![]() |
||||
|
|
||||
|
نشانهی عشق به حسین (ع)، فقط عزاداری نیستنشانهی عشق به حسین (ع)، فقط عزاداری نیست
مکث حتماً شما طی شبهای دههی اول محرم به حسینیه، مساجد و تکایا رفتهاید. امیدواریم که عزاداری شما در درگاه خداوند متعال مورد قبول واقع شده باشد. طبیعتاً طی این چند شب سؤالاتی هم از وقایع عاشورا و قیام امام حسین (ع) به ذهنتان خطور کرده است و چیزهای جدیدی در این ده شب یاد گرفتهاید؛ شاید هم نه، چون چیز تازهای نشنیدهاید. اصلاً شاید بعضیها به دلیل اینکه فکر میکنند حرفها دیگر تکرار شده پای صحبتهای سخنرانان و مجلسگردانان مجالس ننشستهاند. بعضیها هم در این بین با رفتن به مراسم سینهزن و زنجیرزنی عزاداری جانانهای برای امام حسین کردهاند. راستی این عزاداریها تا چه حد ما را در شناخت مکتب حسینی کمک خواهد کرد. با این انگیزه به سراغ شما آمدیم و پرسیدیم: هدف شما از شرکت در مراسم عزاداری امام حسین (ع) چیست؟ آیا فقط شرکت در مراسم عزاداری نشان از عشق و علاقه به امام حسین است؟ اگر نه چه راههای دیگری وجود دارد؟ چرا جوانان آنطور که باید حرمت ماه محرم و شخصیت آقا امام حسین (ع) را نگه نمیدارند؟ البته جوابهای جالبی هم چه از دختر و چه از پسر شنیدیم. بعضیها حرف دل خود را میزدند که شنیدنی بود و به دل مینشست. امیدواریم برای شما هم جالب باشد. آقای ا . ح ـ 20 ساله ـ امام حسین (ع) و فرهنگ عاشورا بالفطره در وجود همهی ما مسلمانان و بیشتر شیعهها هست، ولی ما جنوبیها و خصوصاً بوشهریها کلاً علاقهی خاصی به امام حسین (ع) داریم. جدا از این موضواعات، هدف ما این است که با فرهنگ عاشورا آشنا شویم و فرهنگ عاشورا هم چیزی جز ایثار و از خودگذشتگی و آن شعار بزرگ امربه معروف و نهی ازمنکر نیست. ـ عشق و علاقه یک طرف قضیه است، ولی در کل نه؛ بیشتر باید به دنبال شعور حسینی باشیم تا شور حسینی، چون شور حسینی به تنهایی نمیتواند انسانساز باشد. ما باید به دنبال هدفهای امام حسین (ع) باشیم که برگرفته از همان شعور حسینی است. ـ همانطور که شما هم متوجه هستید و در رسانههای خبری هم داشتیم، کشورهای آمریکایی و اروپایی بودجههای کلانی برای تهاجم فرهنگی بر علیه کشور ما تصویب کردهاند. و در حال حاضر بیشتر کارهایی را هم که انجام میدهند، سرمایهگذاری روی هیأتهای مذهبیست. یعنی دارند آن عشق و علاقه و مِهر واقعی را از دل جوانها بیرون میکشندو در تلاش هستند که از امام حسین (ع) و ائمهی ما یک بت درست کنند و جوانها را به سمت کاذبپرستی سوق بدهند و به ما بقبولانند که عشق به امام حسین یک عشق کاذب است که صرفاً فقط در مراسم شرکت کنیم و به دنبال اهداف اصلی امام حسین (ع) نباشیم. نجات از این بحرانها نیاز به یک سری زیرساختار دارد. باید مسؤولین ذیربط از رئیس جمهور گرفته که شخص اول اجرایی مملکت است تا مسؤولین پایین دست، علیالخصوص وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که متولی این امر است فرهنگ سازی وسیعی در سطح جامعه انجام بدهند و سعی کنند جوانها را به طرف درسهای واقعی عاشورا سوق بدهند. نه تنها امام حسین که همهی اهلبیت (ع). مثلاً امام جعفر صادق (ع) که بزرگان زیادی شاگردی ایشان را کردهاند و به درجات بالا رسیده اند. بزرگانی که کتابهای آنها در دانشگاههای سراسر دنیا تدریس میشود. خانم م . ک ـ 19 ساله دانشجو ـ سنت است که باید در عزاداری امام حسین شرکت کنیم. هم ثواب دارد و هم همدردی با شهدای کربلاست. ـ نه؛ اگر در خانهی خودمان عزدارای کنیم بهتر است. به این دلیل که این روزها مراسم عزاداری، آن عزاداری واقعی گذشته نیست. بیشتر به تفریحی برای جوانها تبدیل شده است. شاید افراد مسن عزاداری کنند ولی جوانها آن طور که باید نه. به نظر من هر کس حتی در خانهی خودش دو قطره اشک هم برای امام حسین بریزد باز هم عشق و علاقهاش را به امام حسین (ع) نشان داده است. ـ جوانهایی که در مراسم شرکت میکنند، کمی جوگیر میشوند. اگر اعتقاداتمان واقعی باشد خیلی راحت میتوانیم ارتباط برقرار کنیم. ولی متأسفانه بعضی از جوانها عمیقاً اعتقاد ندارند و آنطور که شایسته است به مراسمها و شخصیت امام حسین احترام نمیگذارند. خانم ز . پ ـ 24 ساله ـ مسلماً امام حسین شخصیتیست که صحبت کردن در مورد ایشان واقعاً سخت است. هدف از شرکت درمراسم عزاداری هم یکی اینکه یاد ایشان و یاران باوفایشان را زنده نگه بداریم و دوماینکه به نسلهای جدید و آینده نشان دهیم اگرچه امام حسین شهید شده ولی برای ما هنوز زنده هستند و یاد و خاطرهی ایشان و همچنین هدف بزرگشان را به فراموشی نمیسپریم. و همچنین به کشورهای دیگر ثابت کنیم و نشان میدهیم که امام حسین کی بوده و اگر شهید شده به خاطر هدف بزرگی بوده است که داشتند. ـ نه؛ فقط شرکت کردن نشاندهنده این نیست که به امام حسین علاقه داریم، چون خیلیها هستند که به مسجد میآیند ولی برای خوشگذرانی و نمیشود گفت که این شخص با آمدن به مسجد، میخواهد عشق و علاقهاش را به امام حسین نشان دهد. راههای دیگری هم برای نشان دادن عشق و علاقه به امام حسین وجود دارد. من شاید در عزاداریها شرکت نکنم ولی در طول عمرم میتوانم با عمل و احترام به اهداف امام حسین (ع) مثل امر به معروف و نهی از منکر و عمل به سفارشات ایشان و شناساندن بیشتر مکتب حسینی مؤثر باشم. و بعد اینکه باید به خودشناسی برسیم، هدفی که امام حسین مد نظر داشتند و سپس راه ایشان را ادامه بدهیم و اطلاعات خودمان را در زمینه قیام و درسهای عاشورا زیاد کنیم تا اگر قصد راهنمایی کسی را داشته باشیم، بتوانیم او را قانع کنیم. ـ ببینید جامعهی ما دارد به سمت خیلی بدی پیش میرود، در ذهن جوانان و نوجوانان مسائلی را گنجاندهاند که دید درستی نسبت به این مسائل نداشته باشند. شاید به خاطر افراط و تفریطهایی است که در این مسائل وجود دارد و وجود افرادی که ادعای پیروی از امام حسین و دین خدا را دارند ولی عملشان برخلاف گفتههایشان است. جوان وقتی میبیند بزرگترش درک و عملکرد درستی از این مسائل ندارد، بزرگتری که باید راه و چاه را به او نشان دهد در عوض با سهلانگاری و کوتاهی و غافل شدن از جوان او را به سمت بدیها سوق میدهد، چه انتظاری دارید. اگر فرد دلسوزی پیدا شود تا با زبان خود جوان با جوان صحبت کند، مطمئن باشید جوان او را با آغوش باز قبول میکند. مثلاً نوار ماه غریب یا ترانهی سیب، زمانی که من اولین بار آن را شنیدم فقط به خاطر موسیقی جالبی که داشت آن را خریدم ولی دفعهی دوم که داشتم آن را گوش میدادم به خودم گفتم به جملههایش هم توجه کنم ببینم چه میگوید، واقعاً جالب بود، طوری که من به تکتک دوستانم سفارش کردم حتماً این نوار را بگیرند و گوش بدهند. پس امثال این موارد میتواند باجوان ارتباط برقرار کند و چیزهایی هم به جوان یاد دهد. باید از راهش وارد شد و به جوان نزدیک شد. چرا جوانهای ما خودشان را به هر شکلی درمیآورند؟ بعضی واقعاً نمیدانند باید چه کار کنند، به هر شکلی درمیآیند. شاید آن صداقت واقعی را بتوانند پیدا کنند و به آن چیزی که میخواهند برسند، ولی هر چه میروند سراب است و سراب. به نظر من مسؤولین بیشتر باید فعالیت داشته باشند، سعی کنند جوانان را به طرف خودشان جذب کنند، مطمئن باشند جوانان ما خیلی زود و راحت وابسته میشوند و برعکس اگر ببینند درکشان نمیکنند، آزرده میشوند و از آنها فاصله میگیرند. چرا جوانان با غرب این قدر راحت ارتباط برقرار میکنند؟ چون میبینند که چقدر راحت تحویلشان میگیرند و بیشتر به فکر خواستههاشان هستند. البته ناگفته نماند که این تحویلگرفتنها هم فقط به خاطر نابود کردن فرهنگ ماست. آقای ح . ش ـ 24 ساله ـ آشنایی با امام حسین و سوگواری برای امام حسین (ع). ـ نه؛ شرکت کردن تنها نشاندهنده عشق و علاقه نیست. ـ من بوشهری هستم و ظاهر جوانها را دیدهام، در شهرهای دیگری مثل تهران و قم هم بودم ولی در بوشهر مراسم عزاداری امام حسین (ع) آنطور که باید برگزار نمیشود. یک شب میروند سینه میزنند و دختر و پسرهای جوان هم جمع میشوند و نگاه میکنند، انگار که آمدهاند نمایش ببینند. به نظر من در عزاداری بوشهر آن چیزی که باید، رخ نمیدهد. من خودم دوست دارم که در عزاداری و سخنرانیهای جالبی که راجع به امام حسین (ع) است، شرکت کنم، یعنی یکی باشد که سخنرانی جدید و لذتبخشی داشته باشد که بتواند آن وقایع را برای ما به خوبی به تصویر بکشد و بازگو کند. در مراسم سینهزنی هم شرکت میکنم و قبول دارم که که عزاداری به صورت سینهزنی و زنجیرزنی برای زنده نگه داشتن یاد امام مؤثر است ولی سخنرانیها برای درک و شناخت بیشتر جوانان خام از موضوع، تأثیر بیشتری دارد. الان در هر مجلس سخنرانی که شرکت میکنیم، حرفهای اکثر علما و کسانی که روی منبر میروند تکراری شده، 72 نفر بودند که یکی یکی رفتند جنگ و خیلی تشنشون بوده و از این داستانهای تکراری که همه قبلاً شنیدهایم و همه را مو به مو میدانیم. باید هدف این 72 تن مشخص شود باید شناخت ما از این افراد بیشتر شود. در این بین هم هستند سخنرانانی که از دریچهی دیگری به مسائل و وقایع محرم وارد میشوند که انسان لذت میبرد ولی متأسفانه این افراد انگشتشمارند. چند مدت پیش در یکی از روزنامهها خواندم که یکی از مسؤولین گله کرده بود که چرا مساجد دیگر مثل گذشته نیست، چرا حضور مردم خصوصاً جوانها کمرنگ شده؟ من در جواب این مسؤول میگویم که این سؤال را باید از خودتان بپرسید. اگر سخنرانان خوبی مثل آیتا... طباطبایی که در برنامه آفتاب شرقی در تلویزیون صحبت میکنند را روی منبرها بنشانید که برای آگاه کردن جوانان حرفهای تازه و خوبی از دل جوانان برای گفتن دارند، مطمئناً مساجد شلوغتر و پررنگتر از گذشته میشوند. از دلایل دیگری که حضور در مساجد کمرنگ شده دلزدگی مردم از شعارهای توخالی است که در حال حاضر حاجآقاهای نشسته روی منبرها میدهند که این طور رفتار کنید، خوب باشید، سر مردم کلاه نگذارید، حق دیگران را نخوریم و امثال این حرفها است، اما در عوض خودش آخر حقخوری، آخر ستم کاری در زمینههای مختلفی است که شاید خیلیها به چشمشان نیاید. این چیزها باعث میشود که من جوان از کسی که باید الگوی من باشد، دلزده شوم و روز به روز اعتمادم نسبت به این افراد کم رنگتر شود. شما اگر کمی به عقب برگردید میبینید که محال بود کسی از روحانیون بد بگوید، روحانیون را میپرستیدند، وقتی حرف میزدند حرف اول و آخر بود. ولی حالا هر چه به جلوتر پیش میرویم، میبینیم که وضعیت روز به روز بدتر میشود. من به مردم حق میدهم که اینطور رفتار کنند و مساجد را خالی بگذارند، چون صبر آدمها هم حدی دارد. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه