![]() |
||||
|
|
||||
|
آنچه یافت مینشود...آنچه یافت مینشود...
قسمت اول راستخواه گل سرخ در سپیدهدم میشکوفد و در غروب گلبرگها به خاک فرو افتادهاند، باد به هر سو میکشاندشان و باز میگردند تا در خاک بیاسایند. این به این معنا نیست که گل سرخ حضور واقعی نداشته باشند. (اشو) حق، واژههایی که خواسته و نخواسته بازیچهی قلمهای بسیاری گشته، نمیدانم کدام فیلسوف یا دانشمند ـ احتمالاً آلمانی ـ گفته که: «عدالت در برابر همهی انسانها هنری است که هیچکس ندارد» ولی مگر میشود؟ اگر قرار بر این باشد پس آن نیمهای که احیاناً سهمی از عدالت نخواهند برد چه میشود؟ اگر اینگونه باشد، برای ما تنها یک راه بافی میماند و آن هم یافتن آن هنرمند است که ما در این زمینه نباید هیچگونه مشکلی داشته باشیم که کاملترین دین را آن که عدلآفرینِ عدلگستر است توسط برترین بندهی خود برای ما فرستاد. بنابراین اگر امروز بحث حقوق نابرابر مطرح میشود، اگر بسیار میبینیم شاید که نه قطعاً باید از آنانی پرسید و خواست که سنگینی تفسیر آن احکام و تطبیقشان با جوامع امروز بر دوششان گذاشته شده است. اگر از تمام بحثهای جنجال برانگیز و تعصبی و حتی فمینیستی هم بگذریم باز هم به تبعیضهایی که در حق زنان میشود خواهیم رسید. جالب اینجاست که حتی آن کسانی که مخالف یکسان بودن حقوق زن و مرد هستند به هر حال به هر صورتی چه در گفتههایشان و چه نوشتههایشان حداقل شعار پشت شعار سر میدهند در باب قداست زن و مظهر عشق بودنش و بهشت زیر پای مادران بودن و صدها هوار و فریادهای متأسفانه تنها و تنها در حد شعار. گویی فراموش شده که یک زن مثل آن جنس دیگر تنها انسان است نه فرشته و نه قدیسه. تمامی این شعارها پیشکش داشتن حقوق مساوی با آن نیمهی دیگر که جنس اول شدهاند و مدام زحمت ساختن جملههای زیبا در وصف زن به گردنشان افتاده زنان نیز تنها انسانهایی هستند با تمام استعدادها و تواناییهای بالقوه و بالفعل بسیاری، با تمام اندیشهها و تفکرها و خواستنها و توانستنهایشان. قرار نیست گروهی مقابل گروه دیگر قد علم کنند و بحث پشت بحث راه بیفتد. شاید دیگر کافی باشد سالیانی که از بیم زیر سؤال رفتن دینمان و احتمال آنکه مبادا با شرع و حکم الهی مغایرت داشته باشد از مطرح کردن آن خودداری میشد. اگر به صورت کلی هم بخواهیم به این نتیجه برسیم که حقوق واقعی زنان به عنوان یک انسان مثل مردها رعایت نمیشود اصلاً نیازی به تفحص و جستجوی چندانی نمیماند. خوشبختانه هم مخالفان و هم موافقان کاملاً به این امر اشراف دارند. موارد تفاوت حقوق زن و مرد از جمله تفاوت در ارث، دیه، شهادت، ولایت، حق طلاق، حق مسکن، حق حضانت کودکان، منوط بودن خروج زن از کشور به اجازه همسر، منوط بودن ازدواج دختر به اجازهی پدر، تابعیت و اشتغال زن، محدودیتهای تصدی برخی از پستها به ویژه سطح مدیریتی و قضاوت و ممنوعیت زنان از نامزد شدن در انتخابات ریاست جمهوری و... تساوی حقوقی زن و مرد را کاملاً زیر سؤال برده است. چگونه سخن از یکسان بودن انسانها نزد خدا میگوییم و این که تنها عامل برتری تقوا میباشد، وقتی حتی در مسائل مربوط به شخصیت انسانی زن و مرد تفاوت قایل هستیم. جامعهی زنان باید منتظر کدام اتفاق باشد؟!... اغلب قوانین موضوعه ایران براساس دین و احکام شرعی میباشد. بنابراین اگر اشکالاتی به حقوق زن گرفته میشود باید با تأمل و تعقل بیشتر به آنها پرد |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه