![]() |
||||
|
|
||||
|
جانوران اسطورهای جانوران اسطورهای MUSH / موش / MUOSSE مُشْکْ/ moshk • علیاکبر حقپرست ــــــــــــــــــــــــ واژهی موش به معنی حیوان معروف از ریشه سانسکریت muska اخذ شده است. در نوشتارهای اوستایی و در کتاب بندهش با عنوان «موش و پری»(1) و با تلفظ musparik یکی از آفرینشهای اهریمنی به شمار میرود. میرود. در قاموس کتاب مقدس، لفظ موش و موش کور هر دو ذکر شده ااست اما از توضیحات در مورد موش کور چنین برمیآید که مراد نوعی وزغ یا جانور دیگر است. در یسناها، از موجودی اهریمنی به نام «موش پری» سخن به میان آمده است که بعدها در کتاب بندهش، به موجودی همطراز نیمهی تاریک خورشید و بر ضد آن تبدیل شده است.(2) ابراهیم پورداوود (1264 ـ 1347 خورشیدی) دربارهی این بند از یسناها توضیحاتی داده است به این صورت: موش که در فقرهی [یسناهات 68] پری خوانده شده نظر به اینکه با دوآز یک جا گردیده باید او را نیز پری حرص و طمع یا چیزی ازز این قبیل تصور کنیم.(3) در کتاب بندهش موش از دو جنبه مورد بحث قرار گرفته است: از جنبهی طبیعی و معمولی و به صورت اسطورهای و جنبهی فراواقعی با عنوان «موش پری» به این ترتیب: الف: موش به معنی حیوان معمولی در دستهبندی جانوران در سدهی نهم. ب: در متون پهلوی از موجودی زیانکار به نام «موش پری» گفتوگو شده است.(4) فرهنگ پهلوی به فارسی musparik را نام «پری زیانکاری» دانسته است. در کتاب بندهش، ضمن برشمردن آفرینشهای اهریمنی، از موجودی که بر ضد خورشید و ماه و ستارگان عمل میکند نام میبرد و آن «موش پری دیندار» است.(5) در حماسه گیل گمش، در فرازی که گیل گمش، خطاب به الههی «ایشتر» بیوفاییها و جفاهای الهه را نسبت به عشاقش برمیشمرد، از موش کور سخن به میان میآورد، با این وصف که آرزویش، همواره از او دور است.(6) در سورهی سبأ/ 16 از قرآن نام موش «عرم» آمده است.(7) در اکثریت قریب به اتفاق کتب حدیث، موش «الفأره» با صفت فاسق توصیف شده و به قتل آن امر گردیده است، مثلا: لسان التنزیل(8) صحیح بخاری(9)، مسند احمدبن حنبل(10) موش از عناوین کتاب نیز میباشد: «موش و گربه» از گونتر گراس ـ «موش و گربه» از عبید زاکانی ـ «موشها و آدمها» از جان اشتاین بک در روایتی دیگر از قول ابوهریره نیز دربارهی موش آمده است.(11) داستانهای زیادی از موش نقل کرده اند. مثلاً در سوره سبأ، آیهی 61 داستانی آمده است که موش نقشی در آن به عهده دارد. همچنین داستانی است در خصوص پیدایش موش و به فساد کشیدن و تباهی کردن در درون کشتی نوح که منجر به آفرینش گربه در کشتی میشود. در مقالههای زیادی از موش و گربه سخن رفته است. داستانوارهای هم در حکایت نمرود و چگونگی کیفر او از سوی حق تعالی وجود دارد که در فرازی از آن، به موش اشاره گردیده است: خدای عز و جل سارخکی(12) را بفرستاد زبرین وی را بخایید... و آنگه لب زیرین... تا سارخک بزرگ شد آنگه به بینی وی در شد تا به دماغ وی رسید و دماغ همی خورد تا چون موشی گشت و اندر دماغ وی بماند تا چهارصد سال و پتک به سر وی همی زدندی.(13) در تاریخ هرودت دو حکایت وجود دارد که یکی معنای رمزی و کتابی از موش ارایه گردیده و در دیگری موش سرنوشت جنگ را تعیین کرده است.(14) عمدهترین تشبیهات شعر فارسی دربارهی موش، براساس خصایل و صفات ناپسند بنا شده و این حیوان در متون فارسی حملکنندهی توصیفات منفی و ایجادکننده فضاهای ناخوشآیند است. از جمله خلق بد، دزدی، به عنوان نمونه، شواهد زیر قابل ذکر است: چه دزدی زی خردمندان چه موش/ چه بدگویی سوی دانا چه ماری(15) دزد مردان بسان موشانند/ و این سبکبار مردمان چه طیور(16) موش و مارند لاجزم در خلق/ بلکه بتر زموش وز مارند(17) جهان و روزگار به موش نیز تشبیه شده است که رباینده است و کاهنده: عمر تو را چون به موش خویش جهان خورد/ خواهی تو عمرو باش و خواهی عمار (18) جذابیت پنیر برای موش که رمز طمعکاری و آز است از دیرباز مضمون ساز بوده است: اگر عامه بد گویدم زان چه باک/ رها کردهام پیش موشان پنیر(19) خوش خوش فرو خواهد خوردنت روزگار/ موش زمانه را تو ای بیخبر، پنیر(20) تمثیل بیخبری موش از زیباییها که معادل بیخبری جاهل از دین و ایمان قرار گرفته است: در خانهی تو موش به سوراخ درون است/ گر موش ندارد خبر از گنبد و ایوان او را چه به کار آید کاشانه و ایوان/ نادان چه خبر دارد از دین و زایمان (21) موش رمز قدرت بویایی نیز است: زبویایی نامقی نیز کم گوی/ که از یک میل موشی بشنود بوی(22) پینوشت: 1ـ فرهنگ پهلوی به فارسی ـ ص 348 (در پهلوی musk دو معنی دارد یکی موش و یکی مشک) 2ـ یسنا، هات 68 3ـ یسنا، ص 195 4ـ فرهنگ فارسی به پهلوی، ص 348 5ـ بندهش، ص 56 6ـ گیل گمش، ترجمهی اسماعیل فلزی، ص 9 7ـ تفسیر نسفی، ج 2، ص 809 8ـ لسانالتنزیل، ص 99 9ـ صحیح بخاری، شماره 16 10ـ مسند احمد بن حنبلی، شماره 2 و 507 11ـ حیوهالحیوان، ج2، ص 173 12ـ در برهان قاطع به معنی پشه است. 13ـ تا التراجم، ج 1، ص 301 4ـ تاریخ هرودت، ص 205 15ـ دیوان ناصرخسرو، ص 271 16ـ دیوان ناصرخسرو، ص 77 17ـ دیوان ناصرخسرو، ص 473 18ـ دیوان ناصرخسرو، ص 259 19ـ دیوان ناصرخسرو، ص 402 20 ـ دیوان ناصرخسرو، ص 103 21ـ دیوان ناصر خسرو، ص 484 22ـ اسرار نامه، ص 29 |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
جانوران اسطورهای