از بین میبرد، رسانهها را محدود میکند، روزنامهنگاران مستقل، روشنفکران و دگراندیشان را تبعید کرده، شکنجه میدهد، و یا اعدام میکند، مدام از دشمنی فرضی صحبت میکند، طرفداران آن دارای لباسهای متحدالشکلاند و مشخصهی مشابهی دارند و یک پیشوا، در صدر تمام امور سیاسی، نظامی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و عقیدتی کشور قرار دارد. بر اساس این خصایص، توتالیتاریسم را میتوان بدترین نوع نظام سیاسی برای مردم یک جامعه تصور کرد اما چگونه است که مردم یک جامعه در چنین نظامی دخیل شده و پس از آن نیز به مشروعبخشی آن یاری میرسانند؟
واقعیت این است که مردم این جوامع به صورت خودآگاه به ابراز نفرت از چنین نظام سیاسی مبادرت میکنند اما به واسطهی دریافت و وراثتِ تاریخیِ توتالیتاریسم، به صورت ناخودآگاه به طور مدام در نوعِ زیست اجتماعی خود به مشروعبخشی توتالیتاریسم همت میگمارند. به زعم میلان کوندرا: «جامعهی توتالیتر، بهویژه در نوع افراطیتر، میخواهد مرز قلمروهای خصوصی و عمومی را بردارد. هرچه قدرت به کدورت میگراید، میخواهد که زندگی شهروندان شفاف باشد. آرمان زندگی بیراز با آرمان خانوادهی نمونه ارتباط دارد. شهروند، حق ندارد چیزی را از حزب یا حکومت پنهان کند، درست همانطور که کودک حق ندارد چیزی را از پدر یا مادرش پنهان سازد. جوامع توتالیتر در تبلیغات خود، لبخندی آرمانی را منعکس میسازند: مایلند که یک خانوادهی بزرگ قلمداد شوند.» تودهها به ویژه مردانِ این نمونه نظام اجتماعی، پیشوا را در کسوت خود میبینند و پیشوا و سلطان نیز در باب مسائل کشوری و سرکوبها و سانسورها، جامعه و مردم را همچو فرزندان خانواده خود پنداشته و میشمرد. به زعم پیشوا، تودهها باید بدانند، زندان، سانسور، تبعید، تجاوز، شکنجه و بهرهوری خشن از قوهی قهریه، همچو تنبیه پدر از سر خیرخواهی فرزندان است. در اصل، این پیشوا نیست که به کشف مهمی نائل شده و بایست هوشمندی او را مورد توجه قرار داد بلکه او برآیندِ فرایند تاریخی جامعه خویش است و پروسهای که او را به قدرت رسانده همچو چشمهای جوشان در حال فعالیت مدام است. در چنین جامعهای، بدیلی برای استبداد وجود ندارد و حتا انقلابها، تحولی را در جامعه ایجاد نمیکنند زیرا در جنبشها و انقلابهای این جوامع، مستبد و خودکامه تعویض میشوند ولی فرهنگ استبداد و خودکامگی میماند و خصلت خود را به نفر بعدی میسپارد. «میلان کوندرا» رماننویس چک، در اکثر رمانهای خود به وجوهی از نظام سیاسی توتالیتاریستی (تمامیتخواهی) اشاره میکند که نمونههای اجتماعی آن در رفتارها، کنشها، واکنشها، ضربالمثلها، آیینها، محاورات و بازیهای مردم آن کشور به وضوح مشاهده میشود. این موضوع در مجموعه مقالات «ایوان کلیما» با عنوان «روح پراگ» نیز منعکس شده است. در واقع به زعم «کوندرا» و حتا دیگر روشنفکران اهل «چک» که تجربهی عینی نظام توتالیتاریستی را با جان و تن خویش لمس کردهاند، تداوم و استحکام توتالیتاریسم تنها از بالا (حکومت) به پایین (جامعه) تقویت نشده و استمرار نمییابد که عامل مهم دیگری نیز وجود توتالیتاریسم و مشروع بخشی به آن را از پایین به بالا شکل میدهد. در واقع، تودههای مردمی در نظامهای توتالیتری که اکثراً تجربهی زیست اجتماعی تمامیتخواهانه دارند و نهاد خانوادهای همچو نهاد سیاست را از بدو تولد تجربه میکنند، عامل اصلی و مشروعبخش نظام سیاسی تمامیتخواهیاند. در اکثر فیلمهای سینمایی و یا آثار نمایشی و ادبی جوامعی که نظام توتالیتر را تجربه کردهاند میتوان مشاهده نمود که فرهنگ عمومی، معماری، آیین، محاورات و …همگی توجیهگر تمامیتخواهی هستند و زبان به عنوان نماد اندیشه در آن جامعه توتالیتاریسم را تایید میکند. برای نمونه در فیلمهای سینمایی همچو «مالنا» (جوزپه تورناتوره) «دیکتاتور بزرگ» (چاپلین)، «سلام سینما» (محسن مخملباف)، «زیرزمین» (امیر کوستاریکا)، «زندگی دیگران» (فلورین هنکل فون اورنسمارک)، «دزد دوچرخه» (ویتور یودسیکا) و …میتوان توتالیتاریسم اجتماعی را مشاهده نمود. سازنده و مولف این آثار به خوبی وجوه توتالیتاریستی در جامعه را مورد کنکاش قرار داده و به آنها به نحو مناسب اشاره کرده است. در واقع آنها تنها به زیست اجتماعی توجه کردهاند. زندگیای که آموزشگاه و مشروعبخش بدبختیها، مصیبتها و آلامی است که با آن دست و پنجه نرم میکنند. این موضوع در بازیهای کودکانه و ضربالمثلها و …نیز جریان دارد. برای مثال در بندر بوشهر نوعی بازی بین کودکان بوشهری رواج داشته به نام « کَتْ کَتو، چیشِ مِیْدون». در این بازی یک نفر، خانوادهای در محلهی خود را در ذهن خویش محفوظ میداشته و فرد دیگر بایست با دادن مشخصات خاص (حوزه خصوصی) و با پرسش در مورد خانوادهی او: همچون چند فرزند دارد؟ چند دختر و یا چند پسر دارد؟شغل آنها چیست؟ چه اتومبیلی دارند؟ رنگ درب حیاط و …آن خانواده را پیدا میکرد. نکتهی مهم این بازی این بوده که کلیه شرکتکنندگان و پاسخدهندگان به نتیجه میرسیدند و این بازی، اکثراً به جواب صحیح منتهی میشده است. در واقع، اکثر افراد در احوالات شخصی و حوزهی خصوصی دیگران دخالت میکردهاند و به همین دلیل این بازی که تخریب حوزهی خصوصی افراد است تمرینی توتالیتاریستی بوده که همه در آن خبره بودهاند. بر همین اساس این بازی با لذت و علاقه هر شب در کوچهها و خانهها جاری بوده است! این توتالیتر بازی، تمرین مکرر تمامیتخواهی بوده که همراه خود آموزش توتالیتاریسم میداده و تخریب حوزهی خوصی، تفتیش عقاید و دخالت در امور دیگران را قبحزدایی میکرده است. بازیهای توتالیتاریستی در انواع دیگر خود نیز با لهجهها و کارکردهای خرده فرهنگی در مناطق دیگر نیز رواج داشته. در محلات دیگر بوشهر به این بازی عنوان « کَهِ کِیْدون، چِکِ مِیْدون» داده شده بوده و در روستاهای اطراف بوشهر مثل "بنهگز" نیز به آن «جاجا» اطلاق میشده است. در این بندر همچنین نوع معماری خانههای مسکونی به گونهای بوده که زن خانه از چشم نامحرم دور بماند اما در بعد از ظهرها که هوا بهتر میشده، قلیانی چاق میشده و زنها به صورت جمعی در پاگردی که به همین منظور ساخته گردیده بوده، نشسته و کوچهها و خانه همسایه را میپاییدهاند. کارکرد این پاگردها به مثابه «آینه پلیس» هماکنون در بازداشتگاههای پلیس و اتاقهای بازجویی مورد استفاده قرار میگیرد. آینهی پلیس به گونهای ساخته شده که همه از بیرون متهم را مشاهده میکنند اما متهم، افراد بیرون را نمیبیند. افراد نشسته بر پاگرد خانه نیز خانههای همسایه را میپایند و خود به عنوان اینکه زن و ناموس آن خانه بودند، نگاه دیگران را بر حذر میداشت!!! |

تاکنون هیچ اداره ارشادی از مطبوعات محلی استان شکایت نکرده ولی میتوان به صراحت گفت که اداره ارشاد در زمان شفیعی بیشتر از تمامی ادارات دیگر از مطبوعات محلی شکایت کرده و گزارش خلاف نوشته ولی به دلیل واهی بودن شکایت نامبرده به جایی نرسیده و همهی شکایتهایش در مرحلهی دادسرا مختومه شده است، بعد از به نتیجه نرسیدن شکایتهایش اقدام به «تذکر محرمانه» به دلایل واهی نموده و همچنین سوبسید سهمیه کاغذ که به طور سراسری به کل مطبوعات کشور تعلق میگرفت، از تعدادی از مطبوعات فعال استان محروم کرده است. بن کارت های کتاب خبرنگاران و مطبوعات را فقط به عدهای خاص دادند که بعضی از آنها در تمامی زندگیشان یک خبر تنظیم نکردهاند. برای تحت فشار قرار دادن و تعطیلی مطبوعات تمامی آگهی ادارات را در اداره ارشاد تجمیع و تعدادی از مطبوعات منتقد را از آن محروم کرده است. خلاصه بیش از یک سال و نیم است که ارشاد تمامی مزایا و کمکهای خود به مطبوعات را از نشریات مهم بوشهری دریغ مینماید و به نوعی نشریات بوشهری را تحریم نموده است.
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه