Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این‌ از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر این‌که به خانه‌های خود برگردند.
[ 2 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

کابینه‌ی هفتاد میلیونی همین است؟!

کابینه‌ی هفتاد میلیونی همین است؟!
عمت‌ا... سبحانی
در حالی چهارماه از عمر دولت آقای محمود احمدی‌نژاد می‌گذرد که در این مدت دولت با فراز و نشیب‌های متفاوت و مختلفی در عرصه‌های داخلی و خارجی روبرو بوده است و اگر بخواهیم به طور منصفانه عملکرد دولت را در این چهارماه مورد بررسی قرار دهیم به نقاط ضعف و قوتی برمی‌خوریم که اشاره به آن‌ها خالی از لطف نیست.
عمده‌ترین مشکل رئیس جمهور ابتدا بر سر انتخاب وزیران و تشکیل دولت بود و آقای احمدی‌نژاد غافل از شعارها و وعده‌های انتخاباتی خود در گام اول با سهم‌خواهی احزاب و گروه‌های اصول‌گرا مواجه و از سویی دیگر فشارهای کسانی که در جریان انتخابات با تمام وجود خود را برای وی هزینه کرده بودند برای به قدرت رسیدن، مانع از انتخاب وزیران و معرفی کابینه در موعد مقرر به مجلس شورای اسلامی می‌شد از این رو عده‌ای با شناخت و انتخاب رئیس جمهوری و عده‌ای نیز با تحمیل برایشان با رأی اعتماد مجلس وارد کابینه‌ی نیمه‌تمام دولت شدند و سکان هدایت وازرتخانه‌ها را بر عهده گرفتند و تعدادی نیز با مخالفت مجلس مواجه شدند و راه خانه‌هایشان را در پیش گرفتند تا شاید مجال دیگری برای همراهی و همکاری با دولت بیابند، اما انتخاب وزیران باقیمانده به حدی جنجال‌برانگیز بود که گاهی دولت و مجلس رو در روی هم قرار می‌گرفتند و ساعت‌ها به بحث و مشاجره می‌پرداختند و خبرسازترین و پرسروصداترین آن ماجرای معرفی چهار کاندیدای وزارت نفت بود که سرانجام منجر به عدم رأی مجلس به سعیدلو، حذف یا انصراف توسلی تخریب و نابودی تسلطی و در نهایت انتخاب وزیری هامانه به عنوان آخرین وزیر نفت جمهوری اسلامی در روزهای سرد و نفت‌سوز پاییزی کابینه‌ی دولت احمدی‌نژاد تکمیل گردید. البته اختلاف بر سر انتخاب و تشکیل دولت‌های محلی هم‌چنان ادامه دارد و دامنه‌ی اختلاف نظرها آن‌قدر وسیع است که تا قلب شهرها و روستاها نیز پیش رفته است و جالب این‌که برای تشکیل کابینه استانی عده‌ای که خود را وکیل و وصی دولت می‌دانند لیست‌های بلند بالایی را تحت عنوان گزینه‌های پیشنهادی برای پست‌های معاونین استاندار، فرمانداران و مدیران کل تهیه و بر بکارگیری افراد مورد دلخواه پافشاری می‌کنند که گویا استان ما بوشهر نیز در این مورد بی‌نصیب نمانده. لازم به ذکر است این اقدام نسنجیده حتی باعث دلسردی، تضعیف و تخریب نیروهای خودی نیز گردیده و از طرفی دست استانداران را برای انتخاب مدیران از پشت بسته است لذا سهم‌خواهی و یا بهتر بگویم باج‌خواهی این قوم نه تنها پیشرفتی را حاصل ننموده بلکه سرعت شکل‌گیری و تکمیل دولت را کند کرده و به طور حتم مشکلات عمده‌ای را در مدیریت و اداره‌ی استان‌ها ایجاد نموده برای مثال بسیاری از دستگاه‌های دولتی فاقد مدیر می‌باشند، تهدید به برکناری و نبود امنیت شغلی برای مدیران فعلی باعث مرگ انگیزه‌ها و از بین رفتن نشاط کاری در آنان گردیده و دستگاه‌های دولتی را به حالت نیمه‌تعطیل درآورده و دخالت‌های پنهان و آشکار گروه حاکم جرأت و قدرت تصمیم‌گیری را از استانداران سلب نموده و این به عنوان یک معضل اساسی مدیریت استان‌ها را خدشه‌دار و در معرض خطر جدی قرار داده و مطمئناً این پایان کار نخواهد بود، با در نظر گرفتن همه‌ی تفاصیل و رخدادهای مشهود آن‌چه که امروز به عنوان سؤال در ذهن و افکار عمومی مطرح است: 1ـ چگونگی انتخاب و شکل‌گیری دولتی‌ است که در شعارهای محمود احمدی‌نژاد دولت هفتاد میلیونی نامیده می‌‌شد و سؤال این است که آیا انتقال شهردار و مدیران شهرداری تهران به ساختمان نهاد ریاست جمهوری و اضافه کردن افرادی از نهادهای دیگر به جمع خود همان کابینه‌ی هفتاد میلیونی است که آقای رئیس جمهوری وعده آن را داده بود و یا سهام پیش فروخته شده‌ای است که در زمان انتخابات به بازیگران و نقش‌آفرینان و همراهان اصلی واگذار گردیده، اگرچه در این مورد شک نباید کرد و حق را به جانب آنان دانست ولی این‌گونه معاملات معادلات رئیس جمهور را بر هم زده و او را از تحقق‌ شعارها و برنامه‌هایش باز خواهد داشت و قطعاً سؤال و خواسته‌ی همه‌ی مردم و حتی حامیان آقای احمدی‌نژاددر این زمینه تا پایان چهارسال بی‌پاسخ خواهد ماند. 2ـ طرح موضع شدیداللحن و صریح جمهوری اسلامی توسط آقای احمدی‌نژاد دو پیامد مثبت و منفی را در عرصه‌ی بین‌المللی به وجود آورد. اول این‌که تأکیدی مجدد و مهر تأییدی بر مخالفت جمهوری اسلامی با سیاست‌های خصمانه و ظالمانه آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی دارد که با تغییر دولت هیچ تغییری در اراده و موضع اصولی جمهوری اسلامی به وجود نیامده و تا دست آمریکا و اسرائیل بر سر ملت‌ها و دولت‌های مسلمان به ویژه جمهوری اسلامی کوتاه نشده ملت و دولت ایران خود را موظف می‌داند در برابر فشارهای سلطه‌گرانه‌ و اقدامات وحشیانه‌ی آنان ایستادگی کنند و از حقوق مسلم خود دفاع نمایند و تسلیم خواسته‌های شیطانی آنان نشوند و موضع رئیس جمهوری از این نظر قابل تقدیر و تحسین است و هر چند خوشایند دنیای زر و زور نمی‌باشد ولی بیداری و ثابت قدمی ملت ایران را به اثبات می‌رساند ولی از نگاه دیگر عرف بین‌الملل و سیاست خارجی اقتضا می‌کند طرح دیدگاه‌ها و سیاست‌های کلان از جانب دولت‌مردان به خصوص عالی‌ترین مقام کشور در زمان خاص می‌بایست با در نظر گرفتن همه‌ی جوانب به خصوص شرایط و جو حاکم بر فضای بین‌الملل صورت گیرد تا فرصت بحران‌سازی را از دشمن سلب نموده و در شرایطی که جمهوری اسلامی به دست‌یابی به سلاح هسته‌ای، نقض حقوق بشر، تروریست دولتی، پناه دادن و همکاری با اعضای القاعده، دخالت در امور داخلی کشورها و ده‌ها اتهام دیگر متهم می‌باشد و شخص رئیس جمهوری را در اولین روزهای انتخابش به تروریسم متهم می‌کنند، بیان مواضع کشور با شدت تمام بدون در نظر گرفتن عواقب و پیامدهای آن ناخواسته کشور را در جایگاه متهمی قرار می‌دهد که دشمن برای ما طراحی کرده و آن‌گاه برای روشن کردن افکار عمومی دنیا و فرار از اتهامات وارده ناچاراً متحمل پرداخت هزینه‌های گذافی می‌گردیم که در سه ماهه‌ی اول کار دولت شاهد آثار منفی پیامد دوم در سیاست خارجی، روابط بین‌المللی و به خصوص در بحث پرونده‌ی هسته‌ای و در بخش اقتصادی به طور ملموس در بازار بورس بوده‌ایم.
یکی دیگر از اقدامات دولت احمدی‌نژاد بردن دولت در استان‌ها و آشنایی نزدیک با مشکلات مردم است که در نهایت منجر به تخصیص رقم‌های نجومی و میلیارد بودجه به استان‌ها می‌گردد. بی‌تردید حضور دولت‌مردان در شهرها از نقاط قوت دولت احمدی‌نژاد است و این رفتار حسنه و پسندیده‌ای است که باید به فال نیک گرفت اما اختصاص بودجه‌های کلان از چه محلی باید تأمین شود بحث دیگری است و آیا دولت قادر خواهد بود در طول یک سال صدها میلیارد تومان مازاد بر بودجه‌ی عمومی کشور به استان‌ها پرداخت نماید باید منتظر نشست تا زمان موعود فرا رسد و آن‌گاه زوایای آن روشن‌تر خواهد شد و اگر چنان‌چه رئیس جمهوری نتواند برنامه‌ها و تصمیمات دولت را در استان‌ها عملیاتی کند نه تنها هیچ کمکی در جهت حل مشکلات مردم این استان‌ها نکرده بلکه با انبوهی از مطالبات، مشکلات و اعتراضات مردمی از ناحیه بالا بردن سطح توقعات آنان روبرو خواهد شد و نتیجتاً مدیران و دولت‌مردان در پیشگاه مردم به ضعف و سستی و فریب‌کاری متهم می‌گردند و دولت در بحران سیاسی، اقتصادی و اجتماعی گرفتار خواهد شد و سپس برای خروج از بحران‌های یاد شده نیاز به صرف هزینه‌های سنگین‌تری می‌باشد.