![]() |
||||
|
|
||||
|
پرواز را به خاطر بسپار…رواز را به خاطر بسپار…
فروغ فرخزاد متولد 1313 تهران او استعداد خوبی در نقاشی داشت سرایش شعر را از چهارده سالگی شروع کرد. ازدواج او با "پرویز شاپور" در سال 1320 اتفاق افتاد، پس از چهار سال از همسرش جدا شد و نتیجهی ازدواجش پسری نازنین به نام "کامیار" بود، دوری از فرزندش ضربهی روحی شدید به او وارد کرد. ارزش هنریاش به جسارت و شهامت بود که در سرودن اشعار رمانتیک از خود بروز میداد با توجه به تمایل او به فعالیتهای سینمایی در سال 1338 به انگلیس رفت و هنگام بازگشت به ایران به خوزستان سفر کرد. در فیلم «آب و گرما» به کارگردانی «ابراهیم گلستان» بازی کرد. فیلم «خانه سیاه است» محصول سفر او به تبریز و زندگی او در آسایشگاه جذامیان بود، بعد از بازی در نمایشنامهی «شش شخصیت در جستوجوی نویسنده» در سال 1342 به کارگردانی «پری صابری» سفری به آلمان و ایتالیا و فرانسه داشت، فروغ فرخزاد به سه زبان آلمانی، ایتالیایی و فرانسه صحبت میکرد. شعرهای فروغ به زبانهای مختلف چاپ شد. بالاخره فروغ در 24 بهمن ماه سال 1345 در اثر سانحهی رانندگی درگذشت. آثارش «اسیر»، «دیوار»، «عصیان»، «تولدی دیگر» و «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» میباشد. میتوان گفت فروغ با مجموعهی «تولدی دیگر»، تولدی دیگر یافت و نگاهش به کلی تغییر کرد زیرا در مجموعههای قبلی ناامیدی، یأس، تنهایی و تشویش درونمایهی اشعارش بودند. شعر «پرنده مردنیست» یکی از شعرهای زیبای اوست: دلم گرفته است / دلم گرفته است / به ایوان میروم و انگشتانم را / بر پوست کشیدهی شب میکشم / چراغهای رابطه تاریکند / چراغهای رابطه تاریکند / کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد / کسی مرا به مهمانی گنجشکها نخواهد برد / پرواز را به خاطر بسپار / پرنده مردنیست. باید دقت کنیم هنگام سنجش آثار شاعران، مهم جوهرهی شعریِ آنهاست نه جنسیتشان! زیرا شاعر متعلق به تمام هستی است و از زبان طبیعت و هرچه که در اوست ممکن است حرف بزند، از انسان گرفته تا درخت و حتا چشمههای جوشان آب مأخذ: زندگینامه شاعران از رودکی تا شاملو «بهناز بهادریفر» |

تاکنون هیچ اداره ارشادی از مطبوعات محلی استان شکایت نکرده ولی میتوان به صراحت گفت که اداره ارشاد در زمان شفیعی بیشتر از تمامی ادارات دیگر از مطبوعات محلی شکایت کرده و گزارش خلاف نوشته ولی به دلیل واهی بودن شکایت نامبرده به جایی نرسیده و همهی شکایتهایش در مرحلهی دادسرا مختومه شده است، بعد از به نتیجه نرسیدن شکایتهایش اقدام به «تذکر محرمانه» به دلایل واهی نموده و همچنین سوبسید سهمیه کاغذ که به طور سراسری به کل مطبوعات کشور تعلق میگرفت، از تعدادی از مطبوعات فعال استان محروم کرده است. بن کارت های کتاب خبرنگاران و مطبوعات را فقط به عدهای خاص دادند که بعضی از آنها در تمامی زندگیشان یک خبر تنظیم نکردهاند. برای تحت فشار قرار دادن و تعطیلی مطبوعات تمامی آگهی ادارات را در اداره ارشاد تجمیع و تعدادی از مطبوعات منتقد را از آن محروم کرده است. خلاصه بیش از یک سال و نیم است که ارشاد تمامی مزایا و کمکهای خود به مطبوعات را از نشریات مهم بوشهری دریغ مینماید و به نوعی نشریات بوشهری را تحریم نموده است.
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه