![]() |
||||
|
|
||||
|
حرف اول حرف اول
تا حالا چقدر دربارهی انقلاب اسلامی و قیام عاشورا شنیده، دیده یا خواندهاید؟! البته فرقی نمیکند، مهم این است که چه میاندیشید و چگونه عمل میکنید. مهم این است که این حوادث با روح، جان و زندگی شما چه کرده است. قیام عاشورا و به دنبال آن قیام بهمن 57 شباهتهای زیادی با هم دارند و هدف هر دو، زنده نگهداشتن باورهای اسلامی بوده است. وقتی خوب دقت میکنیم، متوجه میشویم که در این راه، انسانهای زیادی از جان خود گذشتند تا با این قیامها به هدفشان برسند. زندگیِ جوانانِ حاضر در قیام عاشورا و بهمن 57 را که مورد مطالعه قرار میدهیم، میبینیم که آنها سرشار از حسّی بودند که برای جوانان امروز هم بیگانه نیست؛ اما چه شده است که امروز بعضی از جوانان سعی میکنند خود را با آرمانهای مقدس اسلامی ناآشنا و غریبه جلوه دهند؟ آیا واقعاً به باورهای دینی خود اعتقاد ندارند؟! کجای راه را اشتباه رفتهایم که شاهد این صحنههای ناامیدکننده هستیم؟ خیلیها به ما انگِ بیهویتی میزنند و میگویند: «جوانانِ ما، دین ندارند»!! واقعیت این است که همه چیز عوض شده به جز جوان. آنها فقط اندکی دچار سردرگمی شدهاند و دلیلاش هم این است که نتوانستهاند خود را با تغییراتی که بعد از بهمن 57 به سرعت در جهان و بالاخص در ایران به وجود آمده، هماهنگ کنند. در این آشفتهبازاری که دنیای غرب به پا کرده است، رسالت مبلّغان دینی هم بسیار سنگینتر شده و اگر کمی کوتاهی کنند و غربیها با تبلیغات وسیع و پر زرق و برقشان، گوی سبقت را از ما بربایند، اوضاع از این هم که هست، بدتر خواهد شد. مبلّغان باید با زبانِ جوان با وی همزبان شوند. جوان به دنبال چیزهای تازه و زیباست؛ مثل عاشورا. قیام عاشورا پر است از ناگفتهها و چیزهای نو و زیبایی که جوانان هنوز با آن نامأنوساند. این وظیفهی مبلغان دینی و مسؤولین نظام است که با زبانی نو و به دور از تکرار مکررات ـ که همچون آفتی جوانان را بیروح میکند ـ دلهای این آریاتبارانِ عاشق را از عشقِ ائمه نورانی کنند. مطمئن باشید هر چه زبانِ شما نوتر و نگاه شما تازهتر باشد، جوانانِ بیشتری به ندای درونشان پاسخ مثبت میدهند. کما این که اخیراً با کارهای نسبتاً خوبی که انجام شده، شاهد گرایش خیل بیشتری از جوانان، به سوی دین بودهایم. بد نیست سری به تجربههای دیگران هم بزنیم؛ با تو هستم جوان آریایی. تجربه، از بهترین روشها برای رسیدن به یقین است. ـ باید آموخت که به آموختهها شک کرد. تحقیق کردن میتواند شک را به یقین برساند. آیا تا به حال خواستهاید از امام حسین (ع)، قیام عاشورا و در این اواخر هم از قیام خونین بهمن 57 چیز تازهای بیاموزید؟ مطمئن باشید که تحقیقات و مطالعات، شما را به یقین میرساند؛ یقینی که دیگر نه فقط آموختهاید که در جان و دل شما و حتی در عمل شما هم رسوخ خواهد کرد. ـ از گذشته برای زندگی در آینده سود بجویید. به قول شاعر: «هر کس که تیری به گذشتهی خود پرتاب کند، آینده را به توپ خواهد بست». اما آیا امروز میشود به شیوهی گذشته زندگی کرد؟! قطعاً نه! چرا که ایدههای گذشتگان مصداق جهان امروز نیست، ولی همیشه باید تجربههای گذشتگان را با جهان امروز مطابقت داد، وگرنه چرخدندههای ذهنتان فرسوده شده و از کار خواهند افتاد. ـ فرهنگها با هم متفاوتاند، اگرچه هدف نهایی همهی آنها، سعادت انسان است. اما سعادت را نه فقط در این دنیا که در آخرت هم باید منظور گردد. همهی فرهنگها را باید شناخت و کاملترین را به کار بست. آیا فرهنگ غرب، با آخرت شما کاری دارد؟ یا فقط سعادت این دنیا را نصیب شما میکند؟ یا اصلاً هیچکدام را؟ فرهنگ عاشورا چطور؟ فرهنگ انقلاب چطور؟ ـ همیشه قبل از انجام کورکورانهی هر کاری، دربارهی عاقبت آن و این که اصلاً این کار چه تأثیری در زندگی امروز و فردای شما میگذارد، بیاندیشید. اصلاً شاید آیندهای در کار نباشد، آن وقت تو میمانی و جوانی که گذشت و قدرش ندانستی. سعی کنید عشق را با عقل بیامیزید. عشق جاودانه همیشه از روی آگاهی شناخته میشود. خود، امام حسین (ع)، ابوالفضل (ع)، زینب (س)، عاشورا، کربلا، انقلاب، ایران و ... را بشناسید؛ آنگاه کسی را میشناسید که همهی اینها را در خود یک جا دارد. باور کنید با چشمان باز عاشق شدن چنان لذتی دارد که طعم آن را هرگز از یاد نخواهید برد. پاکی، فداکاری، جوانمردی و عاشقی را از ابوالفضل العباس (ع) درس بگیرید. متأسفانه جوان امروز آن قدر دغدغه دارد که فرصت تفکر و اندیشه را از دست داده است. امروز جوان آریایی، بیش از هر چیز به آرامش نیاز دارد و این آسودگی خاطر فقط با کمک شما مسؤولین امر به وجود میآید. شما هستید که میتوانید با توسل به صاحبالزمان (عج) جوانان را زیر چتر اسلام نگهدارید تا از گزند تهاجم فرهنگهای ناسالم در امان بمانند. آنها فقط نیازمند رحمت الهی هستند. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه