|
حاج ندوم احمدیان نیز سر به آغوش خاک کشید.
افسوس که یاران موافق همه از دست شدند/ در پای اجل یکان یکان پست شدند
هنوز باورم نمی شود که حاج ندوم احمدیان مرده باشد. شاید همه کسانی که به دور از هیاهوهای معمول با او از نزدیک آشنا بودند با من موافق باشند که چه ذهن آرمان طلبی برای عمران و آبادی گناوه داشت.برای توسعه گناوه فردی کاملاً ناسیونالیست و رقابت طلب بود. اصرار داشت که اگر دیگر شهرها از امکانات رفاهی و اجتماعی بهره مندند از همت بلند خودشان است، نه از داشتن مسئولینی سرآمد!! معتقد بود اگر همت به خرج بدهیم و به سهم خویش وظیفه شناس باشیم می توانیم گناوه ای داشته باشیم آباد و سرآمد در میان شهرها و استانهای همجوار. اصرار عجیبی داشت بر پول خرج کردن در گناوه. درست 2 روز قبل از آن اتفاق تلخ دمادم غروب با او سوار ماشین بودیم و از سمت مرقد سیدرضا می آمدیم.  
خبرنگار نصیر: عطارزاده مدیرمسؤول هفتهنامه لیان در خصوص پیشنهاد شجاع اظهار داشته است: چنانچه این طرح امکانپذیر باشد، فضای خوبی از لحاظ تجارت، سیاست و تفریح برای مردم فراهم میسازد و برای مثال میتوان با قایقهای مسافربری به بوشهر آمد و یا به جزیرهی خارگ و سایر بنادر رفت و آمد کرد.
وی همچنین در شماره 345 نشریهاش تأکید نموده است: از گذشته در محافل و مجالس مختلف، این بحث مطرح بوده است که آیا میتوان با حفر کانال، برازجان را به خلیجفارس متصل نمود؟
نامبرده افزود: شاید این بحث به صد سال هم برسد، اما عملاً در این رابطه از ناحیهی هیچ مقام مسؤولی تاکنون این بحث مطرح نگردیده بود تا این که در سفر اخیر ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران آقای دکتر احمدینژاد به استان بوشهر و در دیدار با مردم قهرمان دشتستان، آقای دکتر شجاع این موضوع را در جمع پرشور مردم دشتستان مطرح کرد که برای دستیابی این منطقه به آبهای گرم با ایجاد یک کانال میتوان این مهم را به سامان رساند.  
خبرنگار نصیر: شهرداری بوشهر از شکایت خود علیه مدیران مسؤول نصیر بوشهر و چشمانداز اعلان انصراف کرد.
حسن لاوری مدیرمسؤول نصیر بوشهر گفت: نماینده حقوقی شهرداری بوشهر در دادگاه حاضر ده و از شکایت شهردار بوشهر علیه نشریات نصیر بوشهر و چشم انداز جنوب اعلان انصراف کرد. وی افزود: میگلینژاد شهردار بوشهر طی تماس تلفنی اظهار داشته که شهرداری اصلاً شکایتی علیه نشریات نکرده است و اشتباه دفتر حقوقی و روابط عمومی منجر به این مسأله شده است.  
خبرنگار نصیر: پورفاطمی نماینده مردم دشتی و تنگستان در مجلس شورای اسلامی گفت: در دولت جناب آقای احمدینژاد که به عنوان دولت عدالتخواه مطرح است باید مسیر خط انتقال گاز از شهرهای کاکی، شنبه، خورموج، اهرم و دلوار بگذرد. زیبنده نیست که در چنین دولتی که عدالتمحور است، کلنگ گازرسانی 150 کیلومتر دورتر از مسیر خط انتقال زده شود.
وی افزود: بعد از مذاکره با مدیرعامل محترم گاز ایران آقای کساییزاده مقرر گردید که قبل از بوشهر و برازجان باید گازرسانی به دو شهرستان دشتی و تنگستان انجام گردد، ولی دو همکار بسیار عزیزمان جناب آقای دکتر شجاع و جناب آقای عطارزاده که در کمیسیون انرژی حضور دارند توقع داشتیم اگر کاری میخواستند انجام دهند بر مبنای قانون و رعایت قانون برای همهی شهروندان استان انجام دهند.  
خبرنگار نصیر: شیخسقا رئیس شورای اسلامی شهر بوشهر گفت: آیا واقعاً مشکل استان ما، مشکل شهر ما، مثل بیکاری، گرانی، کمبود گاز، گرانی برق، مشکل فاضلاب و آب با تغییر نام استان، حل خواهد شد؟!
وی افزود: نماینده، وظیفهاش این است که به دنبال رفع مشکلات کلان شهر و استان باشد، اما تأسفانه ایشان به جز یک سری مسایل جزیی، به هیچکدام از مسایل اساسی شهر توجه نداشته است.
رئیس شورای اسلامی شهر بوشهر اضافه کرد: از نشریات میخواهم که با دقت لازم انعکاس بدهند و بدانند که ما به قضیهی تغییر نام استان بوشهر معترض هستیم و این تقاضای هیچیک از بوشهرنشینان نبوده و نیست.  
در شمارههای 22 مورخ 18 دیماه 84 و 26 مورخ 16 بهمنماه 84 هفتهنامهی «سلام جنوب»، شاهد رفتارهایی ضدرسانهای از سوی سردبیر آن نشریه بودم که اگر شخصیت محترم و موجهی همچون مهندس محمدباقر عباسی، مسؤولیت آن جریده را برعهده نمیداشت، هرگز خود را آلودهی پرداختن به آنها نمیکردم. تازه در این هم ماندهام که نکند دراین نوشتار، ناخواسته به ساحت ایشان نیز، اساعهی ادب گردد. به هر حال چون گزیری جز نوشتن نمییابم، پیشکی از محضر گرامی ایشان پوزش میطلبم.
قبل از پرداختن به قضایای مورد بحث، اجازه فرمایید مقدمتاً و به منظور درک بیشتر مطالب، حقایقی را با شما عزیزان خواننده در میان بگذارم:  
ضمناً در این هنگام سر و کله مستشاران آمریکایی برای اولین بار در ارتش ایران پیدا شد. اعتراضات انگلستان بابت خساراتی که هواپیماهای آمریکایی به فرودگاه بحرین وارد آورده بودند، انگیزهای شد تا آمریکاییها در دهران ـ عربستان سعودی ـ پایگاه هوایی تأسیس کنند و این حرکت، آغاز تحولی بود که براساس آن آمریکا به جای انگلستان وظیفه اعطای بیشترین کمک نظامی، فروش جنگافزار و آموزش پرسنل برای پادشاهی را به عهده گیرد. گذشته از این، جنگ موجب شد تا سلطه روسیه دوباره در خلیجفارس باب گردد، نخست به صورت تلاش نافرجام برای ایجاد محورهایی در ایران متجلی گردید و بعدها به تدریج به شکل پشتیبانی سیاسی و نظامی، در عراق، یمن و یمن جنوبی، گسترش یافت. دومین عامل، تغییر جو سیاسی در خاورمیانه بود. در این برهه امپراطوریهای استعمارگر رنگ باخته بودند  
این مسجد واقع در محلهی دهدشتی میباشد، قدمت این مسجد برمیگردد به 200 سال قبل که چنین حکایت میکنند که در آن زمان پیرزنی از شهرستان دهدشت بهبهان به همراه شوهرش که یکی از تاجرهای زمان خود بوده است وارد این بندر، میشوند و در قسمتی از این بندر خانهای بنا میکنند.
بعد از مدتها زندگی در بندر بوشهر آن پیرزن زمینی را تهیه کرده و آن را تبدیل به یک مسجد میکند و چون وی از شهرستان "دهدشت" آمده بود این مسجد و محل را برگرفته از شهرستان خود نامگذاری کرده و از آن زمان محل و مسجد به نام "دهدشتی" نامگذاری میشود.  
حسن غریبی
دبیر سرویس ورزشی هفتهنامه نصیر بوشهر
دو هفته پیش بود که گفته بودیم ناصر خرسند به علت بیماریاش نمیتواند در رویداد بزرگ جام جهانی حضور داشته باشد، بله عاقبت آن اتفاق تلخ برای پدر تیمهای پایهای فوتبال بوشهر به وقوع پیوست. ناصر هم رفت. حالا باید پیراهن عزا پوشید، حالا باید علم عزا در ورزشگاه شهر بوشهر افراشت، آری خرسند خستگیناپذیر هم قامت رعنایش را دیگر نخواهیم دید. هر کس در بوشهر اهل فوتبال است این مرد آرام و فروتن را میشناخت. مگر میشود فوتبالی باشی و ناصر خرسند را نشناسی. مربی بازیکنسازی که دستپروردههایش اینک در تیمهای شاهین و ایرانجوان نبض این تیمها به حساب میآیند، آقا معلم ساده و بیریای فوتبال شهر بوشهر متولد 1329 بود. وی معلم ورزش دلسوزی بود. بیشتر وقتها از جیب خود هزینه میکرد برای ورزش فوتبال. وی زندگی خود را وقف این فوتبال کرده بود، خیلیها در حقاش بد کردند، ولی موقع تشییعاش برای وی اشک تمساح ریختند.  
مکث
جوان، عاشورا، انقلاب. واژههایی که هر کدام پر است از گفتهها و ناگفتهها. جوان در گسترهی زندگی خویش به دنبال راز و رمزهاییست که میتواند زندگی وی را به زیباترین یا زشتترین سرزمینها رهنمون کند. عاشورا سرزمین زیبای ایثار و فداکاری و انقلاب صحنهی از خودگذشتگی یاران باوفای خمینی (ره) است. اینها همه برای این است که ما آزاده باشیم و برای سربلندی سرزمین آریاییمان فخرآفرینی کنیم.
با توجه به ضرورت بررسی این مقوله و در راستای انعکاس دیدگاههای شخصیتهای دینی و فرهنگی حول محور جوان، عاشورا و انقلاب، به سراغ یکی از مدرسین حوزه و دانشگاه رفتیم و موضوع بحث را با ایشان در میان گذاشتیم. ایشان نیز با گرمی از ما پذیرایی کردند. مصاحبهای که پیش روی شماست، حاصل این گفتوگوی صمیمانه است.  
عزل رئیس بانک کشاورزی استان بوشهر به نوع جدید-عزل مدیران در خارگ-سخنان وزیر کشور در خارگ-معارفهی ترابیزاده در تهران و جایگزین وی-نامههای مردم به رئیسجمهور-تغییرات جدید مدیریتها-نشست استاندار با مخالفان شهردار برازجان-نارضایتی عضو مؤثر ستاد احمدینژاد در استان-نامهی رئیس سابق تربیتبدنی دیلم به عطارزاده-تعهدات استاندار به اهالی خارگ-تغییر امام جمعه کنگان-مدعیالعموم و مطبوعات 
بنا به گزارش روابط عمومی سازمان جهاد کشاورزی استان بوشهر، معاون فنی و اجرایی سازمان جهاد کشاورزی استان بوشهر گفت: پراکنش نامناسب بارندگی باعث ایجاد تنشی رطوبتی در مزارع گندم دیم استان به خصوص مناطق جنوبی شده است.
مهندس دوانی افزود: اولین شوک در زمان بارندگی اول و طولانی شدن فاصلهی بارندگی بعدی اتفاق افتاده است.
وی با اشاره به وضعیت نامناسب مزارع دیم شهرستانهای دشتی، کنگان، دیر و جم، اظهار داشت: دومین شوک در حال حاضر به علت بارندگی نامناسب در مناطق جنوبی استان در حال اتفاق است.
وی تصریح کرد: عمده مزارع گندم آبی و دیم در مرحلهی ساقهدهی بوده و حدود 18029 هکتار از مزارع به مرحلهی خوشهدهی رسیدهاند.  
خبرنگار نصیر: سطح زیر کشت تنباکو در استان بوشهر 269 هکتار است و شهرستان تنگستان با 939 و دشتستان با 207 هکتار بیشترین کشت را در سطح استان دارا هستند و دشت محموداحمدی در شهرستان تنگستان مرغوبترین نوع تنباکوی کشور را دارد.
مدیر زراعت و باغبانی جهاد کشاورزی استان بوشهر ضمن بیان مطالب فوق افزود: شهرستان تنگستان به ترتیب بیشترین و جم کمترین تولید تنباکو را در استان بوشهر دارند و در مجموع 554/19 تن تنباکوی تولیدی استان است و شهرستان گناوه و دیلم هیچگونه تولیدی ندارند.
مهندس حیدریان در ادامه گفت: دشت محمود احمدی در شهرستان تنگستان مرغوبترین نوع تنباکوی کشور است و در بعضی از مزارع این منطقه این محصول به صورت ارگانیک کشت میشود و هیچگونه کودهای شیمیایی در آن مصرف نمیشود  
درخواست یک شهروند بردخونی از مدیرکل بهداشت و درمان :آقای مدیر کل هداشت و درمان به داد کودکان معصوم بردخونی برسید
خبرنگار نصیر: چند ماه است که پشه سالک به طرز فجیعی به منطقهی بردخون هجوم آورده است و این بیماری مهلک به شدت فراگیر شده است به طوری که مطب پزشکان مستقر در مرکز شهر بردخون روزانه پذیرای تعداد زیادی از این نوع بیماران است و این بیماری متأسفانه جان چندین کودک معصومی بردخونی، علیالخصوص دانشآموزان و نونهالان را تهدید میکند.
آقای مدیرکل بهداشت و درمان استان بوشهر؛ در سالهای خیلی دور ما به یاد داریم که موقعیکه از این دست بیماریها شیوع پیدا میکرد، اکیپی ویژه حتی از پایتخت کشور، مأمور پیگیری و ریشهکنی اینگونه بیماریها میشد و کارهای بهداشتی و اقدامهای ایمنی و سمپاشی و... انجام میدادند، چرا تاکنون از ناحیهی آن اداره کل هیچ اقدامی صورت نگرفته است. شاید تا به حال از طریق مرکز بهداشتی دیر و بردخون به شما گزارش نشده است و یا اینکه امکاناتی در این خصوص ندارید و یا ...  
امروز از خواب وَجَهیدم و با نگاهی به دور و بر ملاحظه فرمودم که دیگر سوژهای برای "گیردادن" و "پیله کردن" نمانده. پس مشاور فرهنگیمان را احضار فرموده و فرمودم: یا ایهاالمشاور! پیلهیِ بدنمان کاهش فرموده، عجالتاً سوژهای عرض کن تا چند لیل و نهار با آن سپری فرماییم.
مشاور، سرش را خاراند و عرض کرد: اِی رئیسالوُکلا، اِی امیرالفقرا، اِی افشاگر "رایس"، اِی وِری نایس، اِی سیلی زنِ با کلاس، اِی بیخیالِ حقالناس...
دیدیم مشاور بدموقع دارد پاچهخواری میکند، پس سرش داد فرمودیم که: یا اخی! ... پاچه را که در حین خُفتیدن ما خاراندی. پس بس نما و سوژه را عرض کن.
مشاور کلّهیی جنباندو عرض کرد: قربانت گردم، سوژهیی آس مهیا کردهام که شاخِ اجانب را خواهد شکست و زمینه را برای "ره یافتن" شما به "مجلس هشتم" فراهم خواهد نمود!  
مدتهاست که کمبود زمین در بوشهر و بالا رفتن قیمت زمین باعث یک سری بینظمیها در بعضی از ادارات گردیده که فاجعهآمیز است. نمیدانم ارگانهایی که همواره پشتیبان ملت بوده و هستند، آیا از این قضایا بیاطلاعاند که محال است و اگر اطلاع دارند چرا دست روی دست گذاشته و شاهد کار زمینخوارانی هستندکه نه سند و نه بنچاق و نه هرگونه مدرکی که دال بر مالکیت آنها باشد وجود ندارد و هر روز این زمینخواران دریدهتر شده و زمینهای مردم را که نه آگاهی داشته و نه استطاعت مالی برای شکایت و جلوگیری از این عده از مالکیت آنها خارج میکنند و با سهولت نسبت به ثبت و فروش و واگذاری اقدام میکنند و هیچکس و هیچ مقامی هم مانع آنها نمیشود. تعداد زمینخواران بوشهر محدود است  
آغاز عقلگرایی8 در شکل نوین خود در اروپای قرن هفدهم، نتیجهای جز پیشتازی عقل بر دین نداشت. در این رهگذر، عقل نظری حتی از اثبات وجود خدا ناتوان معرفی شد و این در حالیست که عقل جزیی و استدلالگر اساسیترین ابزار شناخت قلمداد میگردد. در این نگرش، عقل قادر است همهی امور شناختی را درک کند و آنچه قابل درک عقلی نباشد قابل شناختن نیز نیست. این رهیافت سبب شد به تدریج الهیات وحیانی اعتبار خود را از دست بدهد و در مقابل الهیات عقلانی تقویت شد  
گل سرخ در سپیدهدم میشکوفد و در غروب گلبرگها به خاک فرو افتادهاند، باد به هر سو میکشاندشان و باز میگردند تا در خاک بیاسایند. این به این معنا نیست که گل سرخ حضور واقعی نداشته باشند. (اشو)
حق، واژههایی که خواسته و نخواسته بازیچهی قلمهای بسیاری گشته، نمیدانم کدام فیلسوف یا دانشمند ـ احتمالاً آلمانی ـ گفته که: «عدالت در برابر همهی انسانها هنری است که هیچکس ندارد»
ولی مگر میشود؟ اگر قرار بر این باشد پس آن نیمهای که احیاناً سهمی از عدالت نخواهند برد چه میشود؟ اگر اینگونه باشد، برای ما تنها یک راه بافی میماند و آن هم یافتن آن هنرمند است که ما در این زمینه نباید هیچگونه مشکلی داشته باشیم  
صدا و فریاد، تقلا و دست و پا زدن در زیر آب شنیده و دیده نمی شود، در واقع آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب، آزادی سلب گردیده بغض و خفقان فشار و سنگینی که بر پیکره جان وارد می آورد ، نفس های آخر قطع و دست و پا زدنها بیهوده و باطلند و آنگاه دم بدم آفرین تسلیم قهر و خشم روزگار خواهد شد. اگر نوک انگشتان به اندازه سر سوزنی بسوزانند آه و ناله ها بلند میشود. چه شده که میشنویم نوجوانی در آستانهی ورود به جامعه بیپروا و بیاعتنا تحمل شعله های آتش بر زندگیش را ترجیح میدهد؟
داغ کدام ننگ برایش غیر قابل قبول بوده ؟ کدامین آوازه نا بهنجار و نا خشنودی رنجش را مبدل به تباهی کشانده ؟ آیا فراق هجران یا پاسخی بر رد صلاحیت یا ناروا تهمتی او را به جبر نا خواسته در جهنمی خود ساخته تن در داده . شاید هم فقدان آزادی خدادادیش و یا عدم امنیت جانیش او را به پایان خط کشانده .  
روزخونین ما مسلمین عاشوراست
سمبل آیین ما مسلمین عاشوراست
سلام بر تشیع سرخ علوی، سلام بر تاریخ خونین کربلا و سلام به سردار بیسر کربلا. حسین سمبل شهادت و شجاعت، مظهر طهارت و عدالت، غریو غیرت و مردانگی، افشاگر جنایت و خیانت، احیاگر امر به معروف و نهی از منکر، مظهر ایثار و ثارا...، پرچمدار فریادگری و بیداری، آغازگر نهضت عاشورا و عاشورائیان، تجلی پیروزی خون و عقیده بر قدرتهای دروغین زمانه به سرکردگی امپریالیسم جهانی. سلام بر رهروان حسین از کربلا ایران تا کربلای لبنان، فلسطین و دیگر کربلاهای جهان.  
اگر به آهنگ و سرعت تغییرات حاصل از رشد در کشورهای صنعتی و کمتر رشد یافته توجهی بیفکنیم به یک خصوصیت مهم و قابل توجه برمیخوریم که پرداختن به آن میتواند ریشههای پیدایش تحولات در جوامع مختلف را به چالش بکشد و علل و عوامل رشدیافتگی و عقبماندگی ملتها را پیش روی ما قرار دهد.
در فرآیند توسعهی جوامع مختلف همواره برخورد و تماس دو نوع فرهنگ و اقتصاد بارز و شاخص میگردد. اصولاً جوامع کمتر توسعهیافته همواره درگیر و دار مقولهی مقاومت در مقابل تغییر خود عامل کندکنندهی تغییرات و یا از بین برندهی آن میشوند. اما در جوامع رشدیافته استقبال از تغییرات و فهم آن از عوامل زمینهسازی تحولات عظیم اجتماعی، فرهنگی و اقصادی بوده است  
فرشتهی عدالت را مقصودی نیست جز گستردن صلح و نظم و امنیت. به این مجموعه باید صفا و پاکی را نیز افزود، اهدافی که مهمترین وسیلهی تحقق آن قانون است.
لفظ عدالت، قانون، حق و حقوق همیشه مورد توجه همگان بوده و خواهد بود چنانچه خلاف آن منفور جامعه میباشد.
"قانون" واژهای که همیشه ابزاری است برای برقراری عدالت ونظم. حال بایستی از تمامی افراد جامعه از تمامی اقشار آن پرسید که آیا این هدف محقق شده یا خیر، آیا اهداف عالیهای که انگیزه نگارش قانون و به وجود آوردن نظم در جامعه بود موفق بوده یا خیر؟  
طی قرون متمادی از ازل تاکنون از تاریخ خلق انسان و به ویژه از زمان استفاده از زبان به عنوان اولین وسیله ایجاد ارتباط بین انسانها پیوسته لزوم ایجاد ارتباط مضاعف، علاوه بر زبان ساده و بیپیرایه و کنایه احساس شده است.
اما آنچه مهمتر به نظر میرسد این است که این اصطلاحات و ضربالمثلها در بطن جامعه و درون قلوب و اذهان مردم آن جامعه نقش میگیرد و چیزی جز چکیده فرهنگ آن سرزمین و فرهنگ منسجم و مدون مرز و بوم آن دیار نیست.
چرا که انسانها زندگی میکنند، گفتوگو میکنند و از بطن همین گفتوگوهای مکرر، ضربالمثلها و اصطلاحات براساس وقایع روزمره، خلق و رواج مییابند و رفته رفته به صورت یک جمله هنجار و اثبات کننده و غیر قابل انکار در جامعه رخ مینمایند.
ضربالمثلها، عصارهی دانش و تجربه گذشتگان است و از سخنان بزرگان ادب برگرفته شده و یا به مناسبت رویدادی آفریده شده است، گاه یک ضربالمثل کوتاه به اندازه یک کتاب، سرشار از حکمت و دانش و معنی میباشد.  
مکث
جوان، عاشورا، انقلاب. واژههایی که هر کدام پر است از گفتهها و ناگفتهها. جوان در گسترهی زندگی خویش به دنبال راز و رمزهاییست که میتواند زندگی وی را به زیباترین یا زشتترین سرزمینها رهنمون کند. عاشورا سرزمین زیبای ایثار و فداکاری و انقلاب صحنهی از خودگذشتگی یاران باوفای خمینی (ره) است. اینها همه برای این است که ما آزاده باشیم و برای سربلندی سرزمین آریاییمان فخرآفرینی کنیم.
با توجه به ضرورت بررسی این مقوله و در راستای انعکاس دیدگاههای شخصیتهای دینی و فرهنگی حول محور جوان، عاشورا و انقلاب، به سراغ یکی از مدرسین حوزه و دانشگاه رفتیم و موضوع بحث را با ایشان در میان گذاشتیم. ایشان نیز با گرمی از ما پذیرایی کردند. مصاحبهای که پیش روی شماست، حاصل این گفتوگوی صمیمانه است.  
اصولاً انسان از بدو خلقت با مقولهی حقوق آشنا بوده است، منتهی براساس اقتضای زمان. حتماً همه داستان هابیل و قابیل و یا ضربالمثلهای گفته شده را شنیدهاید. پس اگر بخواهیم تعریفی جامع از حقوق داشته باشیم میتوان گفت: حقوق از واژهی "حق" گرفته شده و آن عبارت است از رفتارهای منظم و قانونمند و منطبق با خواستههای بجا و عادلانه. گرچه این واژه در خیلی از گفتارهای جامعه به چشم میخورد مثل حقوق که به جای دستمزد به کار گرفته شده و یا حقوق بشر که اولی اصلاً بیمسمی بوده، منتهی یک غلط مصطلح میباشد که اصطلاحاً به جای دستمزد به کار میرود ولی دومی استیفای مطالبات فردی و اجتماعی ابناء بشر میباشد و با حقوق شهروندی و یا حقوق افراد یک خانواده مثل حقوق پدر و مادر و یا حقوق فرزندان به والدین که هر یک از این فصول مبانی یک سلسله مباحث اصولی خواهد بود و ما به اقتضای موضوعات به آن خواهیم پرداخت  
خبرنگار نصیر: در یک روز بارانی و البته تا حدودی سرد به نمایشگاه کتاب فجر که از 13 تا 28 بهمن در سالن آزادگان برپا شده بود سر زدیم و گزارشی از نمایشگاه برای شما خوانندگان نصیر تهیه کردیم.
برپایی این نمایشگاه مصادف شده است با ایام سوگواری سالار شهیدان و قمر بنیهاشم و دلانگیزترین صدایی که در این نمایشگاه گوش هر کس را نوازش میدهد و حس و حال عجیبی در فضای شلوغ به پا کرده است صدای مداحان اهل بیت در رثای سالار شهیدان است و هر رهگذری که از کنار این نمایشگاه رد میشود محال است به سوی نمایشگاه کشانده نشود و مخصوصاً به غرفهی سیدیهای صوتی و کتابهای مذهبی سر نزند. در نمایشگاه در حال دیدن کتابها و دنبال سوژهای جالب هستیم. در غرفههای کتاب کودکان مثل همیشه جلوتر از پدر و مادر خود هستند، در همین حین به مادری برمیخورم  
تا حالا چقدر دربارهی انقلاب اسلامی و قیام عاشورا شنیده، دیده یا خواندهاید؟! البته فرقی نمیکند، مهم این است که چه میاندیشید و چگونه عمل میکنید. مهم این است که این حوادث با روح، جان و زندگی شما چه کرده است. قیام عاشورا و به دنبال آن قیام بهمن 57 شباهتهای زیادی با هم دارند و هدف هر دو، زنده نگهداشتن باورهای اسلامی بوده است. وقتی خوب دقت میکنیم، متوجه میشویم که در این راه، انسانهای زیادی از جان خود گذشتند تا با این قیامها به هدفشان برسند.
زندگیِ جوانانِ حاضر در قیام عاشورا و بهمن 57 را که مورد مطالعه قرار میدهیم، میبینیم که آنها سرشار از حسّی بودند که برای جوانان امروز هم بیگانه نیست؛ اما چه شده است که امروز بعضی از جوانان سعی میکنند خود را با آرمانهای مقدس اسلامی ناآشنا و غریبه جلوه دهند؟ آیا واقعاً به باورهای دینی خود اعتقاد ندارند؟! کجای راه را اشتباه رفتهایم که شاهد این صحنههای ناامیدکننده هستیم؟  
حتماً شما طی شبهای دههی اول محرم به حسینیه، مساجد و تکایا رفتهاید. امیدواریم که عزاداری شما در درگاه خداوند متعال مورد قبول واقع شده باشد. طبیعتاً طی این چند شب سؤالاتی هم از وقایع عاشورا و قیام امام حسین (ع) به ذهنتان خطور کرده است و چیزهای جدیدی در این ده شب یاد گرفتهاید؛ شاید هم نه، چون چیز تازهای نشنیدهاید. اصلاً شاید بعضیها به دلیل اینکه فکر میکنند حرفها دیگر تکرار شده پای صحبتهای سخنرانان و مجلسگردانان مجالس ننشستهاند. بعضیها هم در این بین با رفتن به مراسم سینهزن و زنجیرزنی عزاداری جانانهای برای امام حسین کردهاند. راستی این عزاداریها تا چه حد ما را در شناخت مکتب حسینی کمک خواهد کرد.  
 
ساحل و سرزمین خونگرمی که در جنوب ایران دست بر گردن خلیجفارس پیچیده و چند دهه است، آنرا استان بوشهر مینامیم، سرزمین بلندآوازه و پرشکوهی میباشد که نام بسیاری از بزرگان بر پیشانی هر شهر و هر بندرش میدرخشد.
از جزیره خارگ و جنابه (گناوه)، توز (توج)، ریشهر، لیراوی، بوشکان، نجیرم، جم (ازم) و سیراف مشاهیر و نامداران و بزرگانی برخاستهاند که نام و آثار آنها در متون تاریخی و کهن اسلامی میدرخشد، اگرچه بسیاری از علاقهمندان به گذشته پرافتخار این سرزمین از نام آنها بیخبر ماندهاند. به راستی چند خیابان در سرتاسر استان بوشهر به نام این بزرگان نامگذاری شده، چند سمینار و چند کنگره برای شناخت آنها برپا شده؟ به هر حال کنگره بینالمللی سیراف در سال 84 فرصت و بهانهی خوبی بود تا به کنکاش در افتخارات تاریخی استانمان بپردازیم. در این مقاله با بیش از 160 تن از بزرگان و مشاهیر بندر سینیز تا بندر سیراف آشنا خواهید شد. 
کشکول - حسن زنگنهاسدا... رسا مدیر نشریهی ”قانون“ که اغلب وقت خود را در منزل مرحوم مدرس میگذرانید، نقل میکرد که سردار سپه ـ هنگام وزارت جنگش ـ در محضر مدرس از روزنامهها و مقالات مخالفین جداً گله میکرد. مرحوم مدرس در جواب میگوید:
«قشون دارید، قدرت دارید، بر یک مملکتی به قوهی نظامی حکومت میکنید، تمام وسایل آسایش برایتان فراهم است برای اینکه به درد برسید، گرفتاریها به شما اجازه نمیدهد که از همهجا و بدبختیها باخبر باشید. این روزنامهها بازرسان شما هستند. اوضاع کشور را به شما خبر میدهند و درد دلهای ستمدیدگان را به گوش شما میرسانند. اینها از هزاران جاسوس برای شما بهتر هستند. شما باید آنها را تشویق و تقدیر کنید و اگر آنها حقیقت را ننویسند مردم شایعات را صد چندان کرده و در جامعه منتشر کرده و شما و این دستگاه را بدنام خواهند کرد.  
واژهی موش به معنی حیوان معروف از ریشه سانسکریت muska اخذ شده است. در نوشتارهای اوستایی و در کتاب بندهش با عنوان «موش و پری»(1) و با تلفظ musparik یکی از آفرینشهای اهریمنی به شمار میرود.
میرود. در قاموس کتاب مقدس، لفظ موش و موش کور هر دو ذکر شده ااست اما از توضیحات در مورد موش کور چنین برمیآید که مراد نوعی وزغ یا جانور دیگر است.
در یسناها، از موجودی اهریمنی به نام «موش پری» سخن به میان آمده است که بعدها در کتاب بندهش، به موجودی همطراز نیمهی تاریک خورشید و بر ضد آن تبدیل شده است.(2)
ابراهیم پورداوود (1264 ـ 1347 خورشیدی) دربارهی این بند از یسناها توضیحاتی داده است به این صورت: موش که در فقرهی [یسناهات 68] پری خوانده شده نظر به اینکه با دوآز یک جا گردیده باید او را نیز پری حرص و طمع یا چیزی ازز این قبیل تصور کنیم.(3)  
ماده 513 قانون مجازات اسلامی بیان میدارد که هرکس به مقدسات اسلام و یا هر یک از انبیاء عظام یا ائمهی طاهرین یا حضرت صدیقهی طاهره، اهانت نماید اگرمشمول حکم سبالنبی باشد اعدام میشود و در غیر اینصورت به حبس از یکسال محکوم خواهد شد.
در روزهای اخیر در پارهای از کشورهای به اصطلاح متمدن اروپایی شاهد هجمهی بعضی از مطبوعات آن کشورها در جهت حمله به مقدسات اسلام و پیامبر عظیمالشأن آن حضرت محمد (ص) بودهایم و دولتمردان این کشورها به بهانه دموکراسی و آزادی هیچگونه عکسالعملی نسبت به این موضوع نشان نداده بلکه با اعمالشان بیشتر باعث جریتر شدن اینگونه روزنامهنگاران هتاک و رذل شدهاند.  
ورزشگاه شهید بهشتی بوشهر 25 بهمن ماه 84
از هفته چهاردهم لیگ دسته اول کشور ایرانجوان در خانه خود میزبان نماینده مازندران بود. این امتیاز حساس بازی برای فرار هر دو تیم لازم بود. البته ایرانجوان کماکان در ته جدول ردهبندی باقی مانده ولی بُردش بسیار ارزش داشت. در هر صورت این دیدار در نیمهی اول چنگی به دل نزد. دو تیم بیهدف با یک فوتبال بکش، بکش 45 دقیقهی اول را به پایان بردند، ولی تمامی اتفاقات بازی در نیمهی دوم رخ داد. دقیقهی 55 از همکاری خط هافبک سارویها، صادق مقیمی سانتر مواجی روی دروازهی ایرانجوان کرد  
دورهی کودکی، دورهیی سرشار از صداقت، معصومیت، پاکی و زیباییست. به کودکی که میرسی، تمنایی در تو بانگ برمیآورد: اِی کاش میشد با اینگونههایِ کویری و چهرهیِ چهار در ده خزانات تا انبساطِ بودن "کودک" بمانی! ... و اکنون کودکی برابر توست که تبسماش، زیباترین هدیهی اهوراست و نگاهاش، زندگی را منتشر میکند.
با "محمد" همراه با پدرش "روزبه مرادی بالف" دیدار کردیم. محمد متولد 27 خرداد 79 است و از دیماه 82 یعنی از حدود چهارسالگی به ژیمناستیک میپردازد. میپرسم: محمدجان، به چه ورزش دیگری علاقهمندی؟ میگوید: تکواندو. محمد در پیشدبستانی "دارا و سارا" برای ورود به دبستان خود را آماده میکند. میگوید: از مربیام خانم "فاطمه دهقانی" و خانم "تابع احمدی" که خیلی برای ما تلاش میکنند، متشکرم.  
جام نصیر به روزهای پایانی خود رسید
در رده محلات تیمهای تندر لیل بوشهر، توفان باغ زهرا، جزیره شیف و ساسان توحید به مرحلهی نیمهنهایی صعود کردند و در گروه تیمهای باشگاهی نوجوانان شاهین و پرسپولیس به فینال راه پیدا کردند. جمعه 12/12/84 مراسم اختتامیهی بازیها برگزار میگردد و تیمهای قهرمان، جوایز خود را دریافت میکنند. 
حاج محمود رضوی مدیرعامل باشگاه پرسپولیس برازجان :نمیدانیم با چه کسی
درد دل کنیم
نمیدانم با چه کسی درد دل کنیم. آقای استاندار که میگوید ما دولت عدالتمحور هستیم و از عدالت صحبت میکنند، پس چرا به داد ما نمیرسند؟ مگر ما نمایندهی استان نیستیم؟ چرا با ما این گونه برخورد میشود؟ واقعاً آیا حق ما فقط 10 میلیون است؟ 10 میلیونی که خرج سه سفر ماست. ما تا کی بازیکن را با اتوبوس به این طرف و آن طرف ببریم؟ الان در حال تدارک سفر تیم جهت مقابله با آرارات تهران هستیم. باید تا یکشنبه تهران باشیم و جهت بازی مقابل حریف آماده شویم. با این وضعیت احتمال دارد از لیگ کنارهگیری کنیم. 
|