![]() |
||||
|
|
||||
|
حمید موذنی ـ روزنامهنگار: مناظرهها برای تخریب جنبش سبز استمکث: حتماً در این چند هفته مناظرههای تلویزیونی برنامهی "رو به فردا"ی شبکه 3 سیمای ملی ایران را دیدهاید. این برنامه با برگزاری مناظرههایی با حضور چهرههای سیاسی و در جهت آسیبشناسی برخی رخدادهای سیاسی به مسائل اخیر کشور میپردازد.
اصولگرایان و سیاسیون پس از پخش این مناظرهها به دفاع از این گفتوگوها پرداخته و این برنامهها را باعث آرامش معترضان قانونی و به حاشیه راندن مخالفان میدانند. در این میان تنی چند از اصولگرایان از جمله عماد افروغ نماینده مجلس هفتم و از اصولگرایان منتقد دولت نیز با این که این مناظرهها را باعث تلطیف نسبی فضای ایران دانسته اما امیدوار است برگزاری این مناظرهها نه یک تاکتیک، بلکه ناشی از یک استراتژی بلندمدت باشد. وی همچنین عملکرد صدا و سیما در هفت ماه گذشته را باعث افزایش گرایش مردم به رسانههای خارجی دانسته است. اکنون نصیر بوشهر به منظور بررسی و آسیبشناسی این موضوع طی گفتوگو با چند تن از اصلاحطلبان استان بوشهر، هدف و استراتژی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران را ارزیابی نموده است. سئوالات مطروحه: 1. ضرورت یا عدم ضرورت مناظرههای تلویزیونی رسانهی ملی چیست؟ 2. هدف از مناظرههای تلویزیونی از سوی رسانهی ملی چه میباشد؟ 3. به نظر شما نقاط ضعف و قوت این مناظرهها چیست؟ 4. ارزیابی شما از وضعیت فعلی رسانهی ملی چیست؟ و صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر در چه سطحی قرار دارد؟ * * * 1. ضرورت مناظرههای تلویزیونی بر اعتمادسازی و ایجاد یک فضای واقعی بیطرفانه و انتقادی است. در اصل این ضرورت نه تنها در شرایط بحرانی که همیشه احساس نیاز میشود، اما صدا و سیما که تنها رسانهی تلویزیونی کشور است کارکردی همانند روزنامهی کیهان دارد و تنها ویژگی آن غیرملی بودن و حکومتی بودن آن است. برای مثال علیه روشنفکران و اصلاحطلبان پروندهسازی کردن و یا معترضان را آشوبطلب خواندن و ساخت برنامههایی همچو چراغ و …همه و همه نشاندهندهی این است که این رسانه هیچگونه کارکرد یک رسانهی ملی و واقعی را ندارد. اگر شرایط آزاد برای راهاندازی رسانهی تلویزیونی در کشور بود من قول میدهم کممخاطبترین رسانه برنامههای این صدا و سیما میشد اما در شرایط فعلی به واسطهی تکبودگی این رسانه این مهم خود را نشان نمیدهد. در حقیقت به صورت واقعی میتوان عدم مشروعیت و مقبولیت برنامههای صدا و سیما را در افکار عمومی دید. تحلیلهای مردم و موضعگیری آنها در برابر وقایع هیچکدام متأثر از صدا و سیما نیست برای همین هم این مناظرهها حتا در شکل واقعی هم با شک به آن نگریسته میشد و الان که چند برنامهی این مناظرهها مشاهده شده تازه این شک هم به یقین تبدیل شده است. صدا و سیما و ریاست آن قبل از این مناظرهها باید از مردم عذرخواهی کند و سپس به صورت واقعی مبادرت به برگزاری مناظرههای غیرجانبدارانه و انتقادی کند. شاید و شاید و شایداعتمادسازی شود. 2. در پاسخ به این پرسش سریعاً این مطلع شعر به ذهن من خطور کرد که «چون غرض آمد، هنر پوشیده شد» به زعم من صدا و سیمای جمهوری اسلامی در این مناظرهها هدفی جز تخریب جنبش سبز و فعالان آن ندارد. این نمایش هم که تحت عنوان مناظرهها برپا کرده بیش از آنکه کارکرد گفتوگو و مناظره را داشته باشد تخریب یکسویه اصلاحطلبان و کنشگران جنبش سبز را دارد. تدوین تصاویر راهپیماییهای دولتی علیه معترضان به نتیجهی انتخابات و شعارهای اعدامکن و از این قبیل مابین مناظره، نشاندهندهی این است که این مناظرهها هیچگونه کارکرد اعتمادسازی و رعایت بیطرفی از یک رسانه را ندارد. زمانی این مناظرهها شکل واقعی میگیرد که اصلاحطلبانِ در بند، آزاد باشند. در وضعیت کنونی در اصل یک سرِ گزینهی دو سویه اصلاحطلبان و اصولگرایان، در زندان هستند و این کفهی ترازو را به یک طرف سنگین میکند و این به خودی خود نشان میدهد این مناظرهها عادلانه نیست! 3. به نظر من صدا و سیما هیچگونه نقطه قوتی ندارد. برای من که تنها فوتبال را از آن مشاهده میکنم و حتا پخش این فوتبال به صورت غیر حرفهای که اکثراً بدون داشتن حق پخش است در آن به نوعی توهین به مردم ایران است و نشاندهندهی سرقت میباشد. این صدا و سیما نمیتواند جذابیتی داشته باشد. برنامههای دیگر هم که به سفارش دوستان و تبلیغات در مورد آن در افکار عمومی مجبور به دیدنم کرده اکثراً تأثربرانگیز بوده؛ مثلاً دادگاههای نمایشی اصلاحطلبان و معترضین به نتیجه انتخابات و یا همین مناظرهها و…ولی نقطه ضعف در صدا و سیما تا بخواهی وجود دارد: مهمترین ضعف آن سانسور اخبار و اطلاعرسانی آزاد است. این مهم اعتمادزایی میکند و بیشترین لطمه را به یک رسانه وارد میسازد. پس از آن عدم رعایت حقوق مولف آثار، عدم وجود دیدگاههای مختلف مردم، حکومتی بودن، تقابلگرا بودن، ضعف تصویری مفرط و زیادی شنوایی بودن تا حد رسانهی رادیو، مجریهای خشک و برنامههای کسلکننده، تولیدات ضعیف، تحلیلهای یکجانبه، شادیزدایی و غمانگیز بودن انواع تولیدات، زنستیزی، مردسالاری، تحقیر جوانان، ارائه یک الگوی واحد و … 4. نگاه کنید جان فیسک در مقاله «فرهنگ تلویزیون» مینویسد که رمزگان تلویزیون عبارت است از واقعهای که قرار است از تلویزیون پخش شود و این واقعه پیشاپیش با رمزهای اجتماعی رمزگذاری شده است. فیسک این رمزها را به سه سطح واقعیت (ظاهر، لباس، محیط، رفتار، سنت و …) بازنمایی (دوربین، نورپردازی، تدوین، موسیقی، صداگذاری و …) ایدئولوژی (رمزهای ایدئولوژی، عناصر فوق را در مقوله انسجام و مقبولیت اجتماعی قرار میدهند. برخی از این رمزها عبارتند از پدرسالاری، فردگرایی، نژاد، طبقه اجتماعی و … قرار میدهند به نظر میآید که هیچکدام از این سه مقولهی مهم در رسانهی تلویزیون در صدا و سیما وجود ندارد و در واقع بر اساس این موضوع متوجه میشویم که تلویزیون جمهوری اسلامی اصلاً این مقولات را در چارچوب جذب حداکثری قرار نداده و اتفاقاً برای تقسیمبندی خود و غیرخودی و تخریب غیرخودیها قرار داده است. نگاه کنید با اینکه مردم ایران در تجربهی تاریخی خود به صورت ناخودآگاه مارگزیدهی استعمار هستند و منش آنها نیز متأثر از گفتمان «توهم توطئه» است اما کماکان عملکرد صدا و سیما به گونهای بوده که از تحلیل مردم میتوان تأثیرپذیری آنها را از تلویزیون صدای آمریکا و بیبی سی فارسی مشاهده کرد. این رویکرد مردم به این رسانهها نشاندهندهی نگاه حرفهای رسانههای فارسی زبان خارج از کشور به مقوله جذب مخاطب و اعتمادسازی است ولی نگاه یکسویهی صدا و سیما و بهرهوری از مدل تلویزیون اتحاد جماهیر شوروی قبل از فروپاشی در انعکاس اخبار و تحلیلهاست که بیشتر وجهی توتالیتر دارد و عاری از وجوه یک رسانهی واقعی است. صدا و سیما در وضعیت حاضر در موقعیت نازلی قرار دارد و این ادعا به نظرسنجی احتیاج ندارد که میتوان آن را به راحتی مشاهده کرد. |

تاکنون هیچ اداره ارشادی از مطبوعات محلی استان شکایت نکرده ولی میتوان به صراحت گفت که اداره ارشاد در زمان شفیعی بیشتر از تمامی ادارات دیگر از مطبوعات محلی شکایت کرده و گزارش خلاف نوشته ولی به دلیل واهی بودن شکایت نامبرده به جایی نرسیده و همهی شکایتهایش در مرحلهی دادسرا مختومه شده است، بعد از به نتیجه نرسیدن شکایتهایش اقدام به «تذکر محرمانه» به دلایل واهی نموده و همچنین سوبسید سهمیه کاغذ که به طور سراسری به کل مطبوعات کشور تعلق میگرفت، از تعدادی از مطبوعات فعال استان محروم کرده است. بن کارت های کتاب خبرنگاران و مطبوعات را فقط به عدهای خاص دادند که بعضی از آنها در تمامی زندگیشان یک خبر تنظیم نکردهاند. برای تحت فشار قرار دادن و تعطیلی مطبوعات تمامی آگهی ادارات را در اداره ارشاد تجمیع و تعدادی از مطبوعات منتقد را از آن محروم کرده است. خلاصه بیش از یک سال و نیم است که ارشاد تمامی مزایا و کمکهای خود به مطبوعات را از نشریات مهم بوشهری دریغ مینماید و به نوعی نشریات بوشهری را تحریم نموده است.
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه