Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این‌ از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر این‌که به خانه‌های خود برگردند.
[ 2 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

لزوم دین‌داری در عصر حاضر

لزوم دین‌داری در عصر حاضر
شهلا شاکردرگاه
قسمت دوم
آغاز عقل‌گرایی8 در شکل نوین خود در اروپای قرن هفدهم، نتیجه‌ای جز پیشتازی عقل بر دین نداشت. در این رهگذر، عقل نظری حتی از اثبات وجود خدا ناتوان معرفی شد و این در حالی‌ست که عقل جزیی و استدلال‌گر اساسی‌ترین ابزار شناخت قلمداد می‌گردد. در این نگرش، عقل قادر است همه‌ی امور شناختی را درک کند و آن‌چه قابل درک عقلی نباشد قابل شناختن نیز نیست. این رهیافت سبب شد به تدریج الهیات وحیانی اعتبار خود را از دست بدهد و در مقابل الهیات عقلانی تقویت شد.9-اگرچه در قرن بیستم شاهد پیشتازی پوزیتیویسم ـ تجربه‌گرایی افراطی ـ در جریان تجربه‌گرایی از عقل‌گرایی بودیم، اما این دو رقیب، علی‌رغم مخالفت‌های اساسی به یک نقطه‌ی مشترک رسیده‌اند که معارف وحیانی و شناخت‌های شهودیِ انسان فاقد ارزش و اعتبار است، زیرا از دیدگاه یکی "عقل" و از دیدگاه دیگری "تجربه" تنها راه شناخت است.
از این رو انسانی که تا پیش از این هویت واقعی خود را در ارتباط با خدای خویش می‌دانست و عبودیت را یگانه راه رسیدن به کمال می‌دید، اکنون با تردید در شناخت و حیانی و شهودی، خود را محور و اساس همه‌ی واقعیت‌ها و ارزش‌ها تفسیر می‌کند.
از این دیدگاهِ اومانیسمی10 انسان، محور واقعیت‌ها و ارزش‌ها می‌شود، آن‌چه او می‌خواهد برای دست یافتن به آن مجاز است به هر صورت که ممکن است و با هر شیوه‌ی ممکن در تحصیل آن اقدام کند.11 از این رو انسانِ خودباور، با حذف خدا در واقعیت‌های زندگی، سرمستانه به تقدس‌زدایی پرداخت.12
البته این بدان معنا نیست که انسان، خدا و مقدسات را علناً و رسماً از زندگی خود خارج ساخته بلکه به گفته‌ی استیس: «مفهوم جانی که به کلی محکوم نیروهای طبیعی است، پس‌زمینه‌ی مبهمی را در اذهان آنان تشکیل می‌دهد که ناآگاهانه مسلم انگاشته می‌شود و آنان به جای این که استدلال کنند، به طور فطری احساس می‌کردند که این مفهوم، امور مافوق طبیعی را نادیده می‌گیرد.»13
او سپس نتیجه می‌گیرد: «این جهان‌بینی علمی به اعماق اذهان ما نفوذ کرده است. این جهان‌بینی پس‌زمینه‌ی ناخودآگاه همه‌ی تفکرات انسانی گردید. این جهان‌بینی نظریه‌ی انتزاعی صرف متفکران نیست، نظریه‌ای‌ست که تا اعماق شخصیت انسانی رخنه کرده است.»14
این همان تعارض غیرمستقیم علم با دین است که از تعارض مستقیم آن بدتر است.15 از این‌رو می‌توان پذیرفت که: «کاربرد علم، بالاخص در فعالیت‌های مفید، مولد و تکامل فنون تازه که نتیجه‌ی کمی‌شدن شاخص‌ها و ریاضی دیدن جهان بود، احساس انسان عصر مدرن را در باب وابستگی به خداوند در امور روزمره کاهش داد و از حیرت او در برابر امر قدسی کاست ... این علمِ قدرت‌آور، برخلاف تصور دین‌داران سنتی، شأن ضددینی نداشت، بلکه بر دایره‌های شمول دین قید می‌زد.16
دور کردن خدا از جامعه‌ی انسانی و کم‌رنگ شدن معنویات، سبب بروز بحران‌ها و تنش‌هایی در زندگی
انسان معاصر شد. قرار گرفتن دنیا به جای آخرت و دنیایی کردن انسانِ خداطلب، زیان‌های جبران‌ناپذیری به ارمغان آورده است. به گفته‌ی استیس: «علم، هر قدر هم که ماشینی باشد، انکار هدف جهان از آن به دست نمی‌آید ... با این همه اندیشه نویش، این جهش غیرمنطقی را کرده است. اعتقاد به هدف محضِ پدیده‌های جهان یکی از خصایص عمده‌ی نگرش نوین است.»17
او سپس چنین نتیجه می‌گیرد: «بیشتر ظلمت‌ها، معضلات و فقدان سلامتی عقلی در جهان نوین، شاید حتی افزایش بسیار فراوان تعداد افراد روانی و مبتلا به بیماری‌های عصبی در زمان ما، نهایتاً به آن بی‌اعتقادی به وجود هدف یا طرحی در فرآیند جهان بازمی‌گردد که یکی از پیامدهای عمده‌ی تلاش افرادی اساساً پارسا و متدین بوده است که خود بانیان علم بودند ... ما دقت فراوان به خرج دادیم تا تأکید کنیم که نتیجه‌گیری‌هایی که آدمیان از علم کرده‌اند، با هیچ منطق صحیحی از علم به دست نمی‌آید.»18
لذا باید اعتراف کرد که بشر معاصر با تکیه بر عقل‌گرایی و تجربه‌گرایی و خودمحوری نه تنها به تحیر و سرگشتگی در میدان معرفتی اسیر شده، بلکه اساساً در فرجام‌خواهی و مقصدیابی نیز بازمانده‌ی این گم‌گشتگی در یافتن مبدأ و مقصد او را به بن‌بستی کشانده که حاصلی جز پوچی برای او نداشته است. زیرا همان‌طور که در سخنان استیس نیز مشاهده می‌شود، علم اگرچه ناتوان از انکار هدف‌داری جهان است، ولی این حرکت غیرمنطقی و غیرعلمی را داشته، لذا آنچه در پیش روی بشر قرار داده، تصویری غیرواقعی و سراب‌گونه بیش نیست و دست یافتن بشر به آن در عالم واقع ناممکن است.
این تجربه‌های نوین و محصولات جدید با حذف خدامحوری و تکیه بر خود به جای خود در اخلاق فردی و اجتماعی انسان معاصر نیز تحولات اساسی ایجاد کرده است. در اخلاق سنتی، ارزش‌های دینی با اتکاء به خداوند بر مردم عرضه می‌شد. ترس از خداوند و احساس حضور در پیشگاه دائمی خداوند در اخلاق عملی او مؤثر واقع می‌شد تا جایی که انسان خداترس، آخرت را بر دنیای خویش ترجیح می‌داد.19 و با آنچه منافع اخروی او را از بین می‌برد، مقابله می‌کرد. اما اخلاق اجتماعی بدون خدا عمدتاً سودانگار است و زندگی خوب و شاد انسان را در حیات این جهانی دنبال می‌کند.
وقتی اثر این استحاله‌ی اخلاقی و تغییر ماهیتیِ هدف علمِ اخلاق را در جوامع امروزی بشر بررسی می‌کنیم، همه‌ی آنچه که "بحران اخلاقی" نامیده می‌شود، قابل توجیه می‌گردد. به عبارت دیگر نباید انتظار داشته باشیم اخلاق بدون خدا گسترش یابد، ولی هم‌جنس‌بازی رسماً تأیید نشود، استفاده از داروهای توهّم‌زا، مشروبات الکلی و مواد مخدر، فساد، فحشا و ... رونق و رواج نیابد.20
دوری بشر از خدا و عدم پایبندی به مقدسات و جدایی دین از ارزش‌های الهی آن، سبب بروز بحران‌های روانی و گسترش نابهنجاری‌های اجتماعی گشته و این‌ها همه دام‌هایی‌ست که انسان عصر جدید با دست خود بر سر راه سعادتِ خود گسترده است و این همه جز با تکیه بر دین و بازگشت به خویشتن واقعی خویش و شناخت و معرفت خدای خویش اصلاح‌پذیر نخواهد بود.
اکنون آنچنان آثار و پیامدهای دنیاگرایی در قالب بحران‌های اخلاقی نمودار گشته که انسانِ غربیِ متمدنِ عصرِ حاضر را به چالش می‌کشد. در حالی که بشر راهی جز آشتی با خدای خود و دینی کردن نهادهای خود ندارد، بیشترِ دانشمندانِ غربی هنوز بر این باورند که با نسخه‌ی دنیوی می‌توان این بیمار خطرناک را معالجه کرد. آنان در حالی که هنوز خود در کشمکش با دنیایِ ساخته شده به دست خویش‌اند، تلاش دارند به ملل شرق بیاموزند که راز عقب‌ماندگی شما در جدایی دین از زندگی است.
بنابراین رسالت دین در عصر حاضر، زدودن غبار شک و تردید از چهره‌ی دین اصیل و تبیین واقعیت‌ها آن‌گونه که هستند، می‌باشد. دین الهی با معرفی خدا به عنوان یگانه نقطه‌ی اتصال حیات و معرفی انسان حقیقی و تبیین جایگاه الهی او و نیازمندی مستمر او در هدایت‌پذیری می‌تواند نقاط روشنی را در زندگی بشر ایجاد کند که بشر با حرکت به سوی آن دریابد که تنها راه شناخت بشر، عقل و تجربه نیست.
از دیدگاه اسلام، گوهر شریعت دعوت خلق به عبودیت است. «یا ایهاالناس اعبدوا ربکم الذی خلقکم و الذین من قبلکم لعلکم تتقون»21 و هیچ ایمان و اعتقادی بدون عمل به شریعت، انسان را در مسیر عبودیت قرار نمی‌دهد.22
دین الهی باید قادر باشد به موازات تکامل عقل و تجربه، حس عبودیت و بندگی را در بشر تقویت کند. دینی می‌تواند در صحنه‌ی زندگی بشر امروز حضور فعال داشته باشد که توانایی معنوی‌زدایی خود را از دست نداده باشد. به علاوه باید قادر باشد دنیای بشر را با تقدس پیوند زده و نگاه غیردینی به جهان معاصر را اصلاح کند.
در عرصه‌ی انسان‌شناسی، اصلاح تصور انسان ماشینی و مکانیکی که هدفی جز منفعت‌خواهی و تسلط بر جهان طبیعت ندارد، به عهده‌ی دین است. رسالت اسلام در عصر حاضر این است که قادر باشد با زبان انسان امروز سخن بگوید و به او بیاموزد که صاحب عزت و کرامت است، هیچ قیمت و بهایی به جز بهشت برای او نیست و در طریق معنویت و تقرب به درگاه الهی ظرفیتی نامتناهی دارد، از این رو مسجود فرشتگان عالم می‌گردد. به عبارتی دیگر تبیین جایگاه واقعی انسان از حساسیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است.
اسلام با چنین تصویری که از انسان و غایت او ارائه می‌دهد به انسان الهی می‌آموزد که با نگاه ابزاری به جهان در پی دستیابی به اهداف عالیه، دشوارترین ناملایمات را پذیرا باشد. به او می‌آموزد که عمل به تکلیف، پیروزی است. پس انسان الهی باید تکلیف‌پذیر و مسؤولیت‌شناس باشد تا با اراده‌ی خود، زندگی را آن‌گونه بسازد که هیچ‌گاه شکست را تجربه نکند. انسان الهی در پی تجربه‌ی شیرین تلاش و تکاپو به سوی هدف23، خشنودی الهی (راضیه) را می‌جوید و این‌چنین به خوشنودی حقیقی (مرضیه) می‌رسد.
انسان الهی همه‌ی ابزارهای دنیایی (تکنولوژی، فناوری و ...) را در خدمت رسیدن به اهداف الهی خود به کار می‌برد تا به مقام اطمینان و آرامش (نفس مطمئنه) برسد. زیرا او دریافته که هیچ مقامی جز رضایت خداوند او را راضی نمی‌کند. به علاوه می‌داند سعادت و خوشبختی واقعی را در دیدار و ملاقات خداوند به دست می‌آورد (ارجعی الی ربک). از این رو بار مسؤولیت سنگین امانتداری را بر دوش می‌گیرد و در این راه هرگز پشت درهای یأس و ناامیدی نمی‌ماند. او در همه‌ی این هویت‌یابی‌ها خود را مدیون معرفت عمیق دینی می‌داند که با عرضه‌ی آموزه‌های خود در ضمن همگامی با تکامل علوم به پاسخگویی نیازهای او پرداخته است.

پی‌نوشت:
1ـ تا جایی که اشرف مخلوقات نامیده شد. / 2ـ انعام، 88 / 3ـ المیزان، ج 7، 530 / 4ـ رجوع کنید به کتاب «بن‌بست امروز بشر»، تألیف علامه محمدتقی جعفری، گردآوری و تنظیم و تلخیص محمدرضا جوادی، چاپ اول 1378، چاپ گلشن، صفحات 15 تا 21 / 5ـ همان / 6ـ همان / 7ـ علامه محمدتقی جعفری در کتاب «بن‌بست امروز بشر» صفحات 22 تا 80 انتقادات خود را از این بیانیه مفصلاً بیان داشته است. / 8ـ Rationalism / 9ـ برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به کتاب «عقل و اعتقاد دینی» از مایکل پترسون و دیگران، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، فصل سوم و هفتم / 10ـ Humanism / 11ـ قرآن کریم در آیه 7 و 8 سوره علق این حالت انسان را احساس استغنا و بی‌نیازی او می‌نامد که منشأ طغیان و سرکشی می‌شود. «ان الانسان لیطغی ان راه استغنی» / 12ـ برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به کتاب «بحران دنیای متجدد» از رنه گنون، ترجمه ضیاءالدین دهشیری / 13ـ والتر ترنس استیس، دین و نگرش نوین، ترجمه احمدرضا جلیلی، ص 153، چاپ اول بهار 1377، انتشارات حکمت / 14ـ همان، ص 160 / 15ـ نقد نظریه شریعت صامت، حسین غفاری، ص 133، چاپ اول بهار 1368، انتشارات حکمت / 16ـ سر بر آستان قدسی دل در گرو عرفیی، مجید محمدی، ص 39، چاپ اول 1377، نشر قطره / 17ـ والتر ترنس استیس / دین و نگرش نوین، ص 163 / 18ـ همان، ص 168 / 19ـ و ما عندالله خیرو ابقی (قصص ـ 60) ما عندکم ینفدو ما عندالله باق (نحل ـ 96) / 20ـ برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به کتاب جامعه‌شناسی و انحرافات اجتماعی، اثر جعفر سعادت / 21ـ بقره، 21 / 22ـ قرآن کریم در آیات متعددی بلافاصله بعد از «آمنو» با عبارت «عملوا الصالحات» آن را مقید می‌سازد که رستگاری به ایمان بدون عمل نیست. (بقره ـ 25) / 23ـ یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه (انشقاق ـ 6)