![]() |
||||
|
|
||||
|
نگاهی به انتخاب استاندار جدیدبار دیگر یک مرد حکومتی از تیم قوی پنجه خارج شد، فردی که از پتانسیل بالقوه ای برخوردار بود. بومی گرا و از خاک پاک منطقه بندر گناوه است. نمی دانم شاید بعضی از هم شهریان وی عقیده داشتند بایستی زیاران چشم یاری بیشتری داشت، اما بعضی مواقع مصلحت اندیشی در برخورد با همشهری هم لازم الاجرا بود.
اما اندکی برای هم شهریان وی غیرباور بود زیرا کسی که از ابتدا به طور مستمر با چهره های کلوزآپ در هفته نامه های محلی چه در صدا و سیمای مرکز بوشهر روبرو می شدند که لااقل شهامت و مهارت "نه" گفتن در مواقع وعده دادن بیش از "بله" گفتن بر زبان داشت، توقع بیشتری داشتند. به هر حال ایشان به دسته اولی ها و دومی ها اصلاً فکر نمی کرد، زیرا از اول به دسته سومی ها بیشتر وفادار بود لذا وفاداری او یک تراژدی پایانی دارد. و اما این مرد حکومتی، پتانسیل بالقوه را به فرد دیگری که از راه رسید داد که پرقدرت و پرانرژی و پرفشار با کار و روش وی در استان ناآشنا نیستیم زیرا کنداتورش از برش تیزرهای خوب همراه بود و دارای جلوه های ویژه و کاملاً استاندارد شده است که به روی صحنه استان بوشهر به نمایش گذاشته خواهد شد. امید است این پرچم افراشته ی استان، تعهد را میزان قرار دهد؛ نه خود را شمالی بداند و نه جنوبی، بلکه فارسی فارسی باشد، البته یک خلیج فارسی تمام و کمال که همه خانه او را خوب بلد باشند. در خاتمه این مرد حکومتی با آن مرد حکومتی نه چندان هم بیگانه در رفتار و کردار نیستند. باشد که خلعت حکومت بر اندام بیستمین استاندار بوشهر از یک پشتوانه و حمایت مردمی برخوردار باشد و بنا به گفته منوچهر آتشی شاعر دیار جنوب «مبارک طاقه موازی را پیش آرید/ که سوزن بان دیگری/ قطار همت را دست به طلب دارد». حالا این پرچم همیشه افراشته استان می خواهد تبادار باشد یا افراشته، اما ما را از بادی که پرچم را می نوازد باکی نیست. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه