Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این‌ از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر این‌که به خانه‌های خود برگردند.
[ 2 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

احقاق کدامین حق؟؟؟

احقاق کدامین حق؟؟؟
بهاره راستخواه
فرشته‌ی عدالت را مقصودی نیست جز گستردن صلح و نظم و امنیت. به این مجموعه باید صفا و پاکی را نیز افزود، اهدافی که مهم‌ترین وسیله‌ی تحقق آن قانون است.
لفظ عدالت، قانون، حق و حقوق همیشه مورد توجه همگان بوده و خواهد بود چنان‌چه خلاف آن منفور جامعه می‌باشد.
"قانون" واژه‌ای که همیشه ابزاری است برای برقراری عدالت ونظم. حال بایستی از تمامی افراد جامعه از تمامی اقشار آن پرسید که آیا این هدف محقق شده یا خیر، آیا اهداف عالیه‌ای که انگیزه نگارش قانون و به وجود آوردن نظم در جامعه بود موفق بوده یا خیر؟
انتخاب احقاق کدامین حق؟ به عنوان یک تیتر شاید موضوعاتی دیگر را به ذهن متبادر سازند قطعاً چنین خواهد بود موضوعی که آن‌قدر دم‌دستی و کلیشه‌ای شده که دیگر به جرأت می‌توان گفت معنای واقعی خود را از دست داده.
جامعه‌ی ما متشکل از افرادی می‌باشد که در وهله‌ی اول به عنوان یک انسان و در مرتبه‌ی دوم به عنوان یک فرد عضو جامعه خواه ناخواه باید دارای حقوق و تکالیف خاص خود باشند که اگرچه آن حقوق نه فقط به دلیل جنسیت‌ها بلکه به لحاظ موقعیت‌ها قطعاً نمی‌تواند مشابه باشد اما بدون شک در مساوی بودن آن نباید هیچ‌گاه کوچک‌ترین شکی نمود.
جنسیت زن و مرد در هر علمی معانی خاص خود را دارد اعم از پزشکی، جامعه‌شناسی، سیاست، روان‌شناسی... حتی دین به دلیل معیارهای خاص خود از جایگاه ویژه‌ای برخوردار می‌باشد.
اما شاید در هیچ علمی به اندازه‌ی "حقوق" نتوان عدم رعایت تساوی را در میان زنان و مردان یافت. البته بیان این مطلب انکار تلاش عده‌ی کثیری از حقوق‌دانان برجسته جهت مطرح ساختن این موضوعات نمی‌باشد. امروزه در تمام مجلات و روزنامه‌ها و سایر نشریات کشورمان نشریه‌ای را پیدا نمی‌کنیم که به این مسئله نپرداخته باشد و جای تأسف آن شاید به این دلیل باشد که تنها مطرح می‌شوند بدون این‌که هیچ ارگانی به فکر برطرف کردن و رسیدگی به مشکلات باشد.
حقوق زن، زن در حقوق اسلامی، زنان و قانون به عنوان تیتر مشخصه‌ی هر نشریه‌ای جذاب و مورد پسند می‌باشد.
ولی بیان مطالبی که در آن فقط تعریفی از زنان قبل از اسلام و تغییر فاحش آن بعد از اسلام می‌باشد نمی‌تواند برای جامعه‌و زنان امروز شرایطی خاص که در حال حاضر وجود دارد ذره‌ای راه کار باشد.
دیگر زن ایرانی نمی‌خواهد بداند قبل از اسلام چه گونه شرایطی داشته نه به دلیل بیگانگی با گذشته یا عدم علاقه به هر مسئله‌ی تاریخی دیگری. امیدوارم این خواسته‌ی ناچیز را که حق هر کسی می‌تواند باشد دال بر جدا شدن و یا هر اسم زیبای دیگری را که قطعاً می‌توانند به مثابه توجیهی بر بی‌اساس بودن این بحث‌ها باز کنند، فرض نکنید که تنها به این دلیل که اولاً شرایط مردان هم بسیار متفاوت شده است و ثانیاً زنان خوب می‌دانند در آن زمان‌ها جایگاه و یا ارزش زن چه‌قدر بوده است. جنسیتی که بدون هیچ‌گونه تردیدی پیشرفت‌های بسیار و چشم‌گیری را در اکثر زمینه‌ها و کارهایی که به او واگذار شده را داشته و به نحو خوبی انجام داده است.
بنابراین دیگر تعاریف گوناگونی را که از حقوق زنان شده است نمی‌خواهد بشنود حتی مقایسه‌های فراوانی که بین جوامع پیشرفته و جامعه‌ی اسلامی ما می‌شود تکرار مکررات است که آن را نیز به طور کامل پذیرفت. چیزی که در حال حاضر در آن جوامع به صورت امری عادی درآمده است این است که اگر گفتن آن در تمام امور اغراق باشد ولی در اکثر امور می‌بینینم تفاوتی میان زن و مرد نیست و انجام دهنده‌ی کار را ملاک پیشرفت قرار می‌دهند نه جنسیت شخص انجام‌دهنده.
و به جز مواردی کم‌لطفی و یا شاید عذری برای توجیه خودمان باشد که اظهار می‌دارند جوامع اروپایی و اکثر جوامع پیشرفته از زنان صرفاً استفاده‌های تبلیغاتی برای مقاصد اقتصادی می‌نمایند که البته همان را نیز نمی‌توان سوءاستفاده قلمداد کرد چرا که ما نیز در آن زمینه شاهد حضور زنان می‌باشیم و مطمئناً هیچ‌گاه دل‌مان نمی‌خواهد نام سوءاستفاده را بر آن بگذاریم.
با وجود همه‌ی مواردی که گفته شد این تنها یک مورد بود که البته، شاید نه بلکه قطعاً مدنظر ما فقط آن نبود.
به هر حال بیان تاریخی حقوق زنان تا به حال صفحات خالی بسیاری از کتاب نویسندگان و ستون‌های مجلات و روزنامه‌های خبرنگاران را پر نموده است بدون کوچک‌ترین پیشرفتی و یا حتی پیشنهاد راه‌گشایی در این مورد.
زن ایرانی حال می‌خواهد چراها را دریابد نه این‌که چه حقی دارد یا ندارد. می‌خواهد بداند چرا بعضی از حقوق را که حق مسلم اوست ندارد.
می‌خواهد به ظرفیت عقل با این موضوع برخورد شود نه جنسیتی یا عامل دیگر و مهم‌تر از همه‌ این‌که موضع دین به عنوان محوریت تمامی مسائل کاملاً روشن شود.
به نظر می‌رسد بسیاری از مواد قانونی که به صورت مطلق بیان شده می‌تواند نسبی باشد نه با معیار جنسیت زن و مرد بلکه نسبت به شرایط هر کدام در هر برهه‌ای خاص از زمان بیان شود.
شاید دلیل این‌که تا به حال به هیچ جواب منطقی و عقلانی دست نیافته‌ایم این باشد که همه به دنبال یک نقطه مشترک میان دو جنس مخالف هستند تا که از این طریق بر هر دو حقوق مساوی اعمال شود و یا برخلاف آن برای جواب دادن به این سؤالات به دنبال دلایل موجهی برای قانع ساختن قشر زنان به قبول تفاوت‌ها و پذیرفتن آن و توجیه بوده‌اند.
در هر دو صورت باید گفت نه می‌توان زن و مرد را کاملاً مثل هم پذیرفت و نه می‌توان زن را قانع به پذیرفتن چیزی کرد که برای همیشه محروم از یک سری حقوقی باشد که حق مسلم‌اش می‌باشد.
قبل از بیان این‌که چرا حقوق زنان همیشه در هاله‌ای از بحث‌ها و اختلافات نظرها قرار دارد و این‌که چرا بحث حقوق زنان نقطه‌ی پایانی ندارد و رسیدن به یک نتیجه ایده‌آل آن‌چه مهم می‌باشد، آن‌که مطرح ساختن این موضوعات و بحث و تبادل نظرها در این موارد خاص باعث به وجود آمدن جو متشنج و ناسالم در میان جامعه نباشد چرا که هدف چیز دیگری می‌باشد. باید زن و مرد را، به عنوان دو مهره و رکن اساسی قرار داد.
زن ایرانی، باید برای نداشتن بسیاری از حقوق خود جواب قانع‌کننده از نهاد یا ارگان و مسؤولی دریافت کند. زیرا بسیار جای تأسف دارد، بسیاری از مسائل آن‌قدر جا افتاده که اکثر زنان آن را پذیرفته‌اند دلیل آن را زن بودن خود می‌دانند، بدون کوچک‌ترین سؤالی. حتی حقوقی که طبق قانون نیز به آن‌ها داده شده نیز بعضاً درست اعمال نمی‌شود.
بررسی و بیان مسائل مربوط به زن و حقوق آن در تمامی زمینه‌هایی که باید عنوان شود فرصت و زمان بیشتری می‌طلبد و نمی‌توان طی یک بیان به تمامی آن‌ها رسیدگی کرد.
مسائل مربوط به نکاح، طلاق، شرایط هر کدام مشکلات ناشی از حقوق و تکالیف زوجین نسبت به هم‌دیگر، انحلال عقد، حضانت، نگهداری اطفال ولایت پدر، ارث، وصیت و سایر موارد و مشکلات دیگر رایج در زمینه‌ی آنان مواردی است که می‌خواهیم عنوان شود و نتیجه‌ی آن بیان گردد.
از طریق همین هفته‌نامه هر هفته به یک موضوع می‌پردازیم و نه تنها فقط مطرح شوند بلکه تا حد امکان سعی می‌شود با بیان نظرات اساتید مربوط و علمای فن به یک راهکار اصلی دست یابیم.
صاحب‌نظران، دانشجویان و تمامی کسانی که علاقه‌مند به شرکت در این مباحث می‌‌باشند می‌توانند مطالب، راه‌کارها، شیوه‌ها، پیشنهادها، انتقادها و بیان هر گونه مطالب دیگری از طریق همین هفته‌نامه اقدام کنند.