![]() |
||||
|
|
||||
|
سفالگری استان دریابیم نگاهی اجمالی به فعالیت سفالگری در استان از دیرباز تا امروزسلیمان طاهری ـ خداداد فرشاد
جای جای خاک ایران زمین هماره مهد پرورش هنرها و صنایع ظریف و چشم نواز بوده است . استان بوشهر نیز با پیشینه ی تاریخی روشن در بسیاری از صنایع گلیم بافی و جاجیم بافی و سفالگری سر آمد بوده است . امروزه به جرات می توان گفت شهرستان کنگان تنها منطقه ای است در استان که با توجه به رشد چشمگیر بخش های صنعتی هنوز پذیرای هنر دیرینه ی سفالگری است . لذا در صدد بر آمدیم با توجه به اهمیت موضوع مذکور، تلاشی را در جهت چاره جویی برای خطر نابودی این هنر ارزشمند به انجام برسانیم . از جاده ای خاکی در حنوبی ترین نقطه ی شهری کنگان چند متری پایین تر می رویم . جائی که دیگر اثری از زندگی شهری و سکونت نیست . مکانی ساکت وآرام با تک درختان کنار صحرایی و کهور. چند قدمی آن طرف تر در حاشیه ی ساحل دریا،اتاقکی محقر و کوچک نمایان می شود . باور کردنی نیست . پیشینه ی هنر سفالگری با آن دبدبه و کبکبه محدود به همین مکان کاهگلی آن هم در دورترین نقطه ی شهر کنگان باشد. نزدیکتر می رویم ، دو مرد کهنسال با موهای جو گندمی و چهره ای بشاش به استقبال مان می آیند. عجیب است ، با وجود تنگناهای محیطی و مشکلات کاری و مالی هنوز با شوق و حرارت مشغول به کارند. کمی آن طرف تر با چند جوان روبرومی شویم که مشغول آماده سازی خاکها و تکمیل مراحل اولیه ی کار هستند. به اعتقاد سینماگران می توان آنها را مدونان پشت صحنه خواند. بعداً متوجه می شویم که آنان فرزندان استادان پیشکسوت سفالگری هستند . در خواست می کنیم بدون توقف کار به سوالات ما پاسخ دهند . نخست از گذشته ی این هنر آغاز می کنیم ، روزگاری نه چندان دور که این صنعت ارزنده و هنر چشم نواز. در استان رونق فراوان داشته و محلات متعددی در شهرها به واسطه ی تمرکز کارهای سفالگری بدین نام معروف بوده است . استاد از چهل سال پیش سخن می گوید . از علاقه ی شایان و نفوذ این صنعت در خانواده ی خود با لحنی افتخار آمیز حرف می زند . رونق بیشتر این صنعت در سالیان جلوتر را یادآور می شود که با فعالیت 15 کارگاه و استقبال چشمگیر مردمی برای خودش ، رونقی داشته است. از وضعیت امروز پرس و جو می کنیم و از دل مشغولان . به نظر می رسد چندان راضی نیستند . از عدم توجه و حمایت مسؤولان و مجریان امور عمرانی و هنری گلایه دارند. کسانی که بارها از نقاط مختلف استان و بعضاً خارج از استان در قالب هیئت های تحقیقی و پژوهشی چون هیئت تحقیقی بوشهر به سرپرستی دکتر نبی پور و نیز دانشگاه علوم پزشکی و یا گروه های تفریحی ـ سیاحتی چون برنامه "صبح به خیر ایران" و گاه مسؤولین اجرایی و نمایندگان دولتی در شهرستان از قبیل فرمانداری و شهرداری از آنجا بازدید به عمل آورده و هشدارهایی نیز به مرکز استان مبنی بر خطر تعطیلی این مرکز گزارش کرده اند، ولی متأسفانه با وجود آگاهی مسؤولان از نارسایی های شغلی و عدم دسترسی به ابتدایی ترین امکانات شهری نظیر آب آشامیدنی و برق شاهد اقدام عملی و درخور توجهی از جانب آنان نبوده اند و حتی از دادن وام جهت بهبود وضعیت نامناسب کاری خودداری می کنند. صرف نظر از این مسایل در تهیه ی خاک رس که حیاتی ترین ماده ی مورد استفاده در صنعت سفالگری و عملاً خمیر مایه ی این هنر است با مشکلات زیادی مواجه هستند، ضمنا با توجه به اینکه ایشان جهت رفاه حال شهروندان و جلوگیری از مشکلات احتمالی ناشی از آلودگی سوخت کوره ای حدود 15 سال است به خارج از محیط شهری نقل مکان کرده ودر بیرون از شهر به فعالیت می پردازند از دوری و ناهمواری راه و شرایط جوی از جمله گرمای مفرط تابستان رنج می برند . از اقبال نسل جدید به این صنعت که صحبت می کنیم، استاد از کمبود کارگر و استقبال اندک جوانان به دلیل های مختلف از جمله مسایل مالی و مقطعی بودن فصل کار می گویند. استاد متوجه شگفتی ها می شود و قبل از اینکه سؤالی در مورد مقطعی بودن فصل کار بپرسیم، ادامه می دهد: این کار با توجه به ماهیت و شرایط خاص خود از اواسط اردیبهشت ماه شروع و در اواخر آذرماه به دلیل بارندگی موسمی خاتمه می یابد و در این مدت ما به کارهای دیگری مثل ماهیگیری و دامداری مشغول هستیم و بیکار نمی نشینیم. به سراغ محصولات می رویم و از نوع تولیدات و مراحل کار تا تولید روزانه و بازار مصرف، همگی را از استاد می پرسیم. استاد هم در پاسخ، محصولات تولیدی را گلدان، کوزه، خمره، تنورهای بزرگ نانوایی و نیز قلیان و سر قلیان معرفی می کند که همگی ساده و بدون رنگ آمیزی و نقش و نگار هستند و بسته به نوع محصول تولیدی، تعداد تولیدات روزانه نیز متفاوت است، مثلا اگر خمره باشد با توجه به این که در چهار مرحله ساخته و آماده می شود به ندرت 30 دستگاه در روز می رسد، اما در مقابل، وسایل دیگر مثل عنجانه، تنور و حبانه که در 2 مرحله ساخته می شود، تولید روزانه ی بالاتری دارند و قلیان و سر قلیان که تنها یک مرحله ی آماده سازی دارند گاه روزانه به 160 تا 300 وسیله می رسد. در زمینه ی میزان تقاضاو بازار مصرف، استاد می گوید: سیر ثابتی وجود ندارد و استقبال مردم هم به ظروف سفالین خیلی کمترشده است. البته هنوز مشتریانی از شهرهای مختلف استان و حتی خارج استان داریم، مثل شهرهای خورموج، دیر، جم و ریز، فراشبند و فیروزآباد و گاهگاهی به صورت سفارشی برای مشتریان و نمایشگاه های سنتی کار می گیریم. چشم مان به شاگردان می افتد که در گرمای طاقت فرسا، سخت مشغول کارند، نظر آن ها را که در مورد سفالگری جویا می شویم گویا چندان موافقتی ندارند. استاد هم در پاسخ می گوید چندان موافق نیستند، اکثراً درس خوانده اند و دیپلم دارند. با فروش دستگاه و زمین ها، موافقت بیشتری دارند. به حقوق و مزایای کار و مسایل امنیتی که می رسیم، استاد، خدا را شکر می کند و ادامه می دهد: گذران زندگی می شود، شاید بازدهی آن به زحمتش نیرزد، ولی دیگر چه می شود کرد، از لحاظ امنیتی نیز مشکلات آن چنانی ودست وپا گیر بحمدا... نداریم و با توجه به این که قریب به 15 سال ما در این جا مشغول به کار هستیم تا الان مشاهده نشده ولی گاهی اوقات یکی دو تا قلیان یا گلدان یا مقداری خاک رس برای کارهای ساختمانی می برند، بعد کنایه وار می گوید: حلاشان. در پایان از استاد می خواهیم در مورد کوره ها و مراحل آماده سازی و قرار گرفتن ظروف در کوره ها نیز توضیح دهند. استاد هم در جواب می گوید: پس از این که ظروف را مدتی در نور آفتاب قرار داده و خشک می کنیم، در کوره ها قرار می دهیم و آن را آتش می زنیم که تقریباً باید تا 48 ساعت وسایل در کوره بمانند و در این مدت نباید کوره ها را رها کنیم و باید مدام به کوره ها سر بزنیم و ادامه می دهد: وسایل را در کوره مدتی رها می کنیم تا سرد شود و این پس از خاموش کردن کوره هاست و سپس آنها را بیرون می آوریم و این آخرین مرحله است . و اما کلام آخر اینکه ای کاش این گزارش سرآغازی با شد برای توجه بیشتر اهالی هنر و دست اندرکاران امور عمرانی استان به این هنر دیرپای در حال غروب. راستی مگر ما چند تا از این هنرهای اصیل و سنتی در استان داریم که نمی توانیم روی حفظ و بقای آن ها تمرکز کنیم. مگر یک انشعاب آب یا برق و یا وام چقدر امکانات و بودجه می خواهد که متأسفانه تاکنون مسؤولین شهری و استانی از این عزیزان دریغ داشته اند؟ بیاید قدر داشته های فرهنگی و هنری بومی استان را بیشتر بدانیم و تا دیر نشده از نابودی شان جلوگیری کنیم. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه