![]() |
||||
|
|
||||
|
امثال الحکم در حقوقامثال الحکم در حقوق
طی قرون متمادی از ازل تاکنون از تاریخ خلق انسان و به ویژه از زمان استفاده از زبان به عنوان اولین وسیله ایجاد ارتباط بین انسانها پیوسته لزوم ایجاد ارتباط مضاعف، علاوه بر زبان ساده و بیپیرایه و کنایه احساس شده است. اما آنچه مهمتر به نظر میرسد این است که این اصطلاحات و ضربالمثلها در بطن جامعه و درون قلوب و اذهان مردم آن جامعه نقش میگیرد و چیزی جز چکیده فرهنگ آن سرزمین و فرهنگ منسجم و مدون مرز و بوم آن دیار نیست. چرا که انسانها زندگی میکنند، گفتوگو میکنند و از بطن همین گفتوگوهای مکرر، ضربالمثلها و اصطلاحات براساس وقایع روزمره، خلق و رواج مییابند و رفته رفته به صورت یک جمله هنجار و اثبات کننده و غیر قابل انکار در جامعه رخ مینمایند. ضربالمثلها، عصارهی دانش و تجربه گذشتگان است و از سخنان بزرگان ادب برگرفته شده و یا به مناسبت رویدادی آفریده شده است، گاه یک ضربالمثل کوتاه به اندازه یک کتاب، سرشار از حکمت و دانش و معنی میباشد. ضربالمثل جزئی از فرهنگ و دانش و تمدن ملتهاست و منعکس کنندهی آداب و رسوم و اعتقادات مردم است، به طوری که با شنیدن ضربالمثل کشوری، میتوان علاوه بر خصوصیات اخلاقی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، به بسیاری از اموری که به صورت قاعده و قانون بر آنها در آمده دریافت و همین آداب و رسوم میباشد که توانسته تا حدود زیادی در قوانین یک کشور تأثیر گذارد. "امثالالحکم" از اندامهای اصلی و اساسی هر زبان است، مفصلترین مفاهیم به صورت عصاره و جوهر در مختصرترین کلمات میگنجد و حاصل آزمونها، ذوقها و بینش در فشردهترین حجم شکل میگیرد تا امثالالحکم،پندها، کلمات قصار و اصطلاحات به وجود آید. امثالالحکم، در حقوق تا به حال مورد توجه چندانی نبوده و آشنایی من با این مقوله به تحقیقات دانشگاهی از طرف اساتید مربوط برمیگردد که به حق جناب آقای استاد مصطفی ماندگار برای جا افتادن این موضوع میان دانشجویان خود زحمات فراوانی کشیدند و با راهنماییهای ارزشمند خود باعث شدند که الان به عنوان یک موضوع قابل بحث و مطرح شدن، آنهم به صورت جدی بتوانیم آن را مطرح کنیم و بتواند دریچهای نو برای اندیشههای تازه و مطرح شدن آن باشد. نقش مثلها و متلها در حقوق کم نیست، چرا که "عرف" چیزی نیست جز همین امثال و یکی از منابع مهم حقوق عرف میباشد که امروزه به عنوان یکی از منابع اصلی حقوق جایگاه ویژهای دارد و اهمیت آن به قدری است که در بسیاری موارد که نمیتوان حکم مسئلهای را از قوانین موضوعی به روشنی یافت، عرف راهگشا بوده است. بنابراین عرف چیزی نیست جز همین گفتارها و رفتارهای هنجاری که به صورت یک قاعده ماندگار شده است و خلاف آنها را هیچکس نمیپسندد و اکثر آنها برخلاف قوانینی که تابع اصل سرزمینی بودن هستند مورد توجه جهانیان میباشند زیرا اشاره به صفات ناب انسانی دارد. چنانچه عدالت، حق، انصاف، راستگویی و امانتداری را همگان میپسندند و خیانت، تزویر، غارت، غصب و زورگویی را رد میکنند و منفور انسانها میباشد. براساس همین طرز تفکرها و ایدهها بوده است که جملاتی به مرور زمان در بطن جامعه جا افتاده و نه تنها نمیتوان گفت در حقوق امروزی تأثیر نداشته بلکه اثر مثبت آن را نمیتوان انکار کرد. امثالالحکم در حقوق نیز از این پس میخواهد با مطرح شدن در بردارندهی آن ارتباط کامل میان ضربالمثلهای رایج درجامعه و اصول حقوقی مندرج در قانون باشد. بنابراین در هر هفته به بیان چند نمونه از آن خواهیم پرداخت. علاقهمندان میتوانند نوشتهها و یا مطالب مربوط به این موضوع را با نام خود ارسال دارند تا به چاپ برسد. اصل شخصی بودن مجازاتها: هیچکس را در قبر دیگری نمیگذارند. از معنا و مفهوم ضربالمثل این طور برمیآید که گفتار و کردار هرکسی به حساب خودش گذارشته میشود. مفهومی کاملاً جا افتاده در اذهان مردم که میتواند مصداقی روشن و واضح در عالم حقوق از اصل شخصی بودن مجازاتها باشد. این اصل هم همانگونه که از لفظ آن پیداست این مفهوم را به ذهن متبادر میسازد که مجازاتها صرفاً در مورد شخص انجامدهندهی جرم اعمال میشود. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه