![]() |
||||
|
|
||||
|
حقوق بشرماه آذر یکی از ماههای پایانی فصل پاییز است. طبق آیین کهن ایرانیان در پایان این ماه و در شب آخر که مصادف است با یکی از طولانیترین شبهای سال و بر اساس رسم و رسوم به شب «یلدا» معروف گردیده است. در مورد شب یلدا مطالب زیادی به چاپ رسیده است و این حقیر هم در سالهای گذشته به طور مختصری به این موضوع پرداختهام. لذا بر خود واجب دیدم تا در مورد یکی دیگر از وقایع این ماه مطلبی بنگارم؛ تا شاید این آیینهای کهن که در حال فراموشی هستند جای خود را یک بار دیگر باز کنند. گفته میشود در ماه آذر یک رخداد تاریخی به وقوع پیوسته که متأسفانه چند سالی است کمرنگ شده است. آری، درست حدس زدهاید منظور من روز جهانی حقوق بشر است که شوربختانه عزیزان روزنامهنگار زیاد به این موضوع اهمیت نمیدهند، آن هم در زمانی که نیاز به احترام به حقوق بشر بیش از همیشه احساس میشود. حال این که چرا حقیر به این موضوع پرداختهام، نیاز به کمی بررسی است؛
بر اساس قوانین بینالمللی، حقوق هر شهروند قابل احترام است؛ لذا اشخاص مختلفی برای نهادینه کردن این حقوق زحمات فراوانی متحمل شدهاند. متأسفانه وقتی سخن از حقوق بشر به میان میآید اکثریت نگاه به کشورهای غربی بهخصوص آمریکا میکنند، ولی افسوس که حقوق بشر برای اولین بار در قاره آسیا و آن هم در کشور ایران به وقوع پیوسته است؛ لذا میتوان گفت این عمل جزو یک آیین کهن برای ما ایرانیان به حساب میآید. جای تأسف است که ما ایرانی هستیم ولی از تاریخ کشورمان چیزی نمیدانیم! آیا میدانید: اولین هنرستان فنی و حرفهای در ایران توسط کوروش در شوش جهت تعلیم فن و هنر ساخته شده است؟ آیا میدانید: اولین راه شوسه و زیرسازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شده است؟! آیا میدانید: داریوش برای اولین بار در ایران و زارت راه، وزارت آب، سازمان املاک، سازمان اطلاعات، سازمان پست و تلگراف (چاپارخانه) را بنیان نهاد؟! آیا واقعاً ما ایرانی هستیم؟ ایرانی که حتا تاریخ کهن خویش را از یاد برده و فقط چشم به غرب دارد؛ آیا نباید تأسف و افسوس خورد…؟! منشور حقوق بشر ما در کشور انگلستان تحت شرایط عالی مراقبت میشود، ولی آرامگاه کوروش که بنیانگذار این منشور است در حال ویرانی است!! غربیها برای به دست آوردن تاریخ و آثار آن حاضرند هر کاری بکنند و ما که خود صاحب آنها هستیم میخواهیم آنها را نابود کنیم و به فراموشی بسپاریم، آیا این صحیح است؟! ما خود دارای حقوق بشر هستیم و غربیها از حقوق بشر ما استفاده میکنند ولی خودمان اصلاً آن را به حساب نمیآوریم مثلاً روزنامهنگاری که آزادی برای نقد کردن نداشته باشد و همیشه با ترس و خوف قدم برمیدارد. آیا در جامعهی بشری میتوان ادعای حقوق بشر کرد؟! کشور ایران به دلیل داشتن اقوام مختلف دارای فرهنگها و آیینهای بزرگ و متنوعی بوده است ولی افسوس که امروز حتا نامی از برخی آنها برده نمیشود. همین شب یلدای خودمان که سال به سال در حال کمرنگ شدن است و حتا برخی میگویند شب یلدا یک شب فرهنگی است و یا شب چهارشنبه سوری یک آتشپرستی شیطانی است. آیا واقعاً اینگونه است؟! فصل پاییز، فصل شکرگذاری است؛ فصل عبادت است؛ اما در ایران فعلی شده فصل غم و اندوه و اگر کسی بخواهد جشن شکرگذاری «برداشت گندم و …» را برگزار کند حتماً میگویند این جشن مالی غربیهاست. اگر نگاهی به همین دین اسلام خودمان هم بکنیم خواهید فهمید که حقوق بشر برای امامان ما هم حایز اهمیت بوده است؛ مثلاً آنجایی که امام علی(ع) حتا به دشمنان خودش هم اجازهی سخن گفتن میداد و حتا به قاتل خودش ابن ملجم امان داد ولی امروز خیلی از بزرگان انقلاب فقط به جرم اصلاحطلبی محکوم به حبس میشوند و بزرگترین تهمتها به آنها زده میشود ولی حقوق بشر امام علی(ع) رعایت نمیشود. نمیخواهم وارد بحث سیاسی شوم چون از سیاست چیزی نمیدانم ولی راه و روش مولا علی(ع) را خوب میدانم. امامی که دشنام می خورد ولی صبر میکرد، همسرش را شهید کردند ولی به دنبال انتقام نرفت؛ لیکن افسوس که با وجود پشت سر گذاشتن قرنها و بالا رفتن درک ملتها هنوز هم ما شاهد بیحرمتی هستیم. امام خمینی(ره) در جایی گفته بودند که اگر روزی به من توهین کردند و حتا عکس مرا هم پاره کردند مردم هیچ عکسالعملی نشان ندهند، ولی نمیدانم چرا این حرف امام را کسی گوش نکرده و به خاطر پاره شدن عکس امام(ره) که ما نیز آن را از ته دل محکوم میکنیم، هنوز برخی میخواهند برخی دیگر را منافق جلوه دهند. ما هم از پاره شدن عکس امام ناراحت هستیم، ولی نشان دادن این عمل، توهینی به خاندان آن امام محسوب میشود. خاندان امام خود معترض به نشان دان این عمل از صدا و سیما هستند. آیا اگر امروز امام خمینی (ره) زنده بود و این حادثه رخ میداد خود ایشان راضی به این عمل بودند؟! پیش خودم میگویم اگر حضرت علی(ع) امروز بود چه میگفت؟! ما که دم از مرام و سیرهی علی(ع) میزنیم پس باید راه و روش آن امام را آویزهی گوش کنیم و فتنه را بخوابانیم تا بحران از بین برود نه این که به آن هیزم اضافه کنیم. بگذریم؛ برگردیم بر سر حقوق بشر خودمان... کوروش محصول عصری بود که خون، غارت، انتقام و کشتار جمعی بر دنیای سرتاسر آن زمان سایه افکنده بود. هرچند که نیای مادرش دیااکو، حکومت ماد را بر اساس وحدت، عدالت و مساوات پایهگذاری کرده بود، اما در نسلهای بعد از او ماد نیز در قساوت دست کمی از آشور، لیدی بابل و مصر نداشت. کوروش راه و رسم تازهای در فرمانروایی پیش گرفت و عالم انسانیت را از بنبست ظلم و تجاوز و وحشیخویی که در آن حاکم بود رها ساخت، او این ندا را در عالم داد و الگوی یک فرمانروایی نوین را بر مبنای اخلاق و عدالت و مساوات به دنیا عرضه کرد. فرمانروایی او بر رأفت و محبت قرار گرفت. او اولین پیشنویس اعلامیهی حقوق بشر را در آن دنیای آشفته ارائه داد و این خود شعور سیاسی این فاتح بیمانند است. کوروش همان ذوالقرنین است که قرآن در سورهی کهف از او یاد میکند. شخصیت کوروش در حقیقت یک انقلاب اخلاقی و روحی در مردم عصر خود پدید آورد. او در مردم ایران وطنپرستی و عِرقِ ملی را به وجود آوردو درس آزادگی و ظلمستیزی را به ایرانیان داد. از دروغ و دروغگویی سخت متنفر بود، زیرا کوروش چنین بود و چنین میخواست. ولی افسوس که بعد از گذشت قرنها ما ایرانیان خود مزد دست کوروش را دادیم، آن هم با دروغ که پیامبر اسلام هم مخالف شدید آن بود. چند نکته دیگر در مورد ایران کهن: آیا میدانید: داریوش بعد از تصرف بابل هزار یهودی برده را که در آن شهر زیر یوغ بردگی شاه بابل بودند، آزاد کرد؟! آیا میدانید: داریوش در هر سال برای ساخت کاخ به کارگران بیش از نیم میلیون طلا مُزد میداده است که به گفته مورخان گرانترین کاخ دنیا محسوب میشده، این در حالی است که در همان زمان در مصر کارگران به بیگاری مشغول بودهاند؛ بدون پرداخت مزد که با شلاق نیز همراه بوده است؟! آیا میدانید: داریوش پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایهگذاری کرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببینند تا بتوانند از سرزمین پارس دفاع کنند؟! به امید روزی که دنیا خالی از جهل و کینه و نفرت شود و به امید روزی که ما شاهد هیچگونه جنگی در دنیا نباشیم. به امید آزادی کشور فلسطین و جداسازی این کشور بدون هرگونه خشونتی و آرامش برای کشورهای همسایه و به امید پیروزی برای ایرانیان کهن و آزاداندیش. |

تاکنون هیچ اداره ارشادی از مطبوعات محلی استان شکایت نکرده ولی میتوان به صراحت گفت که اداره ارشاد در زمان شفیعی بیشتر از تمامی ادارات دیگر از مطبوعات محلی شکایت کرده و گزارش خلاف نوشته ولی به دلیل واهی بودن شکایت نامبرده به جایی نرسیده و همهی شکایتهایش در مرحلهی دادسرا مختومه شده است، بعد از به نتیجه نرسیدن شکایتهایش اقدام به «تذکر محرمانه» به دلایل واهی نموده و همچنین سوبسید سهمیه کاغذ که به طور سراسری به کل مطبوعات کشور تعلق میگرفت، از تعدادی از مطبوعات فعال استان محروم کرده است. بن کارت های کتاب خبرنگاران و مطبوعات را فقط به عدهای خاص دادند که بعضی از آنها در تمامی زندگیشان یک خبر تنظیم نکردهاند. برای تحت فشار قرار دادن و تعطیلی مطبوعات تمامی آگهی ادارات را در اداره ارشاد تجمیع و تعدادی از مطبوعات منتقد را از آن محروم کرده است. خلاصه بیش از یک سال و نیم است که ارشاد تمامی مزایا و کمکهای خود به مطبوعات را از نشریات مهم بوشهری دریغ مینماید و به نوعی نشریات بوشهری را تحریم نموده است.
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه