![]() |
||||
|
|
||||
|
توسعه برنامه محوربا رویکردی به برنامههای توسعه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کشورتوسعه برنامه محوربا رویکردی به برنامههای توسعه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کشور
حسین زنگویینژاد بخش نخست اگر به آهنگ و سرعت تغییرات حاصل از رشد در کشورهای صنعتی و کمتر رشد یافته توجهی بیفکنیم به یک خصوصیت مهم و قابل توجه برمیخوریم که پرداختن به آن میتواند ریشههای پیدایش تحولات در جوامع مختلف را به چالش بکشد و علل و عوامل رشدیافتگی و عقبماندگی ملتها را پیش روی ما قرار دهد. در فرآیند توسعهی جوامع مختلف همواره برخورد و تماس دو نوع فرهنگ و اقتصاد بارز و شاخص میگردد. اصولاً جوامع کمتر توسعهیافته همواره درگیر و دار مقولهی مقاومت در مقابل تغییر خود عامل کندکنندهی تغییرات و یا از بین برندهی آن میشوند. اما در جوامع رشدیافته استقبال از تغییرات و فهم آن از عوامل زمینهسازی تحولات عظیم اجتماعی، فرهنگی و اقصادی بوده است فهم عمیق و همهجانبهی عوامل تحولزا یک واقعیت غیرقابل انکار و محتوم برای فراهم آوردن ریشههای تحولات اجتماعی است که خود موجد گستراندن بسترهای مولد و خود بالنده و قرار گرفتن در یک چرخهی مثبت و سازنده از زمینههای تحولآفرین است که در بررسیها نشان داده شده است که اگر جوامع کمتر توسعهیافته علیرغم انقلابهای پیدرپی به لحاظ عدم تغییر در ساختمانهای اقتصادی و ایجاد بنیانهای مناسب از چرخهی تحولات و توسعه بازماندهاند و هر روز بر دامنهی وابستگی آنها به اقتصاد تکمحصولی بیشتر شده است. این کشورها در بازارهای بینالمللی و جهانی ناچار شدهاند با قدرتهای اقتصادی نیرومندی روبرو شوند بدون آنکه ساختمانهای اقتصادی و بنیانهای مناسب با این مقابله را در اختیار داشته باشند. حقیقت این است که در این وضعیت کشورهای کمتر رشدیافته به سبب قدرت کمترشان در مواجهه با کشورهای توسعهیافته همواره قدرت روبرو را نداشته و متأثر از تحولات قدرتهای بزرگ هیچ مرحلهای را نمیپیمایند به گونهای که میتوان از عوامل رخوت روحی و اجتماعی جوامع کمتر توسعهیافته را همین تضاد و تعامل دانست جامعهای که حاصل کار و کوشش نصیب جامعهی دیگری میشود وخود از آن محروم میماند طبعاً دچار رخوت میشود و نیروی فعالش نه تنها از نظر جسمی بلکه از نظر روحی نیز کاهش مییابد و قدرت مقابله با این سازوکارها را نخواهد داشت. هر چند جوامع غربی کوشیدهاند در زمینههای تمدن و جامعهشناسی و مردمشناسی نیز تسلط سیاسی و اقتصادی خود را همواره بر جوامع در حال رشد تحمیل نمایند و بدینگونه فرهنگ غرب کوشیده است تا این ستم را یک برتری طبیعی جلوه دهد. با این مقدمه به این واقعیت مهم و قابل توجه میرسیم که برای ایجاد تغییر و قرار گرفتن در مسیر توسعه و تحول میباید ساختمانهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را متناسب با وضعیت جهانی طراحی نمود که علیرغم دامن زدن به انفعلات سیاسی و پذیرش پارهای از واقعیات جهانی این ساختمانها و بنیانها قدرت تحمل تغییرات و حذف عوامل ناشی از ایستایی را در خود تقویت نماید تا بتواند در مبادلات پیچیدهی جهانی سهم خویش را در تولید جهانی حفظ و زمینههای نفوذ در سیستمهای پیچیدهی جهانی و قرار گرفتن در یکی از اعضای معادلات جهانی را برای خود حفظ کند تا از تسلط و تحمیل قدرت تحولات غربی و ایجاد ذلت در فرهنگ اجتماعی بکاهد و مسیرهای لازم را برای تحولات و شیوهها مقابله با معادلات پیچ در پیچ جهانی را در خود بیافریند که همهی اینها بستگی به مقولهی توسعهی برنامه محور را دارد. با توجه به طراحی و به اجرا درآمدن چهار برنامهی پنج ساله در کشور با اهداف بسیار مقدس و قابل توجه به لحاظ فراهم نشدن ساختمانها و بنیانهای اقتصادی، اجتماعی و فکری مناسب در دستیابی به اهداف این برنامه موفقیت چندانی به دست نیامده و رشد قابل توجهی را نشان نداده است و همچنان بودجهها به درآمد نفت متکی است. به فرمایش بسیار ارزنده و استراتژیک رهبر فرزانه انقلاب در سالهای نخستین آغاز مسؤولیت رهبری که فرمودند استراتژی برنامههای ما میبایست عدم وابستگی به درآمد نفت کاهش دهد و روزی شاهد برنامهای باشیم که کمترین وابستگی را به درآمد نفت داشته باشد که این مهم همواره باید در دستور کار دولتیان و مجلسیان و همهی اهرمهای قدرت در تصمیمگیری کشوری قرار گیرد تا در پدید آمدن همهی چالشهای حاصل از کاهش درآمد نفت و وابستگی بودجهی کشور به درآمد نفت کاسته و زمینههای دیگری را که در پتانسیل و توانمندیهای کشور عزیزمان ایران فراوان است دیده و لحاظ گردد تا به این مهم دست یابیم. که برای نیل به این ارزش بزرگ در انقلاب بزرگ اسلامیمان توجه عملی به برنامه انقلاب نرمافزاری و دستیابی به اطلاعات لازم و فراوان در مسیر حرکت دانشگاهها در کشور در این مسیر و طراحی طرحهای عملیاتی اقتصادی برای تنظیم تولید و توزیع به عنوان یک ضرورت مهم برای ایجاد زمینههای توسعهی پایدار و بهرهمندی اقشار مختلف از این برنامه و طرح و جلوگیری از عمیقتر شدن شکاف و اختلافات طبقاتی در جامعه و بهرهمندی همهی اقشار مختلف کشور از درآمدها و قرار دادن اقشار مختلف مردم در یک دهک قابل قبول میتواند برای ساختن بنیانهای اقتصادی و اجتماعی مناسب مؤثر و کارساز باشد بدون هیچ شک و تردیدی به لحاظ عدم تبیین بنیانهای اقتصادی مناسب اقشار زیادی از جامعه از برنامههای توسعهی کشور بهرهمند نشده و این بزرگترین عامل عدم شکلگیری بنیانهای اقتصادی مناسب در کشور بوده است که نتوانسته است تمام مردم کشور را تحت پوشش قرار دهد که خود نیاز فوری به طرح و برنامهای مبنی بر ایجاد تحرک دراین اقشار براساس بنیانهای اقتصادی را طلب میکند که بهتر است به جای طراحی و عملی کردن برنامههای مقطعی که موجبات ایجاد رخوت و سستی در این اقشار میگردد میتوان با تغییر بنیانها و طراحی برنامههای تحولزا باعث ایجاد تحرک و پویایی در ان اقشار شود تا از کاروان توسعه برنامه محور عقب نمانند. بیشک هر گونه تحول در اقشار مختلف جامعه که کمتر تحت پوشش اطلاعات لازم قرار گرفتهاند موجبات عقبماندگی این بخشها از کشور پهناورمان ایران اسلامی گردیده و برای نیل به این هدف مقدس با طراحی طرحهای تولیدی بزرگ مناسب با وضعیت این بخشها از کشور در برنامهی زمانی کوتاهی زمینههای تحرک و پویایی در این بخشها به وجود آورد. هرگونه تزریق بیرویهی اعتبارات بیبرنامه و خارج از محورهای توسعه عواقب غیرقابل کنترل از تورم را پیش روی ما قرار خواهد داد که در کوتاه مدت نه تنها علاج واقعه نیست بلکه سرباری برای معضلات قبلی خواهد بود. برای رسیدن به بنیانهای اقتصادی مستقل مبنی بر تولید و افزایش قدرت تولید تنها راهحل برون رفت از وضع فعلی است که در بخش دوم بدان خواهم پرداخت. ///// |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه