![]() |
||||
|
|
||||
|
انتخابات انقلاب سفید دربوشهرانتخابات انقلاب سفید دربوشهر
مصطفی مرهونی تاریخ کهن ایران دارای قدمت عظیم و از دیرباز مورد توجه قرار گرفته بود. سیطرهی حکومتهای متعدد شاید در آبادانی یا ویرانی آن نقش ایفا نمودند. دولتهایی که هر کدام دارای نژاد ایرانی یا غیرایرانی بوده و هر کدام برای پیشبرد اهداف خود تلاش مینمود و این کشور دارای قدمت را فدای اهداف خود میکرد. ضعف و ناتوانی دولتها بالاخص قاجاریه یا پهلوی در ادارهی ایران، این فرصت را فراهم نمود که کشورهای بیگانه چشم طمع به این کشور دوخته و یا هر حربه توانستند پای خود را در این کشور باز نموده و تا آن جا که تصمیمگیری مسائل داخلی ایران برعهدهی آنان گذاشته شد و شاهان ایران مجری احکام آنان بودند یا شاهان ایران دستنشاندههای آنان میشدند. این ضعف و ناتوانی دولتهای ایرانی باعث گردید که سالیان متمادی ایران که دارای منابع عظیم اقتصادی و فرهنگی سیاسی بود قربانی گردید و از خود هیچگونه ارادهای نداشت. در این مقاطع خیلی رویدادها در ایران صورت گرفت که به ضرر پهلوی و به نفع کشورهای بیگانه بود. انقلاب سفید یکی رویدادها و طراحهای کشورهای بیگانه درایران بوده که بالاجبار به اجرا درآمد. در این مقاله، به مناسبت ششم بهمن سالگرد این طرح آمریکایی در ایران در عصر سیطره محمدرضا پهلویف به تحلیل و بررسی این انتخابات و چگونگی برگزاری آن در شهرهای ایران به خصوص بوشهر میپردازیم. تاریخچهی انقلاب سفید انقلاب دهقانی چین و گسترش کمونیسم و تشکیل پیمان ورشو در میان بلوک کمونیسم، هشدار بزرگی به ایالات متحدهی آمریکا و بلوک غرب بود. پس از جنگ جهانی دوم و تشکیل سازمان ملل متحد، با تأسیس پیمان ناتو به وسیلهی آمریکا و اروپای غربی، جنگ سرد به شدت شروع شد. شرق، دوران پس از استالین و تجدید نظر در شیوهی پلیسی و میلیتاریستی او را تجربه میکرد. تیتوی کمونیست، نهروی سوسیالیست و جمال عبداناصر ملی پانعربیست، پس از کنفرانس «باندونگ» سازمان کشورهای بیطرف (که بعدها غیرمتعهد نامیده شد) را در برابر ناتو و ورشو تأسیس کردند، و در نخستین نشست خود عکسی از دکتر مصدق را ـ که در آن روزها در زندان زرهی یا تبعیدگاه احمدآباد به سر میبرد ـ روی یک صندلی خالی گذاشته بودند تا از بنیانگذار تز موازنهی منفی (بیطرفی و عدم تعهد بعدی) سپاسگزاری و یادی کرده باشند. این حوادث پیوسته تنور جنگ سرد را برافروختهتر میکرد. یکباره ژنرال آیزنهاور که در جنگ جهانی دوم جنگیده بود، دکترینی داد برای محاصرهی کشور کمونیستی و جلوگیری از نفوذ آن به خارج از بلوک. "پیمان سیتو" در جنوب شرقی آسیا تا پاکستان تشکیل شده بود، و "پیمان ناتو" از اروپای غربی تا ترکیه را پوشش میداد. لیکن میان این دو پیمان فاصله افتاده بود. آمریکا برای متصل کردن این دو زنجیره به یکدیگر، از ایران، ترکیه، پاکستان، عراق و مصر دعوت کرد که یک پیمان (به ظاهر) دفاعی ببندند. مصر نپذیرفت و بر مخالفت خود با پیمان بندیهای نظامی پافشاری ورزید، لیکن کشورهای دیگر، پیمانی در بغداد امضاء کردند که به پیمان بغداد مشهور شد. (پس از انقلاب افسران در 1958 م. در عراق به پیمان سنتو تغییر نام داد) علاوه بر آن چهار کشور، امریکا و انگلیس هم به عنوان ناظر در این پیمان حضور داشتند. مشاوران ایالات متحده امثال ژزوئه دوکاسترو نویسندهی "جغرافیای گرسنگی"، به سران آن کشور نظر دادندکه برای جلوگیری از پیشروی کمونیسم، پیمانهای نظامی کفایت نمیکند، باید با اصلاحات ارضی و رفرمهای این چنینی از انقلابها و انفجارهای دهقانی در کشورهای عقبماندهی جهان سوم جلوگیری کرد. علاوه بر رفرم، محیطهایی نسبتاً دموکراتیک و فضای باز سیاسی کنترل شدهای در آن کشورها باید به وجود آورد تا مردم محروم استبداد زده به سوی کمونیسم جذب نشوند.(1) لذا دولت دموکرات به محمدرضا شاه پهلوی هشدار داد برای تضمین ثبات رژیم تنها نیروی نظامی کافی نیست و باید به اصلاحاتی عمیق دست بزند و فضای سیاسی را حتیالامکان باز کند. اما ثبات سیاسی رژیم ماهها پیش از به قدرت رسیدن دموکراتها و در جریان فعالیتهای انتخاباتی آنها که حزب حاکم (جمهوریخواه) را به حمایت ازدیکتاتورها و به ویژه رژیم شاه متهم میکردند، عملاً به هم خورده بود چنان که همزمان با آغاز انتخابات دوره بیستم مجلس در تابستان 1339 که در آستانهاش شاه گفته بود: «انتخابات آینده کاملاً آزاد خواهد بود»، جنبوجوش جدیدی در فضای سیاسی کشور پیدا شد. جبههی ملی، که بر اثر سرکوبی شدید سالها بعد از کودتا از هم پاشیده شده بود، در همان روز با صدور دستور انتخابات در 30 تیر، فعالیت را از سر گرفت. اعتراضها به نحوهی برگزاری انتخابات، که دو حزب شه ساخته ملیون (به رهبری عباس اقبال که در سایهی چاکری دربار از فروردین 1336 برمسند نخستوزیری تکیه داشت) و مردم (به رهبری علم، چاکر خانهزاد دیگر دربار)، مأمور راهاندازی جنگ زرگری در جریان آن بودند و "اقبال" صراحتاً اعلام کرده بود که مصدقیها و تودهایها نمیتوانند نامزد انتخابات شوند، به تظاهرات دانشجویی ـ دانشآموزی و زد و خوردهای خیابانی کشیده شد و در میتینگی که جبههی ملی در اعتراض به آزاد نبودن انتخابات در 5 مرداد برگزار کرد، نزدیک به سی هزار نفر شرکت کردند. اگرچه اسامی کاندیداهای احزاب مذکور از صندوقها بیرون آمد، گسترش دامنهی اعتراضات، شاه را به فدا کردن اقبال و خدشهدار اعلام نمودن انتخابات و انتصاب شریف امامی به نخست وزیری در شهریور همان سال و برگزاری انتخاباتی دیگر برای مجلس بیستم که در اسفند گشایش یافت، وادار کرد و ناآرامیهای اواخر دههی سی به دههی چهل راه گشود و با اعتصاب معلمان در اردیبهشت سال 1340به اوج خود رسید. اعتصاب نه تنها موجبات سقوط دولت شریف امامی را فراهم آورد، بلکه زمینهساز سرکار آمدن علی امینی شد که مناسبات خوبی با امریکاییان داشت و به ویژه مورد حمایت دموکراتها برای نخستوزیری بود. امینی با انحلال مجلس بیستم که اکثر نمایندگانش از وابستگان دربار بودند و دادن وعدهی برگزاری انتخابات آزاد، اجرای اصلاحات ارضی، مبارزه با فساد، اتخاذ تدابیری در جهت ایجاد فضای سیاسی آزاد، تأمین آزادی دموکراتیک، انتقاد از روش دولتهای پیشین و سیاستهای سرکوبگرایانهی ساواک و... شروع به کار کرد و اقداماتی در راستای وعدههای خود ـ که البته بیشتر جنبهی نمایشی داشتند ـ انجام داد و برای جلب نیروهای ملیگرا به منظور تقویت موقعیت خود در مقابله با توطئهها و کارشکنیهای رقبا و به ویژه دربار، به جبههی ملی برای برگزاری میتینگی که دهها هزار نفر در آن شرکت کردند اجازه داد. این متینگ، که بزرگترین اجتماع مردم طی دورهی بعد از کودتا و آخرین میتینگ پیش ازانقلاب 1357 بود و در جریان آن پرشورترین احساسات نسبت به دکتر مصدق ابراز شد، به جای آنکه موجب نزدیکی جبهه و دولت شود، گذشته از آنکه به علت حملات تند بعضی از سخنرانان به دولت موجبات رویگردانی امینی از جبهه و تشدید نگرانی دربار از حضور دوبارهی جبهه ملی در صحنهی سیاسی کشور را فراهم میکرد و دستور پراکنده کردن مردم به پلیس صادر شد، در عین حال فقدان اتفاق نظر اعضای شورای عالی جبهه ملی بر سر تعیین مشی جبهه در قبال مسائل کشور و دولت امینی را نیز به نمایش گذاشت. همین ناهماهنگی و عدم قاطعیت و موقعناشناسی موجبات ضعف روزافزون و تلاشی نهایی آن در زیر ضربات رژیم را در سالهای بعدی فراهم آورد. دولت امینی هم که موفق به جلب نیروهای ملی و مردمی نشده بود، سرانجام در میدان رقابت مغلوب دربارشد و بدین ترتیب فرصت تاریخی دیگری در جهت تأمین آزادیهای دموکاتیک و منافع ملی از دست رفت. در 25 آبان 1340، شاه فرمانی خطاب به نخستوزیر (امینی) صادر کرد که در آن مواد برنامهی جدید اصلاحات تشریح شده بود و دولت امینی را مسؤول اجرای آن معرفی کرد. این همان برنامهی اصلاحات مورد نظر دولت و رئیسجمهور آمریکا یعنی "کندی" بود که چند ماه بعد به نام "انقلاب سفید" خوانده شد. این لایحه گرچه صرفاً اصلاحیهای بر قانون سال 1339 بود اما عملاً یک قانون جدید از کار درآمد. تصویب نامهی مزبور، نخستین گام در جهت تحقق برنامه اصلاحات ارضی بود که به موجب آن، حدود مالکیت ارضی را به یک ده شش دانگ یا شش دانگ از چند ده محدود کرد و به مالک اجازه داد تا مازاد املاک خود را به قیمت معین به دولت بفروشد. باغهای میوه، کشتزارهای چای، بیشهزارها، مزارع مکانیزه و زمینهای وقفی از شمول این قانون مستثنی شدند. از آنجایی که اجرای همزمان این قانون در سراسر کشور ناممکن بود، این کار به صورت منطقه به منطقه صورت گرفت. ارسنجانی وزیر کشاورزی، نخست اطراف شهر مراغه را به علت آنکه غالب مالکان آن دور از املاک خود میزیستند و مالک عمده نیز ارضی اعلام شد و چند ماه بعد در مناطق اردبیل،اهر، کرمانشاه و استانهای فارس و کردستان نیز طرح اصلاحات ارضی به اجرا درآمد. اما در روستاهایی که مشمول اصلاحات ارضی نشده بود، کشاورزان از پرداخت بهره مالکانه امتناع کرده در انتظار تقسیم اراضی بودند. این امر دستاویزی برای رژیم شاه شد تا از سرعت اصلاحات ارضی بکاهد و درصدد تدوین برنامهی دیگری برآید. شاه که نمی خواست برنامهی اصلاحات به نام علی امینی تمام شود، با ترتیب دادن توطئههایی درصدد تضعیف او بود، سرکوبی خونین تظاهرات دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به ادامه تعطیلی مجلس و پشتیبانی از خواستههای جبههی ملی در اول بهمن 1340، حلقه ای از زنجیر توطئههای دربار بر ضد دولت امینی و جبهه ملی بود. شاه با استفاده از فرصت، دستور سرکوب دانشجویان را صادر کرد و کماندوهای تحت فرمان "خسروداد" به دانشگاه یورش برده و بیش از 60 دانشجوی پسر و دختر را مجروح کردند و عدهای از استادان را کتک زدند و آسیبهای جدی به کلاسهای درس، آزمایشگاهها و کتابخانهها وارد آوردند. سرکوب و تخریب چنان شدید بود که "دکتر فرهاد" رئیس دانشگاه تهران طیاعلامیهای این حمله وحشیانه را محکوم کرد و از ریاست استعفا داد و دانشگاه به مدت دو ماه و نیم بسته ماند. به دنبال این سرکوبی به خواست علی امینی عدهای از سران جبهه ملی بازداشت شدند و تیمور بختیار، رئیس ساواک مخوف و منفور از کشور تبعید شد. شاه سرانجام به منظور جلب توافق واشنگتن با سپرده شدن کار اصلاحات به وی، عازم امریکا شد و با تمهیدات و دادن قولهایی به اربابان، با دستی پر به ایران بازگشت، همچنان در روزنامهیاطلاعات نوشتهشد: «شاهنشاهاطمینانیافتند که امریکا پشتیبانی سیاسی و نظامی خود را از ایران ادامه خواهد داد. پرزیدنت کندی نیز اطمینان یافت که شاهنشاه یک متحد استوار است که تصمیم قاطع به اصلاحات اقتصادی و اجتماعی دارند.» شاه اندکی بعد از بازگشت، نسبت به جاهطلبیهای امینی بدبین شده بود، در تیرماه 1341 او را وادار به کنارهگیری کرد. با استعفای علی امینی، دولت اسدا... علم روی کار آمد. شاه در 19 دی1341 در کنگرهای که تحت عنوان کنگرهی عظیم دهقانان در تهران برگزار شده بود، طی نطقی لوایح شش گانهی خود معروف به "انقلاب سفید" را مطرح کرد و به تصویب کنگره رساند. اصول ششگانه این طرح از این قرار بود: الغای نظام ارباب ـ رعیتی، ملی شدن جنگلها، فروش سهام کارخانهها به کارگران و سهیم کردن آنها در سودهای حاصله، اصلاح قانون انتخابات و بالاخره ایجاد سپاه دانش. در همان کنگره قرار شد جهت تحکیم این اصول در سرتاسر کشور، رفراندوم عمومی برگزار شود. مخالفت با انقلاب سفید با طرح انقلاب سفید، بزرگان دین و روحانیت، از نقشهی شوم شاه مطلع شدند و به خوبی فهمیده بودند که این حرکت از جانب آمریکا طراحی شده است. آمریکا هیچگاه، گامی که جز سودی برای خود در بر نداشت، برنمیداشت و این حرکت بهره برای آمریکا و ضرر برای کشور ایران به همراه داشت. علمای بزرگ حوزهی علمیه قم، آن را با بنیادهای شریعت اسلام مغایر دانستند و در یک اقدام خودجوش به برنامهی اصلاحات شاه حمله بردند. مراجع در واکنش، اعلامیه هایی صادر کردند، اما به تدریج به عناوین مختلف عذر آوردند و عقبنشینی کردند و در این میان، شخصیتی همچون حضرت آیتا... العظمی سیدروحا... خمینی (ره) از همهی مراجع نسبت به این مسئله حساسیت نشان داد و طی اعلامیهای این رفراندوم را نامشروع خواند و آن را تحریم کرد. او مردم را به مقابله با حکومت شاه فرا خواند. بسیاری از محافل مذهبی و لایههای سنتی جامعه مانند بازار تهران به ندای او پاسخ گفتند. به دنبال اعلامیههای اعتراضآمیز پیشوایان دینی و به ویژه سخنرانیهای سنجیدهی آیتا... خمینی، خشم و غضب در میان لایههای مذهبی جامعه بالا گرفت. در شهرهای قم و مشهد که پایگاههای اصلی رحانیون به شمار میرفتند، ناراضیان در اعتراض به اقدامات حکومت به خیابان آمدند. در میان مخالفان شاه، روحانیت در صف مقدم حضور داشتند. آنان ضمن پیروی از فتوای امام خمینی به خیابانها آمدند و همهی مردم را برعلیه طرح امریکایی در ایران شوراندند. شاه که میدانست اگر روحانیت بخواهد برعلیه او به قیام بپردازد یقیناً طرح او با ناکامی مواجه میشود، لذا در این مقطع به مخالفت و سرکوبی روحانیت پرداخت و این حرکت مورد غضب و قهر جامعه ایران قرار گرفت و زمینهی شکلگیری انقلاب را فراهم آورد. انتخابات انقلاب سفید در ایران در روز ششم بهمن برگزار شد و حدود 711/598/5 رأی موافق و 4115 رأی مخالف را کسب نمود. گزارشی از انتخابات در بوشهر بوشهر از دیرباز شاهد این رویدادها در ایران بود و حتی این شهر نیز دو قرن جبهه مبارزه با استعمارگران بوده و این مبارزات و رشادت و دلاوری مردان بوشهری موجب تداوم تاریخ بوشهرگردید. در این رویداد، بوشهر همانند سایر شهرهای ایران، مردم به پای صندوقهای رأی آمده و رأی خود را با نظارت مأموران ساواک به صندوق ریختند. اگر بخواهیم چشم اندازی به اوضاع سیاسی و اجتماعی بوشهر در آن مقطع از زمان داشته باشیم، بوشهر در آن روزگار یکی از شهرهای خاموش و بدون هیچگونه درگیری، قبل از آغاز نهضت امام خمینی، بوده است. با این رویداد در تاریخ ایران و بوشهر، مردم بوشهر به خود آمده و به هدایت روحانیت فداکار به مبارزه با رژیم پرداختند. از اول بهمن سال 1342.ش خبر رفراندوم شاه از طریق رسانههای گروهی و در مناطق دورافتاده همانند بوشهر، توسط روحانیون اعزام شده از جانب حوزهی علمیه قم مبنی بر تحریم انتخابات از جانب امام خمینی و هدایت مردم، اعلام گردید. در بوشهر، این خبر توسط آیتا... حاج شیخ صدرالدین حائری شیرازی در مسجد بهبهانیها به مردم ابلاغ شد و پیام امام خمینی به مردم ابلاغ گردیدانتخابات در روز ششم بهمنماه در سه محل برگزار گردید: مدرسه سعادت، بازار معینی، مسجد بهبهانیها. تمام اقشار جامعه، بازاریان، دانشآموزان، فرهنگیان و... حتی زنان در این انتخابات بالاجبار حضور یافتند و نتیجه انتخابات در بوشهر بدین شرح اعلام گردید: جمع آرای موافق 500/60 و جمع آرای مخالف 2 میباشد. مرحوم حجتالاسلام والمسلمین سیدمحمدحسن نبوی، یکی از چهرههای شاخص قبل از انقلاب اسلامی که سهم عمدهای در مبارزات داشته و در طی جریانات متعدد در عصر پهلوی اکثر عمر را در تبعیدگاه یا شکنجه یا زندان گذراند، در این انتخابات با حضور در مدرسهی سعادت بوشهر، رأی کبود خود را به صندوق انداخت. از جانب دیگر با یک حرکت متضاد، به این انتخابات به مخالفت پرداخت. در مقالهای تحت عنوان «شهیدی از خانوادهی آیتا... بلادی» در شماره 263نشریه لیان به این حرکت اشاره نموده است: آیتا... سید ابوالمعالی بلادی فرزند آیتا... سیدعبدا... بلادی از جمله شخصیتهایی بود که با عدم حضور در این انتخابات به این رفراندوم عکسالعمل منفی نشان داد.» یکی از محلهای برگزاری انتخابات، مسجد بهبهانیها، محل اقامهی نماز جماعت معظم له بوده است. منزل سید، طبقهی فوقانی مسجد و مشرف به آن بود. در آن روز سیدابوالمعالی بلادی برای اقامه نماز جماعت ظهر و عصر به مسجد نیامد. کمکم ساعات پایان رأیگیری فرا رسید. عدم حضور آیتا... سیدابوالمعالی بلادی و رأی کبود سیدمحمدحسن نبوی مثل بمب در سطح شهر پیچید. مسؤولین برگزاری رفراندوم در بوشهر سخت عصبانی و مضطرب بودند. رئیس ساواک بوشهر مسؤولین صندوق را موظف میکند که هر طور که شده از ایشان رأیگیری به عمل آورند. آیتا... سیدابوالمعالی، در جواب مسؤولین رفراندوم میگوید: «حال من خوب نیست» ساواک حاضر میشود تا صندوق را به محل استراحت آیتا... ببرد که ایشان باز هم با این عذر که: «توانایی جسمی شرکت در انتخابات را ندارد» از شرکت در رفراندوم نمایشی شاه خودداری میکند. این دو حرکت متضاد، اما در یک مسیر و جهت در تاریخ بوشهر در کنار سایر حماسهها و نقشآفرینیهای بزرگان بوشهر در طول تاریخ ثبت گردید. منابع و مآخذ: 1ـ مقاله «برادر خدایی» دکتر سیدمحمدمهدی جعفری، یادگارنامه نبوی ص 260/ 2ـ خاطرات آیتا... سیدهاشم رسولیمحلاتی، تدوین احمد رشیدی/ 3ـ همهپرسیهای رژیم شاه، بهمن خدایی/ 4ـ روزشما تاریخ ایران، باقر عاقلی/ 5ـ هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی، ج اول، غلامرضا کرباسچی/ 6ـ مقاله «شهیدی از خانوادهی بلادی»،ایمان عطارزاده، نشریه لیان/ 7ـ یادگارنامه حجتالاسلام سیدمحمدحسن نبوی، عبدالکریم مشایخی، سیدقاسم یاحسینی/ 8ـ مصاحبه با آیتا... حاج شیخ صدرالدین حائری شیرازی، تابستان 1380 |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه