![]() |
||||
|
|
||||
|
پزشکانی که باید سپاسگزارشان باشیمپزشکانی که باید سپاسگزارشان باشیم
خورشید فقیه اگرچه در طول این سالهای متمادی که به قلمزنی در مطبوعات مشغولم، به ندرت در ستایش افراد مطلبی را نوشتهام ـ البته به جز مواردی که سکوت را نوعی ناسپاسی نسبت به خوبیها تلقی کردهام ـ اکنون برخود میدانم تا در این آشفته بازار پزشکی دامنگیر جامعه و اوضاع شلغمشوربایی که به لحاظ بهداشت و درمان بر مملکت حاکم بوده و فریاد و فغان همه را در آورده است، کمی تا قسمتی هم پیرامون برخی قضایای شایسته و بهنجاری که در این وادی، به طرزی استثنایی و شگفتانگیز رخ مینمایند، مطالبی را به نگارش درآورم. در یکی از شمارههای پیشین همین هفتهنامه مبارکهی "نصیر بوشهر" مقالهای را به چاپ رساندم تحت عنوان "شرافت طبابت در مسلخ تجارت" که متأسفانه موجبات تکدر خاطر برخی از پزشکان گرامی هماستانی را فراهم آورده و درصدد برآمدند تا از طریق نظام پزشکی استان، شکواییهای تقدیم دادگاه نموده و بر علیه اینجانب و مدیرمسؤول نصیر، اقامهی دعوا نمایند. اما ظاهراً این موضوع با پا درمیانی پزشک شرافتمند همشهری جناب دکتر "ایرج نبیپور" منتفی گردید. اگرچه در همان هنگام نیز، بسیاری از خوانندگان مقاله، با مراجعات مکرر و ارائهی مستنداتی، آمادگی خود را جهت حضور در دادگاه و ادای شهادت نسبت به صحت ادعاهای مطرح شده در مقالهی مذکور اعلام داشته بودند. به هر حال، از آنجا که وظیفهی مطبوعات و به وبژه نویسندگان آن، انعکاس واقعی و بیطرفانهی اخبار و وقایع جامعه بوده و میبایست نسب به خوب و بدهای موجود اجتماعی ـ در هر زمینهای ـ دید و نظری واقعبینانه و منصفانه داشته باشند، در اینجا نیز لازم میدانم تا همان طور که در بیان کاستیها و اعلان نابهنجاریها، زبان تعارف و تملق را به کناری مینهم، در مورد رفتارهای پسندیده و کردارهای حسنهی برخی از پزشکان شرافتمند شهرمان نیز بیتفاوت نگذرم و سپاسگزار اعمال شایستهی آنان باشم. هفتهی پیش، جهت انجام عمل جراحی توأمان و به اصرار و پافشاری پزشک وارسته و انسان برجسته جناب آقای دکترعبدالرحیم مهرور ـ متخصص بیهوشی ـ راهی بیمارستان تأمین اجتماعی بوشهر شدم. باور کنید با همان کراهتی وارد بیمارستان شدم که موجب گردیده بود عمل جراحیام را چندین سال، به عقب بیاندازم، اما در کمال شگفتی و ناباوری با موارد و نکات برجسته و تحسینبرانگیزی مواجه شدم که عبور بیتفاوت از کنار آنها را دور از مروت و انصاف دانستم. در وهلهی نخست، برخورد انسانی و به دور از هرگونه شائبهی کاسبکارانه و بازاری دو پزشک گرانقدر دکتر مهرور و دکتر محمدحسین قاصدزاده ـ جراح عمومی بیمارستان ـ بسیاری از تصورات منفی مرا نسبت به کلیت جامعه پزشکی ایران، تا اندازهای تصحیح نمود. باورم نمیشد که در یک چنین اوضاع و احوالی که همگان میدانند، پزشکانی هم پیدا شوند که صرفاً به منظور حفظ صحت و سلامت یک همنوع و انجام وظیفهای انسانی و بدون تحمیل هزینهای اضافی بر بیماران که امروزه تحت عنوان زیرمیزی به صورت یک قاعدهی کلی برای برخی پزشکان ما درآمده است، حاضر به معاینه و معالجهی یک انسان دردمند شوند. تعجب من در این خصوص، زمانی شدت گرفت که در بخش مخصوص بستری بیماران جراحی شده، با دو تن از بیماران مشابه خودم برخورد کردم که یکی از آنان، با پرداخت مبلغ 80 هزار تومان زیرمیزی به یکی از پزشکان، مورد جراحی و تحت معالجه قرار گرفته بود!! و اما موضوع دیگری که باز هم در آن بیمارستان برایم جالب بود، نحوهی برخورد انسانی و مؤدبانهی کارکنان آن بود ـ البته به استثنای یکی دو مورد که مربوط به یکی از پرستاران بخش میشد ـ این نحوهی برخورد پسندیده، با توجه به آنچه در دیگر مراکز درمانی استان متأسفانه شاهدش هستیم ـ البته به استثنای بخش CCU بیمارستان فاطمه زهرا بوشهر ـ قابل تأمل بوده و جای تشکر داشته و نشاندهندهی اعمال نوعی مدیریت شریف و مسؤولیتشناس در این بیمارستان میباشد. به هر حال باز هم جا دارد تا در پایان این مطالب، مجدداً ضمن تشکر بیپایان از دو پزشک حاذق و برجستهی شهرمان ـ دکتر عبدالرحیم مهرور و دکتر محمدحسین قاصدزاده ـ و نیز کارکنان بخشهای مختلف بیمارستان تأمین اجتماعی بوشهر، سپاس ویژهای هم داشته باشیم از مدیریت بیمارستان مذکور و آرزومند توفیق و بهروزی و طول عمر بیشتری باشیم برای تمامی پزشکان شریف و گرانقدری که انسانیت را در مسلخ زراندوزی و انباشت سرمایه قربانی نمیکنند. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه