Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این‌ از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر این‌که به خانه‌های خود برگردند.
[ 2 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

نگاهی دیگر به اوضاع قمر در عقرب پل کره‌بندپاسخی به پاسخ‌های انحرافی

نگاهی دیگر به اوضاع قمر در عقرب پل کره‌بندپاسخی به پاسخ‌های انحرافی
فریاد استان بوشهر عبدالرحیم مهرور
چون سود و زیان همه‌ی پدیده‌های اجتماعی متعلق به همه‌ی مردم می‌باشد بنابراین مردم باید از محیط خودشان اطلاع‌ داشته باشند باید بدانند که چگونه عده‌ای کاخ‌نشین شده‌اند و عده‌ای دیگر کوخ‌نشین، باید بدانند که سرمایه‌های ملی کشور چگونه توسط عده‌ای به حراج گذشته می‌شود و باید در مقابل بی‌عدالتی‌ها فریادگر باشند نه تماشاگر. مردم باید آن‌چنان به مسائل روز آگاهی داشته باشندکه اشخاصی هم‌چون بنده نتوانم برای مطرح کردن خود، آن‌ها را فریب دهم و این میسر نمی‌شود مگر این‌که مطبوعات آزاد داشته باشیم و باز این میسر نمی‌شود مگراین‌که تبادل نظر، بحث آزاد و مناظره با گروه‌های مختلف جامعه داشته باشیم؛ بنابراین هم‌اکنون آمادگی خود را برای مناظره با سازنده‌ی پل کره‌بند آقای مهندس "گلسرخی" در هر زمان و مکانی که ایشان صلاح می‌داند و با تبلیغات و دعوت گسترده‌ از مردم و رسانه‌های استان اعلام می‌دارم. باشد تا شیوه‌ای نو جهت اندیشه‌ای نو بجا گذاریم انشاءا...
آقای مهندس "بهمن گلسرخی" پسر عموی شادروان "خسرو گلسرخی" کسی که زندگی‌اش را در راه آرمانش فدا کرد، سوسیالیستی که حضرت علی (ع) را الگوی خود قرارداده و در بیدادگاه شاهنشاهی، فریادش در جهت بیداری همه‌ی انسان‌های آزاده بود. انشاءا... که همیشه مثل "خسرو" گل بمانی، گرچه می‌دانم که همه‌ی انگشتان دست با هم برابر نیستند زیرا که از پاسخ جنابعالی این‌گونه برداشت می‌شود که تفاوت فاحشی با پسرعمویت داری، چون که ایشان ضداستبداد بود اما جنابعالی ضداندیشه‌ی آزاد، ایشان فریادگر بود، اما شما سانسورگر، به هر حال هر جا که هستید آرزوی سلامتی بیشتر دارم تا بتوانید این‌گونه پل‌ها و راه‌ها را تقدیم جامعه‌ی مهندسی کشور نمایید و من هم بتوانم از این طریق خودم را مطرح نمایم.
اما به اصل مطلب بپردازم. از روانشناسی جنابعالی در خصوص این‌که فرموده‌اید حقیر شخصی بیکار و از راه رسیده هستم که می‌خواهم با نوشتن، خودم را مطرح کنم متشکرم و متأسفم از تخصص‌تان، زیرا که جنابعالی باید در یکی از رشته‌های روانشناسی، پزشکی اجتماعی یا مشاوره ادامه تحصیل می‌دادید. آقای مهندس راه و ساختمان، کدام راه را می‌فرمایند؟ زیرا که من راهی نمی‌بینم که از راه برسم چون همگی دست‌انداز داشته و به بیراهه رفته تا جایی که راه‌هایش مثل پل‌هایش می‌باشد. خدا کند سازنده‌ی راهِ کره‌بند شما نباشید گرچه یقین دارم که خودتان این راه را ساخته‌اید، زیرا که هر ساله گرفتار سیلاب می‌شود. اما حقیر نه بیکارم، نه بیمارم، نه بی‌اعتنایم (نسبت‌به‌مشکلات جامعه)، اما بی‌خوابم و بی‌عار. بی‌خوابم چون‌که می‌خواهم از این راه خودم را مطرح کنم (به گفته‌ی جنابعالی) و بی‌عارم به این‌خاطر که ترسی از مناظره با جنابعالی یا هر مقام بزرگ‌تر دیگر در دل ندارم و به همین خاطر تعهداتی نسبت به جامعه دارم که یکی از آن‌ها همین افشاگری‌ها می‌باشد و اگر حمل بر غرور نباشد خودم به اندازه‌ی کافی مطرح هستم؛ بنابراین نیازی به مطرح شدن ندارم.
آقای مهندس؛ مگر نمی‌دانید که یک نویسنده تا زمانی که مطرح نشود کتابش به فروش نمی‌رسد و یک پزشک تا مطرح نشود چگونه می‌تواند بیماریابی نماید و یک مهندس ... و انسان همواره در فکر بهتر بودن است که در همین بهتر بودن "مطرح شدن" فرد تحقق می‌یابد، پس نتیجه می‌گیریم که "مطرح شدن" هم یک هنر است. با منطقی که جنابعالی دارید باید درِ تمام رسانه‌ها را تخته کرد. اما بدان که کسانی مثل شما هرگز نمی‌توانند قلم حقیر را بشکنند هر چند که برای مطرح کردن خودم باشد.
آقای مهندس ای کاش این‌گونه بود که هر چقدر مردم پول بدادند به همان نسبت هم آش بخورند، اما تمام فریادهای حقیر بر این اساس است که مردم نصف آن پولی که می‌دهند سود نمی‌برند، نمونه‌ی بارز آن هم ساختن پل‌ها و آب بردن همین راه‌هاست. به عنوان مثال تاکنون چهار بار راهِ کره‌بند را سیلاب برده، به دیگر بیان آن پول‌ها را آب خورده. چرا برای انجام یک کار باید 10 بار ساخت و 10 بار تخریب کرد؟ مگر نمی‌شود کاری را یکباره انجام داد. آقای‌مهندس، فکر می‌کنم آن‌قدر این آش شور باشد که یک ریال هم ارزش نداشته باشد (تصاویر گویاست) و اگر من می‌توانستم که همین قدر پول بگیرم و یک متر از این پل را بسازم و بدون پایه روی هوا نگه دارم آن موقع که نیازی به جنابعالی نبود و اگر این پل را به طور موقت ساخته‌اید که واویلاست زیرا که به جای 18 میلیون تومان که خرج کرده‌اید من می‌توانم با 18 هزار تومان آن را سر هم بندی کنم، لابد در تعجب هستید که چگونه!!! ده هزار تومان آن یک طناب پلاستیک صد متری می‌خرم و با مابقی آن یک قرقره و یک تکه چوب به طوری‌که به قرقره وصل باشد، سپس به زمان عصر حجر برمی‌گردیم. البته با یک قوطی کبریت و یک ریسمان هم می‌توان پل هوایی یا آبی ساخت بنابراین لطف فرمائید مابقی پول‌ها را عودت دهید!
چندسؤال بی‌پاسخ
1ـ آیا مرحوم "خسرو گلسرخی" هم بیکار بود که آن سرنوشت را دنبال کرد؟
2ـ کدام پزشک متخصص بیکار سراغ دارید که حقیر آخرین آن باشم؟
3ـ چه اشکالی دارد که هر انسان بتواند هنر خودش را مطرح کند، مگر گناه است یا جفا؟
4ـ افشاگری حقیر ده‌ها مورد است که جنابعالی به یکی از آن‌ها به طور ناقص پاسخ داده‌اید. انشاءا... در روز مناظره موارد دیگری را آشکار خواهم کرد؟
5ـ چرا در مورد ضعف‌های پل اولی که اکنون سرنگون شده اظهارنظری نمی‌کنید؟
6ـ لطفاً آدرس پل‌ها و اسکله‌های ساخته شده‌ توسط خودتان اعلام نمایید تا یک‌بار دیگر خودم را مطرح کنم؟
7ـ چند بار می‌توان یک پل را تخریب کرد و دوباره ساخت، این هزینه‌ها چگونه تأمین خواهد شد؟
8ـ آگاهی دادن به مردم بهتر است یا چاپلوسی؟
9ـ این پل برای عابر پیاده ساخته شده یا سواره؟
10ـ جهت تنویر افکار عمومی و با تبلیغات وسیع از طریق مطبوعات در بزرگ‌ترین سالن اجتماعات بوشهر در انتظار اعلام تاریخ مناظره هستم.