![]() |
||||
|
|
||||
|
کشکول کشکول در محضر مدرس... اسدا... رسا مدیر نشریهی ”قانون“ که اغلب وقت خود را در منزل مرحوم مدرس میگذرانید، نقل میکرد که سردار سپه ـ هنگام وزارت جنگش ـ در محضر مدرس از روزنامهها و مقالات مخالفین جداً گله میکرد. مرحوم مدرس در جواب میگوید: «قشون دارید، قدرت دارید، بر یک مملکتی به قوهی نظامی حکومت میکنید، تمام وسایل آسایش برایتان فراهم است برای اینکه به درد برسید، گرفتاریها به شما اجازه نمیدهد که از همهجا و بدبختیها باخبر باشید. این روزنامهها بازرسان شما هستند. اوضاع کشور را به شما خبر میدهند و درد دلهای ستمدیدگان را به گوش شما میرسانند. اینها از هزاران جاسوس برای شما بهتر هستند. شما باید آنها را تشویق و تقدیر کنید و اگر آنها حقیقت را ننویسند مردم شایعات را صد چندان کرده و در جامعه منتشر کرده و شما و این دستگاه را بدنام خواهند کرد. مگر نمیدانید: دروازهیشهرراتوانبست نتواندهنمخالفانبست آینه عبرت ـ سیف پورفاطمی یکسان شدن لباس یا زبان موقعیکه مدرس در استانبول بود و در آنجا تدریس میکرد سلطان محمد پنجم پادشاه عثمانی، مدرس را کراراً به قصر خود دعوت کرده و با اجلال و احترام میپذیرفت. صدراعظم و وزرای عثمانی با او ملاقات کردند، صدراعظم خطاب به مدرس گفت: «خیلی چیزها باید بشود ولی متأسفانه میسر نیست. ما همان لباسی را که داریم برایمان خوب است. چقدر بجا بود اگر شما میگفتید بجای یکسان شدن لباس، برادران ترک و ایرانی یکدل و یکزبان میشدند.» سیف پورفاطمی |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
کشکول