![]() |
||||
|
|
||||
|
انگلیسیها و خلیجفارس؛ در حاشیه امپراطوریقسمت ششم و پایانیانگلیسیها و خلیجفارس؛ در حاشیه امپراطوریقسمت ششم و پایانی
ترجمهی این مقاله به استاد ارجمند دکتر نبیپور تقدیم میگردد نوشته: جی. ای. پترسون ترجمه: حسن زنگنه ضمناً در این هنگام سر و کله مستشاران آمریکایی برای اولین بار در ارتش ایران پیدا شد. اعتراضات انگلستان بابت خساراتی که هواپیماهای آمریکایی به فرودگاه بحرین وارد آورده بودند، انگیزهای شد تا آمریکاییها در دهران ـ عربستان سعودی ـ پایگاه هوایی تأسیس کنند و این حرکت، آغاز تحولی بود که براساس آن آمریکا به جای انگلستان وظیفه اعطای بیشترین کمک نظامی، فروش جنگافزار و آموزش پرسنل برای پادشاهی را به عهده گیرد. گذشته از این، جنگ موجب شد تا سلطه روسیه دوباره در خلیجفارس باب گردد، نخست به صورت تلاش نافرجام برای ایجاد محورهایی در ایران متجلی گردید و بعدها به تدریج به شکل پشتیبانی سیاسی و نظامی، در عراق، یمن و یمن جنوبی، گسترش یافت. دومین عامل، تغییر جو سیاسی در خاورمیانه بود. در این برهه امپراطوریهای استعمارگر رنگ باخته بودند و ناسیونالیسم ایرانی و عرب نیز سلطه و پایگاههای اروپایی را در منطقه به طرزی فزاینده توجیهناپذیر ساخته بودند و استقلال هند در سال 1947 تنها نخستین اقدام دیرپایی بود که در راستای پایان دادن به استعمار و سلطه سیاسی صورت گرفت. ضمناً مخالفت انگلیسها با دکتر محمد مصدق ـ نخست وزیر ایران ـ و ملی کردن نفت توسط او در سال 1953، اقدامی ناموفق بود. در سال 1954 انگلستان مجبور گردید پایگاهش را در مصر ترک کند و در تلاش مذبوحانه برای دستیابی به موقعیت سابق خود وارد جریانی رسواییبرانگیز در سال 1956 در سوئز شد. با انقلاب 1958 عراق، موقعیت ممتاز و پایگاههای انگلستان در عراق به کلی از بین رفت. حتی تأمین نیرو توسط انگلستان برای دفاع از کشور تازه استقلالیافته کویت در سال 1961 قابل توجه است و به هیچ وجه روشن نیست که بغداد حتی به طور جدی در نظر داشته که با استفاده از نیروی نظامی علیه این شیخنشین به تهدیدهای شفاهی خود جامعه عمل پوشد.(28) تلاش انگلستان برای تمرکز قوای نظامی در خاورمیانه ـ در دههی 1960 در عدن ـ نقش بر آب شد زیرا جنبش ناسیونالیستی دیگری به وقوع پیوست که انگلستان را مجبور ساخت تا در سال 1967 عدن را ترک گوید. کنارهگیری نهایی انگلستان از خلیجفارس ـ عقبنشینی از پایگاههای هوایی کوچک خود در بحرین و شارجه و فسخ قراردادهای تحتالحمایگی بیش از آنکه حرکتی شگفتانگیز باشد، عجز و ناتوانی انگلستان را به نمایش درآورد، زیرا هیچ قدرت خارجی یا تحریکات محلی، انگلستان را وادار به کنارهگیری نکرد. در عوض، آنچه عقبنشینی انگلستان را از خلیجفارس شتاب بخشید، محاسبات بودجهای ناچیز در وایت هال و این احساس عمومی بود دایر بر این که زمان برای به صدا درآوردن ناقوس مرگ امپراطوری فرا رسیده است. بنابراین به جرأت میتوان گفت که از دست دادن هند، منافع انگلستان را در خلیجفارس بیش از پیش به حاشیه راند. با همه اینها، انگلستان به طور قطع سلطهاش را بر صنعت خلیجفارس ادامه داد، بر کشورهای کوچکتر این حوزه اعمال نفوذ سیاسی نمود و از منافع تجاری اساسی برخوردار گردید، به ویژه به این دلیل که عایدات حاصل از صادرات نفت چهرهی کشورهای خلیجفارس را به کلی دگرگون ساخت و آنگاه افزایش بهای نفت، قدرت خرید آنها را به نحوی شگفتانگیز افزایش داد. اما به رغم مرده ریگ موقعیت ممتاز انگلستان، نقش این قدرت در خلیجفارس، از آن زمان به بعد اساساً از نقش سایر قدرتهای خارجی در این آبراه، اندکی متفاوت بود. زیرا نگلستان به سیاستی سوداگرانه روی آورد و در قبال دلارهای نفتی ـ که سرازیر کشورهای نفتخیز میگردید ـ و نیز اعمال نفوذی محدود در آنجا به دادن امتیازات بازرگانی و فرهنگی و پشتیبانی نظامی از آنها پرداخت. مرده ریگ تجربه انگلستان در خلیج فارس برآیند تجربهی دیرینه انگلستان در دخالت خلیجفارس تأثیری دیرپا است که هم برانگلستان و هم بر خلیجفارس برجای گذاشت. تأثیر این دخالت بر انگلستان و هم بر خلیجفارس برجای گذاشت. تأثیر این دخالت بر انگلستان دارای جنبههای محسوس و غیرمحسوس است. در حالیکه دهها سال دسیسه چینی در امور سیاسی داخلی، دخالتهای نظامی اولتیماتومهای سیاسی و تصمیمات آمرانه انگلستان عمدتاً به طرزی فزاینده رو به فراموشی مینهاد، معالوصف علقهها و الفتهایی که بین انگلستان و کشورهای حوزهی خلیجفارس وجود داشت کماکان سرزنده و پرهیجان باقی ماند. به رغم اینکه انگلستان تولیدکننده نفت است ـ و در سالهای اخیر با تولید حدود 800000 بشکه در روز بیشتر از نیازهای داخلی خود نفت تولید میکند و حتی این رقم رو به افزایش است ـ با وجود این هنوز هم در مسائل نفت خلیجفارس سرسختانه دخالت میکند. گفتنیست در حالیکه انگلستان برای نیازهای داخلی متکی به نفت خلیجفارس نیست اما شرکتهای نفتی عمده انگلیسی مانند بی پی «BP» و "رویال داچ" از بازیگران اصلی صنعت نفت خلیجفارس به شمار میآیند. از سویی خلیجفارس، بازاری مهم برای محصولات انگلستان است. شرکتهای ساختمانی انگلیسی، در اوایلی که قیمت نفت به یکباره افزایش یافت، در بیشتر کشورهای خلیجفارس از موقعیت برتری برخوردار بودند و امروزه هم در صنایع این کشورها دارای سهم برتری میباشند. محصولات انگلیس، از ماشین لندرور گرفته تا کالاهای خانگی و مواد غذایی به طرزی فراگیر سرازیر بازارهای کشورهای خلیجفارس میشود. در کشورهای کوچکتر خلیجفارس اتباع انگلیسی به عنوان مدیران شرکتهای تجاری و نمایندگان صنایع انگلیسی و نیز در ادارات دولتی و نیروهای مسلح ـ حضوری چشمگیر دارند. حتی در عربستان سعودی نیز تعداد انگلیسیها در آن کشور چندان هم از آمریکاییها کمتر نمیباشند. انگلستان، کماکان برای تعدادی از کشورهای خلیج فارس، پرسنل نظامی تأمین میکرد و این در حالی بود که غیرنظامیان هم در بخش خصوصی و اجرای قراردادها به خدمت میپرداختند. انگلستان در زمینه فروش جنگافزار، رقیب اصلی آمریکا به شمار میآید ـ حتی زمانیکه نیروهای نظامی این کشور در عراق نیروهای آمریکایی را پشتیبانی میکردند. در خلال سالهای 2000 تا 2003 انگلستان 35 درصد از کل جنگافزار جهان را سرازیر خاورمیانه کرد و تنها بعد از آمریکا که بیش از 39 درصد جنگ افزار به این منطقه فرستاد ـ مقام دوم را به دست آورد.(29) گفتنیست تأثیر یاد شده به همین اندازه هم بر خلیجفارس، تأثیری چشمگیر بود. روابط تجاری انگلیس با کشورهای منطقه خلیجفارس مستحکم است و استانداردهای صنعتی انگلستان بر سر تا سر این منطقه سایه افکنده است. مدارس و دانشگاههای انگلستان تعداد بسیار زیادی از دانشآموزان و دانشجویان کشورهای خلیج فارس را به سوی خود کشید و انجمنهای فرهنگی و مؤسسات تجاری خصوصی نیز زبان انگلیسی را در سطوح عالی در منطقه تدریس میکنند. در فصل تابستان لندن و حومههای انگلستان مقصد مطلوبی برای مسافران کشورهای خلیجفارس است به خصوص اینکه از 11 سپتامبر به بعد خیلی از ساکنان این منطقه از مسافرت به آمریکا یا تحصیل در آنجا، مردد و دو دل میباشند. کشورهای کوچکتر خلیجفارس از نظر سیاسی به طور تنگاتنگی وابسته به انگلستان میباشند. در حالیکه ایالات متحده آمریکا، به عنوان قدرت نظامی پیشتاز جهان، مسؤولیت عمدهای برای دفاع از کشورهای خلیج فارس به عهده گرفته است. با وجود این کشورهای کوچکتر خلیجفارس بر روابط نظامیشان با انگلستان ـ که در مقایسه با توان نظامی و سیاسی غیرقابل پیشبینی آمریکا، کمتر تهدیدآمیز مینماید ـ پافشاری کرده و به آن پایبند میباشند. تا آغاز قرن 19ـ زمانیکه مخصوصاً منافع هند به تدریج نقش برتری را برای انگلستان در منطقه به وجود آورد ـ اهمیت، خلیجفارس به طور عمده در حاشیه منافع انگلستان قرار داشت. با همهی اینها، به رغم اینکه انگلستان در این دوره به طور قطع استعداد و توانایی آنرا داشت که منافع خود را حفظ و به پیش برد، اما دلواپسیهای لندن نسبت به تأثیر آن بر عرصهای گستردهتر موجب شد تا در این دوره طولانی و تا آغاز جنگ جهانی دوم، استراتژی هند را کمابیش در تمامی مسائل خلیجفارس، محدود، مهار و حتی نفی کند. یحتمل اگر چه در آن هنگام آشکار نبود، اما زوال موقعیت انگلستان در خلیجفارس بنا به دلایل متعددی در این مرحله آغاز گردید. یادآوری میگردد در دوره امپراطوری، اهمیت خلیجفارس اساساً در حاشیه منافع هند بود اما با استقلال هند حتی این ماهیت حاشیهایتر، برای خود انگلستان هم، زیر نقاب کناره گیریاش از خاورمیانه گستردهتر، به طور موقت پنهان گردید. بنابراین کاهش سیادت انگلستان در خلیجفارس با انحطاط قدرت آن کشور در حفظ منافع خود و دوستانش در این حوزه هم زمان بود. شاید در ان هنگام، کنارهگیری انگلستان از خلیج فارس در سال 1971 برای بعضیها حرکتی دمدمی مزاجگونه بوده است اما در بازنگری آن روشن میگردد که درآن هنگام زمان کنارهگیری، فرا رسیده بوده است. پینوشتها: 26ـ فعالیت آلمانها در خلیجفارس بیشتر شامل تجارتخانهها و مؤسسات اقتصادی در امتداد کرانههای خلیجفارس است. 27- STEPHEN HEMSLEY LONGRIGG/IRAQ 1900- To 1950 28- MUSTAFA M>ALANI/OPERTIONVANTEAG: BRITISH MILLISH INTER VENTION IN KUWAIT 1961 29- RICHARD F.GRITION CONVETIONAL ARMS TRANSFERS TO DEVELOPING NATIONS 1996-2003 |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه