![]() |
||||
|
|
||||
|
بزرگان استان بوشهر در هزارهی اول اسلامیاز سینیز تا سیرافبزرگان استان بوشهر در هزارهی اول اسلامیاز سینیز تا سیراف
علیرضا خلیفهزاده ساحل و سرزمین خونگرمی که در جنوب ایران دست بر گردن خلیجفارس پیچیده و چند دهه است، آنرا استان بوشهر مینامیم، سرزمین بلندآوازه و پرشکوهی میباشد که نام بسیاری از بزرگان بر پیشانی هر شهر و هر بندرش میدرخشد. از جزیره خارگ و جنابه (گناوه)، توز (توج)، ریشهر، لیراوی، بوشکان، نجیرم، جم (ازم) و سیراف مشاهیر و نامداران و بزرگانی برخاستهاند که نام و آثار آنها در متون تاریخی و کهن اسلامی میدرخشد، اگرچه بسیاری از علاقهمندان به گذشته پرافتخار این سرزمین از نام آنها بیخبر ماندهاند. به راستی چند خیابان در سرتاسر استان بوشهر به نام این بزرگان نامگذاری شده، چند سمینار و چند کنگره برای شناخت آنها برپا شده؟ به هر حال کنگره بینالمللی سیراف در سال 84 فرصت و بهانهی خوبی بود تا به کنکاش در افتخارات تاریخی استانمان بپردازیم. در این مقاله با بیش از 160 تن از بزرگان و مشاهیر بندر سینیز تا بندر سیراف آشنا خواهید شد. در مقدمه برای آنکه سخن به درازا نکشد، تعدادی از دانشمندان، امیران، حکام و چهرههای سیاسی، دریانوردان، شاعران و… برخاسته از مناطق لیراوی، سینیز، خارگ، گناوه، دشتستان، (بوشکان و توز) و ریشهر در هزارهی اول اسلامی به طور گذرا معرفی میشود. اطلاعاتی مفصلتر راجع به این بزرگان تاریخی و تاریخساز را از منابع مختلف و متعددی به دست آوردهام که در هفتهنامههای استان بوشهر و… به مرور انتشار خواهم داد. در سده اول اسلامی میبینیم که "مهلبیان خارگ" نخستین خاندان ایرانی هستند که به دلیل رشادت و بیباکی به بالاترین مقامهای نظامی و دیوانی امویان میرسند و حتی در سدههای دوم و سوم… نوادگان آنها به مدارج علمی والایی دست مییابند. مهلبیان خارگ 1ـ ابو صفره خارگی ابو عبیده میگوید: ابو صفره پدر مهلب، ایرانی و اهل خارگ بود و در آنجا به "سخره" نامیده میشده است و چون از آنجا به عمان آمد این نام معرب شد و به "ابوسفره" تبدیل گردید. او از عمان به بصره رفت و بر اثر شجاعتاش قبیله "ازد" او را جزو پسر خواندگان خود به شمار آورد. "فرزدق" شاعر اهل بیت نیز ابیصفره را خارگی دانسته است. 2ـ مهلب پسر ابی صفره خارگی در سال 7 هجری متولد شد و در بصره پرورش یافت. در زمان خلیفه دوم "عمر" به مدینه سکونت گزید. مهلب در سال 65 تا 68 والی بصره و فارس شد. در سال 68 والی موصل و ارمنیه (ارمنستان) شد (فارسنامه ص 185) به واسطه شورش و طغیان خوارج در فارس در 69 تا 72 دوباره مهلب را والی فارس کردند. مدتی در سال 72 عامل خراج اهواز شد (فارسنامه ص 187). در سالهای (82 ـ 79/ 702ـ 698 م) مهلب خارگی به مدت سه سال حکمران خراسان بود. (تاریخ سیستان/ ص 117) فرزندان مهلب: "مهلب" پسران بسیاری داشت که هر کدام نامآور و دلیر بودند: 1ـ یزید 2ـ مفضل 3ـ مدرک 4ـ حبیب 5ـ قبیصه 6ـ عیینه 7ـ قیصر 8ـ عبدالملک و… و دخترش هند که زن حجاج ثقفی بود. 3ـ یزید پس از مرگ پدر مدتی والی خراسان شد. در ربیع الثانی 85 ق / آوریل 704 م از طرف حجاج عزل و زندانی شد… پس از مرگ حجاج در سال 96 فرمانروای عراق گردید. در سال 99 ـ 98 مجددا فرمانروای خراسان شد. در سال 101 دست به قیام زد و بصره را به تصرف درآورد، اما شاهین اقبال با وی همراه نبود. در سال 102 در برابر لشکر مسلمه برادر یزید بن عبدالملک اموی مغلوب و کشته شد. 4ـ مفضل بن مهلب ابی صفره خارگی او که از مخالفان برادرش یزید بود در سال 85 ق والی خراسان شد. ولایت داری مفضل نه ماه به طول انجامید. 5ـ حبیب بن مهلب پسر ابی صفره خارگی حبیب همزمان با برادرش مفضل ولایت مدار کرمان بود که در سال 86 توسط حجاج برکنار شد. (تاریخ سیستان ص 139) 6ـ عبدالملک بن مهلب پسر ابی صفره خارگی او نیز در دوره زمامداری برادرش حبیب بر کرمان، در مقام شرطه کرمان بود، در سال 86 ق برکنار شد (تاریخ سیستان ص 139) 7ـ مدرک پسر مهلب پسر ابی صفره خارگی به هنگام قدرتیابی مجدد برادرش یزید در سال 97 ق/ 16 ـ 715 م. مدتی حکومت سیستان در دست مدرک پسر مهلب بود، یزید او را عزل کرد و پسر خود را به جایش منصوب کرد. (تاریخ سیستان ص148) 8ـ معاویه پسر یزید مهلب خارگی در سال 97 ق یزید پس از عزل برادرش مدرک، پسرش معاویه را به حکومت سیستان منصوب کرد. (تاریخ سیستان 148) 9ـ مخلد بن یزید پسر مهلب خارگی در سال 99 ق پس از این که پدرش از طرف عمر بن عبدالعزیز (101 ـ 99) برکنار شد، عهدهدار فرمانروایی خراسان شد. (تاریخ سیستان ـ ص 143) 10ـ فاضله دختر یزید بن مهلب این دختر زن جنید بن عبدالرحمان مروی والی سابق سند و والی خراسان (116 ـ 11 ق/ 734 ـ 729م) شد. (تاریخ سیستان ص 151) 11ـ مغیره بن مهلب بن ابی صفره خارگی در حیات پدر به امارت مرو فرمان یافت. (دهخدا ذیل آل مهلب) 12ـ هند دختر مهلب بن ابی صفره خارگی همسر حجاج ابن یوسف ثقفی بود که در سال 91 ق حجاج او را طلاق داد. (دهخدا: ذیل حجاج) آل مهلب بعدها در دوره وزارت بر مکیان که ایرانینژاد بودند شکوه و شوکتی یافتند. از این خاندان دیگر چهرههایی که میشناسیم: 13ـ محمدبن یزید بن مهلب (از آل مهلب) امیر اهواز است که دربرابر طاهر ذوالیمینین به مقاومت پرداخت و کشته شد (دهخدا: محمد بن یزید...) 14ـ خالدابن عجلان البصری مکنی به ابوالهیثم مولی آل مهلب بن ابو صفره (مرگ 223 ق) این دو کتاب از اوست: 1ـ «اخبار آل مهلب» 2ـ کتاب الازارقه و حروب المهلب (از هدیه العارفین ستون 343) (دهخدا: ذیل خالد) 15ـ رفع بن حاتم بن قصر حاکم جرجان از قبل منصور دوانیقی 16ـ روح بن حاتم بن قبیصه بن مهلب از امراء و نیکوکاران و حاجب کمنصور عباسی بود (دهخدا: روح بن حاتم) 17ـ یزید بن حاتم بن قبیصه بن مهلب سال 144 والی مصر و سال 154 امیر آفریقا بود. در عهد وزارت برمکیان (دهخدا ذیل یزید بن حاتم) 18ـ بحتری بن مهلب از امیران سیستان بود (تاریخ سیستان/ دهخدا ذیل نشاندن) 19ـ ابومعاویه عباد بن عباد بن حبیب بن مهلب بن ابی صفره خارگی (دهخدا: ابومعاویه...) 20ـ جرجامی، جندب با احمد بن عبدالرحمان بن عبد المومن بن خالد بن یزید بن عبدا... بن مهلب بن عینیه بن مهلب بن ابو صفره خارگی در رجب 386 درگذشت (دهخدا: ذیل جرجانی) 21ـ عبدالرحمان جرجانی بن عبدالمؤمن بن خالد بن یزید بن عبدا... بن مهلب بن عینیه بن ابو صفره خارگی (جرجانی: دهخدا) 22ـ حسن سکری بن حسین بن عبدا... بن عبدالرحمن بن علای (بن مهلب) بن ابی صفره مکنی به ابو سعید بغدادی ادیب نحوی. (275 ـ 212ه.ق) در متن دهخدا جای ابی صفره و مهلب جا به جا شده که مشخص است به شکل فوق درست است. (دهخدا: ذیل حسن سکری) سه خارگی دیگر جلال آل احمد در "جزیره خارگ دُر یتیم خلیج فارس" ذیل عنوان خاندان مهلب فقط به مهلب بن ابی صفره اشاره کرده و پس از آن سروده فرزدق در ذم ابی صفره خارگی و اولادش را آورده که البته این شعر اطلاعات بیشتری راجع به زندگی و شغل اهالی خارگ دراواخر دورهی ساسانیان تا اوایل دوره اسلامی به ما میدهد. آل احمد با تکیه بر معجم البلدان جلد دوم ص 387 یک شاعر معروف به خارگی و دو تن دیگر از راویان حدیث، ابو همام الصلت پسر محمد پسر عبدالرحمن پسر ابی المغیره بصری و خارگی و ابوالعباس احمد پسر عبدالرحمن خارگی و بصری را به ما معرفی میکند. مشاهیر سینیز در بندر سینیز (بندر امام حسن امروزی) که در ناحیه شمالی استان بوشهر میانه دو بندر مهروبان و جنابه (گناوه) قرار داشته و صنعت پارچهبافی آن شهرتی جهانی داشته متون ادبی ـ تاریخی به ما از نام معلی بزاز سینیزی اطلاع میدهند و پسر دانشمندو صاحب نامش «علیبن معلی بزاز سینیزی» که معروف به محدث سینیزی یا علی سینیزی بوده است. دیگر دانشمندی که از سینیز برخاسته «احمدبن عبدالکریم مقری سینیزی» میباشد. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه