![]() |
||||
|
|
||||
|
جاده ساحلی؛ باریکهی غزه یا جادهی مرگ جاده ساحلی؛ باریکهی غزه یا جادهی مرگ دکتر عبدالرحیم مهرور حدود سه سال قبل در صفحات اول هفتهنامههای بوشهر با دو چشمان بدبینم دیدم، با زبان الکنم خواندم و با گوشهای ناشنوایم شنیدم: زمینهای شرق بوشهر با پیگیری استاندار و نماینده بوشهر آزاد شد. با خود گفتم من که چشم و گوش و زبانم اینگونه است فکر نمیکنم حقیقت داشته باشد. اگر پشت گوشم را دیدم میتوانم این را هم باور کنم. مگر میشود از این همه سیمهای خاردار که خاری است در چشمان مردمی که آه ندارند با ناله سودا کنند، نجات یابیم. بعد مجدداً با خودم گفتم حال اگر زمینهای شرقی بوشهر آزاد شد زمینهای غربی چه؟ یکمرتبه با خودم گفتم آدم عاقل مگر بیکاری، مگر نمیدانی دراین زمینها حضرات بنگاههای معاملاتی و رستورانهای شادی برای شادی عروس و دامادها با ارکستر سمفونی "دیبلال" به کارگردانی ارباب حلقهها و مراسم حجاج یوسف به کارگردانی دیجلال هر شب روی آمفیتئاترش قمبول میاندازد و در عوض اینها به مردم بوشهر فاضلاب گندیده هدیه میدهند. تازه کجایش را دیدهای، در این بنگاه املاک، پول آب و برق این املاک را هم از کرایهنشین میگیرند ولی چیزی عاید اداره برق و آب و فاضلاب فارس که بسیار محروم و تهیدست هستند نمیشود. بیچاره آن فوتبالیستهای برق شیراز از گرسنگی نمیرند!! از شوخی گذشته بریم به جادهی ساحلی یا همان باریکهی غزهی خودمان روزی نیست که حداقل یک جوان ناکام در این مسیر کامروا نشود!! باریکهای که مثل باریکهی غزه بوی مرگ میدهد زیرا که تاکنون صدها جوان را به کام مرگ کشانده، باریکهای که بوی خون و خیام، بوی خون و پیام میدهد. حال چرا اینهمه تبعیض، چرا اینهمه جفا، چرا عدهای در این کشور باید خیمهنشین و یاخفتهنشین باشند و عدهای دیگر کاخ نشین یا کازینونشین. حال که چنین است محلهای نظامی برای خودتان، فدای سرتان و قربان پیکرتان اینها همگی ده درصد زمینهای اشغالی است اما چرا قسمتهای غیرنظامی که 90% میباشد را تخلیه نمیکنید و به مردم یا شورای شهر جهت توسعه شهر واگذار نمیکنید؟ لازم به توضیح است 38 سال قبل رژیم غاصب اسرائیل، نوار غزه را اشغال و مردم آن سامان را آواره کرد. در همان ایام، همزمان رژیم شاهنشاهی با فشارهای سرنیزه مردم این سامان (جفره علیباش، باغ ملا، لیل و...) را آواره و زمینهای آنها را یکی پس از دیگری به تصرف درآورد. اکنون نوار غزه به صاحبان اصلی آن عودت داده شده اما هنوز که هنوز زمینهایی که نیاز مردم بومی شهرستان بوشهر میباشد تحویل ندادهاند و با توجه به مصوبات مجلس مبنی بر خروج پادگانها از شهر متأسفانه گویا این قوانین برای شهرهایی مثل بوشهر قابل اجرا نیست و فقط مختص از ما بهتران است و از آنجایی که یکی از شعارهای انتخاباتی آقای احمدینژاد مبارزه با رفع تبعیض از جامعه بود حقیر مصرانه از ایشان به عنوان یک شهروند میخواهم نوار غزهی "بوشهر" را که ارثیهی رژیم شاهنشاهی است به صاحبان اصلی آن یعنی مردم جهت توسعهی شهر واگذار نماید. گاز که نداریم، بهداشت که صفر، آب که نداریم، زمین هم که نداریم، شهر هم که در محاصرهی سیمهای خاردار است. اکنون یک سؤال بیپاسخ: ـ آیا آنهایی که مخالف تخلیهی این زمینها هستند در مرگ مردم در تصادفات جادهی ساحلی شریک نیستند؟ |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
جاده ساحلی؛ باریکهی غزه یا جادهی مرگ