![]() |
||||
|
|
||||
|
عبدالرحمن برزگر ـ روزنامهنگار: فرهنگ، ناموس هنرمند استمکث: آنچنان که مرسوم است هرساله وقتی آخرین شمارهی نشریهای به چاپ میرسد همه به هم پیشنهاد میدهند که برای ویژهنامهمان عیدانه یا بهارانهای بنویس. اما اینبار از این سرخوشی اثری نیست و امسال که شمارهی آخر نشریهمان به چاپ میرسد ویژهنامهمان همانند شمارههای دیگر این هفتهنامه است، همان 8 صفحهایهای معروف بوشهر. گمان میکنم دیگر همه میدانند چرا امسال نشریات منتقد استان بوشهر ویژهنامههای مجله مانند و همانند ویژهنامههای سالهای گذشته را ندارند؟ دیگر رمقی هم برای تعریف این تراژدی نمانده.
از همان سال گذشته که پا به عرصهی پر از بیم و امید خبرنگاری گذاشتم همهی ماهها را پشت سر میگذاشتم تا شاید ویژهنامهای نصیب من نیز شود ولی مثل اینکه در این دنیای پرآشوب قرار نیست آرامشی نصیب من شود. چرا که سال اول کنکور آمد و سال بعد شفیعی. حال نمیدانم در این روزگار پر از یأس و خمودی کسی نای نوشتن بهارانه دارد؟! با همه ی این اوصاف برای همین ویژهنامهی کوچکمان با اهالی فرهنگ و سیاست استان تماس گرفتم و تقاضا کردم که ارزیابیشان را ازرویدادها و حوادث فرهنگی و سیاسی سال 88 ارائه دهند و مهمترین اتفاق این سال را از دید خود انتخاب نمایند. تعدادی پس از تماسهای مکرر گفتند صلاح نیست در این برههی زمانی صحبت کنیم و به ارزیابی وقایع سال 88 بپردازیم، ولی تعداد بسیاری نیز بودند که با شجاعت بسیار و بیملاحظه و صادقانه گفتند و نوشتند. در پایان نیز پیشبینی خود را از مسایل سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی استان و کشور در سال 89 ارائه نمودند. میدانم که آینده از آن ماست، با بهاری که می رسد از راه... * * * بی هیچ توصیف و تشریحی، بی هیچ توضیح و توجیهی در چند جمله سئوالات را پاسخ میگویم. چه غمانگیز است بر نعش خود گریستن. واژهی فرهنگ و هنر چند سالی است از این دیار رخت بربسته است. نه اینکه به واسطهی بودن مدیران و متولیان فرهنگی است؛ بلکه در این تشییع پیکر پاک فرهنگ استان همه شرکت جستهایم و اصرار بر به خاکسپاریاش داریم. برایش در انظار اشک میریزند و در خفا به ریش هنرجویان لبخند میزنند و با برگزاری جشنوارههای رنگارنگ به پاس هنر و فرهنگ سوگواره سر میدهند. بدترین سالهای فرهنگ را پشت سر گذاشتهایم. در چندین نوبت چه با تماس تلفنی و چه با یادداشت و مقاله در همین هفتهنامهی نصیر و پیغام زنگ هوشیار باش را به صدا درآوردهایم، ولی انگار همگی حاضرند رخت عزای فرهنگی را به تن کنند. اما من و ما نمیگذاریم، شمعی میافروزیم و گرداگرد نورش میچرخیم تا مبادا هویت فرهنگی این دیار به باد فراموشی سپرده شود. فرهنگ ناموس هنرمند است. |

تاکنون هیچ اداره ارشادی از مطبوعات محلی استان شکایت نکرده ولی میتوان به صراحت گفت که اداره ارشاد در زمان شفیعی بیشتر از تمامی ادارات دیگر از مطبوعات محلی شکایت کرده و گزارش خلاف نوشته ولی به دلیل واهی بودن شکایت نامبرده به جایی نرسیده و همهی شکایتهایش در مرحلهی دادسرا مختومه شده است، بعد از به نتیجه نرسیدن شکایتهایش اقدام به «تذکر محرمانه» به دلایل واهی نموده و همچنین سوبسید سهمیه کاغذ که به طور سراسری به کل مطبوعات کشور تعلق میگرفت، از تعدادی از مطبوعات فعال استان محروم کرده است. بن کارت های کتاب خبرنگاران و مطبوعات را فقط به عدهای خاص دادند که بعضی از آنها در تمامی زندگیشان یک خبر تنظیم نکردهاند. برای تحت فشار قرار دادن و تعطیلی مطبوعات تمامی آگهی ادارات را در اداره ارشاد تجمیع و تعدادی از مطبوعات منتقد را از آن محروم کرده است. خلاصه بیش از یک سال و نیم است که ارشاد تمامی مزایا و کمکهای خود به مطبوعات را از نشریات مهم بوشهری دریغ مینماید و به نوعی نشریات بوشهری را تحریم نموده است.
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه