![]() |
||||
|
|
||||
|
آقای مدیری؛ شما به آخر خط رسیدهاید!نقدی بر مجموعهی "شبهای برره"آقای مدیری؛ شما به آخر خط رسیدهاید!نقدی بر مجموعهی "شبهای برره"
حشمتا... غضنفر پیشآغاز: در روزهای اخیر و مقارن با شب یلدا، رئیس صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ضمن بازدید از لوکیشنهای مجموعهی "شبهای برره" کلیهی عوامل سازندهی سریال را مورد تفقد قرار داد و در بخشی از سخنان خود علیرغم نقدهای مکرر از سوی مردم، اهل فن و مسؤولین و نمایندگان مجلس، با تمجید و تحسین از آنان، یکی از ویژگیهای مجموعه را ارائهی پیامهای اخلاقی و اجتماعی عنوان نمود که با توجه به ضعف محتوایی و لحن و حرکات بازیگران و دیالوگهای مورد استفاده، این گفته مورد تردید قرار گرفته و به نظر میرسد که برای سرگرمی و تفنن مردم از هر گونه ابزاری میتوان بهره برد. متن ذیل در همین راستا و با هدف تحلیل اشاعهی واژگان مبتذل در گویشی غیرمتعارف در این مجموعه نگاشته شده است. "جگر" در ادبیات گفتاری، نوشتاری و نظم و نثر جایگاه ویژهای داشته و در استعاره، کنایه و تمثیل به صور مختلف در ضمائر مفرد و جمع (جگرم، جگرمان ...) و یا اضافه نمودن پسوند و پیشوند به آن (جگر سوز، جگرگوشه، خون جگر، پارهی جگر...) مورد استفاده فراوانی در اشعار، داستان، نمایشنامه، فیلمنامه، مصیبتخوانی و مرثیهسرایی دارد. معالوصف تغییر این واژه و اضافه نمودن حرف «ی» در وسط آن و تلفظ واژه با اداهای آنچنانی در مجموعهی روتین کنونی (شبهای برره) صرفاً یادآور الفاظ و اصطلاحات لمپنی و زبان خاص کلاه مخملیهای دههی چهل این کشور است (مستند به دیالوگهای فیلمفارسیهای قدیمی) که آن حضرات به دلخواه و به نسبت وضعیت فیزیکی و شخصیتی خودشان، بیشتر کلمات را با کاهش یا اضافه نمودن حروف یا القابی من درآوردی باب دندان و تکلم ساخته تا احیاناً برای خویشتن ابهتی کسب و بتوانند به راحتی حرف دل خود را با همپالکیها و همزبانانِ همراه بزنند مانند: اشتب= اشتباه، ریفیق= رفیق، ترمز کن= حرف نزن، زَت زیاد= عزت زیاد، کرتیم= نوکرتیم. این قشر، دیگر افراد جامعه را به هیچ انگاشته و به استثناء صاحبان قدرت، مابقی را مرید خود دانسته و در مقطعی که براین ملت و مرز و بوم گذشت فضایی توأم با اقتدار و وحشت ایجاد کرده بودند و همین واژهی "جیگر" که در حال حاضر با حلاوت و شیرینی خاص از کام شخصیتهای ساخته و پرداختهی "مدیری" در برابرِ مخاطبان فهیمِ هموطن به کار میگیرند، همان لغت یا در واقع غلط مصطلح کلاه مخملی کذایی و جاهل گردن کلفت است که با دیدن جنس اناث و با مفهوم بسیار زشت و قبیح و با ادای آن قصد هتک حرمت به ایشان را داشتند و حذف افعال بعد از واژهی "جیگر" در مجموعهی مورد نظر ـ که قبلاً به شکل "جیگر تو برم" و "چه طوری جیگر"!! استفاده میگردید ـ قباحت و فضاحت بهرهوری از اینگونه واژهها را کمرنگ نخواهد کرد. البته با حمایتی که از آقای مدیری ـ علیرغم نقدهای کوبنده و سازنده ـ در ساخت و ارایهی سریالهای مشابه میشود، قطعاً این "آقای چندمنظوره" خود را مختار میبیند که هرچه دلش خواست بگوید و بینندهی بیگناه و به ویژه نوجوانان و جوانان را جسورانه به سوی ابتذال سوق داده و طنازی را تا مرز الگوهای ضداخلاقی، دینی و انحرافی گسترش دهد. "مدیری" با مجوزهای مأخوذه، مقولهی طنز را آنچنان به بیراهه برده که حتی شاعرِ دستسازش را با هویت سخیف اشخاص دوجنسی معرفی و نامبرده که در مجموعههای قبلیِ "مدیری" منحصراً مسؤول تدارکات بوده و هیچگونه شناختی از فن بازیگری ندارد را در راهبری به اصطلاح کارگردانی، وادار نموده تا با آن فیزیک بدنی نامتناسب و سبیل نخراشیده و نتراشیده با پیچ و تاب به اندام و اعضای بدن و ادای زنانهی دیالوگهایش، به تمامی شعرا و ادیبان تاریخ و معاصر این مرزوبوم توهین روا دارد. آخرالامر چه کسی هجویات و هزلگویی این "مهران" و آن "مهران" را تخطئه و از هدر رفتن بودجهی کلان نجومی ـ که از سرمایههای ملی و از محل جمعآوری عوارض، مالیات همین مردم تأمین میشود ـ و پرداخت مبالغ هنگفت به طناز بزرگ! ممانعت به عمل میآورد؟! در مقطعیکه آحادمردم و مسؤولین مملکت به لحاظ وضعیت خاص ارتباط جمعی جوانان و استفاده از تکنولوژی مدرن (که اجتنابناپذیر است) در تلاش اعتلای فرهنگ و تقویت بنیهی علمی و مذهبی آنان بوده و به جد و کوشش در صدد زدودن مظاهر قبیح و ناپسند و به تبع آن رفتارهای ناشایست و ناهنجار از فضای فرهنگی ـ هنری میباشند، این آقا و مشابهاش که الفاظی مانند اصطلاح "نامرد" را پی در پی به کـــار میبرند، در اندیشهی احیای ایدههای گذشته و تأسی یا شبیهسازی لیلا (لیلون) کدخدا (سردارخان) باقرزاده (سالارخان) عینا... (کیانوش)، سرکار استوار (طغرل) و در نتیجه توهین به شعور هموطنان هستند که این هجمهی فرهنگی داخلی خطر و اثرش کمتر از آن تهاجم برون مرزی نیست. آقای مدیری: آن "صمدِ" سفارشی که میخواست درِ دیگ بخار را باز نماید، دیگر وجود ندارد، زیرا در حال حاضر کنایههای شما و ناگفتههای مجموعه و نهایتاً تلخیِ طنزتان با شیرینی از زبان قلم و تصویر رسانههای داخلی، اخبار صدا و سیما، خبرهای 20:30 شبکه دو سیما، سخنگوی دولت، سخنگوی قوه قضائیه، وزارت امور خارجه، مسؤولین مملکتی و ائمهی جمعه، کمیسیونها و پرسشهای مطروحهی نمایندگان مجلسو... بهسمع و نظر مردم میرسد و به قول اهالی این خطه : "پنبهی شما نم کشیده" و یا طبق واژههای کوچه بازاری خودتان "دوزاریتان دیر افتاده". اگر بهآخر خط و بنبست رسیدهاید صادقانه اعتراف کنید و هنر را دستآویز اشتهار، مالاندوزی و اهانت به سنتها و قومیتها قرار ندهید، خاطرتان باشد شما با مردم روراست نبودید و واقعهی "ممنوعالتصویر" شدن شما هنوز در اذهان عمومی پاک نشده است. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه