سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.
1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید [ 30/4/1387 ] [ ادامه ] |
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر اینکه به خانههای خود برگردند. [ 2 روز پیش ] [ ادامه ] |
|
|
حقوق و آزادی فردیحقوق و آزادی فردی
محمد حسین راستخواه
اصولاً انسان از بدو خلقت با مقولهی حقوق آشنا بوده است، منتهی براساس اقتضای زمان. حتماً همه داستان هابیل و قابیل و یا ضربالمثلهای گفته شده را شنیدهاید. پس اگر بخواهیم تعریفی جامع از حقوق داشته باشیم میتوان گفت: حقوق از واژهی "حق" گرفته شده و آن عبارت است از رفتارهای منظم و قانونمند و منطبق با خواستههای بجا و عادلانه. گرچه این واژه در خیلی از گفتارهای جامعه به چشم میخورد مثل حقوق که به جای دستمزد به کار گرفته شده و یا حقوق بشر که اولی اصلاً بیمسمی بوده، منتهی یک غلط مصطلح میباشد که اصطلاحاً به جای دستمزد به کار میرود ولی دومی استیفای مطالبات فردی و اجتماعی ابناء بشر میباشد و با حقوق شهروندی و یا حقوق افراد یک خانواده مثل حقوق پدر و مادر و یا حقوق فرزندان به والدین که هر یک از این فصول مبانی یک سلسله مباحث اصولی خواهد بود و ما به اقتضای موضوعات به آن خواهیم پرداخت زیرا ابتداییترین زیرساختهای فرهنگی، آشنایی مردم از حقوق خویش میباشد چون در این حالت است که جامعه میتواند هنجارها و ناهنجارها را بشناسد و از تبعات منفی آن دوری جوید به طور مثال اگر بخواهیم از خانواده شروع کنیم، زمانی خانواده راه ترقی و سربلندی را به سرعت و مناسب میپیماید که با وظایف خود آشنا باشد. به همین ترتیب در جوامع پیشرفته اگر توسعهی فرهنگی از انظار پنهان نیست و یا مقولهی آزادی که در تمام ادوار چه دوران غارنشینی و چادرنشینی و یا دورهی شهرنشینی همیشه و همه جا افراد خواهان و خواستار آن بودهاند و نخبگان در تمام ادوار مشعل هر جامعهی خویش بوده و خواستهاند دین خود را نسبت به جامعه ادا نمایند. شاید بگویید کدام دین و این پاسخ همان مسئلهایست که میخواهیم به آن بپردازیم. مثلاً میپرسید یک جامعهشناس چه دینی به یک کشاورز، باغبان و چوپان و یا پزشک دارد؟ اگر کمی دقت کنیم شاید به این پاسخ برسیم.
مثلاً بحث "آزادی" که به محض شنیدن آن و یا دیدن این واژه بلافاصله مشتاق شنیدن و یا خواندن مبحث و مقالهی موضوعی آن میشویم. گرچه نمیتوان به یک تعریف واحد و یا اشتراک نظر و نیت افراد از آزادی برسیم، ولی همه در این موضوع دارای فهم یکسانی طبق مطالبات فردی اجتماعی و قومی و ملی و سنتی و مدرنیته هستند همه میخواهند در زندگی فردی و اجتماعی خود از قیود بشری آزاد باشند. هر چند خیلیها تعریف "منتسکیو" از آزادی را جامعترین تعریف میدانند که گفته است: آزادی یک فرد در جایی ختم میشود که آزادی فرد دیگر شروع میشود ولی ممکن است هر کسی به تناسب خواستهی خود آن را تفسیر نماید. حال که قدری در این مبحث وارد شدیم زمان آن رسیده که برگردیم به موضوع اصلی که در خصوص حقوق بود. همه میدانید آزادی یکی از شمول قانونی است که منبعث از حقوق میباشد زیرا این یکی از جمله روابط خصوصی جامعه میباشد و بیشک از مهمترین مطالبات جامع از حکومت خواهند بود زیرا اگر حکومتی با ایجاد قیود مثلاً برای یک نویسنده او را مجبور نماید که مطابق منافع دولتمردان قلم بزند او چگونه خواهد توانست مشعلدار جامعهی خویش باشد یا اگر معلمی نتواند از آثار نویسندگان مورد نظر خود نام ببرد چگونه میتواند شاگرد و یا دانشجو را با آن مطالب آشنا نماید. پس اگر آزاداندیش هستید و آزاد، از این هفته خوانندهی این صفحه باشید میخواهیم برخلاف آن منجم که در اخترشاسی دستی داشت ولی از خانهی خویش خبر نداشت از قانون اساسی خودمان شروع کنیم.
|
|
|