Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این‌ از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر این‌که به خانه‌های خود برگردند.
[ 2 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

روزی روزگار ی اخراج کارگران جزیره صنعتی دریایی صدرا

روزی روزگاریاخراج کارگران جزیره صنعتی دریایی صدرا
محمد سرخوش
زمانی‌که این شرکت، "صنایع دریایی" نام داشت و زیرنظر آمریکایی‌ها اداره می‌شد، کارگران احترام خاصی داشتند. خارجی‌ها به کارگران این شرکت نهایت احترام قایل بودند. حتی در مجالس عروسی جوانان شرکت می‌کردند و کادوی خوبی هم می‌دادند. فطرت آنان ایجاب می‌کرد زحمت‌کشان را دوست بدارند. بعد از پیروزی انقلاب این شرکت در زمان وزارت آقای بهزاد نبوی، ظاهراً به نفع دولت مصادره شد. یک شرکت را تولیدی مدرن بادآورده را تصاحب کردند. بعد از مدتی با زد و بندهای پشت پرده این شرکت به نام خودشان ثبت کردند و نام آن را "صنعتی‌دریایی" نهادند. مدیرعاملی به‌نام "خبره" برایش گماشتند. میلیاردها دلار درآمد کسب نمودند. با زیر پا گذاشتن حق و حقوق کارگران هر ظلمی که توانستند روا داشتند. هیچ‌ فریادرسی هم وجود نداشت. حالا هم وجود نخواهد داشت.
تعداد 200 نفر از این کارگران را بدون دلیل از کار اخراج کردند با سابقه‌ی 6 سال کار به بالا. در دفتر ارتباطات ریاست جمهوری نشسته بودم تعدادی از این جوانان آمدند، ضمن شکواییه گفتند زن و بچه داریم، وام داریم، کرایه منزل داریم، با این‌همه سابقه‌ی کار بدون دلیل ما را اخراج کردند. جواب زن و بچه را چه بدهیم. یکی‌ می‌گفت: از صبح می‌رفتم سرکار تا ساعت 7 شب می‌آمدم. تا صبح دیگر خسته و کوفته در خانه بودم و دوباره خسته و کوفته با بسم‌ا... فردا صبح کارم را شروع می‌کردم. آدم بیکاری که دارای زن و بچه است چه باید کند، رو به مواد مخدر ببرد یا دزدی کند. در نظام اسلامی ما، آیا این نوع ستم‌ها جایز است؟ کسی از این آقایان نمی‌پرسد به چه دلیلی جوانان را از کار بیکار می‌کنید. جالب توجه این‌که می‌گفتند اگر می‌دانستیم که شرکت واقعاً کار ندارد ناراحت نمی‌شدیم. اگر تا 10 سال متوالی شب و روز کار کنیم، کار موجود است. ما را بیرون می‌کنند و کارگران افغان را می‌پذیرند. جوانان بوشهر را اخراج می‌کنند و می‌روند نیرو از خوزستان می‌آورند. آقای استاندار محترم که نماینده‌ی دولت آقای احمدی‌نژاد هستید، عدالت و مهرورزی که ریاست جمهوری شعارش می‌داد، همین است. به که پناه ببریم. داد بی‌نوایی خودمان را به کجا بزنیم. از این‌طرف شعار حمایت از جوانان می‌دهند خودشان را خدمت‌گذار مردم می‌دانند از طرف دیگر ستم روا می‌دارند.
امیدوارم با استمداد آقای احمدی‌نژاد و نماینده‌ی ایشان، استاندار محترم، ترتیبی بدهند تا این عزیزان سر کار خود برگردند. خانواده‌ها را از این محنت پیش‌آمده نجات دهند.
آقای خبره و دار و دسته‌ی ایشان شرکت صنایع دریایی را مفت و مجانی تصاحب کردند. عدالت چه موقع باید پیاده شود؟ تاکنون جز شعار چیزی ندیدیم. این ستم، زیبنده‌ی نظام اسلامی نیست.