![]() |
||||
|
|
||||
|
بزرگان استان بوشهر در هزارهی اول اسلامی از سینیز تا سیرافبزرگان استان بوشهر در هزارهی اول اسلامیاز سینیز تا سیراف
علیرضا خلیفهزاده قسمت پایانی امیران رستاق ریشهری و لیراویکمی از سینیز به طرف دشت لیراوی وزیدون (رستاق ریشهر تاریخی) که برویم در کنار رود زهره مجموعه سه قلعه سر به فلک کشیده گل، گلاب و دهمردی است. در سال 510، ابن بلخی از حاکم این منطقه "امیر فرامرز بن هداب" نام برده است. قلعهای که به واسطهی حضور این امیر مقتدر تا سال 734 که "زرکوب شیرازی" قلعههای ارجان را برشمرده به قلعه امیر فرامرز شهرت داشته. همین قلعهها در سال 824 مرکز حکومت امیر شیخ لیراوی و برادرش سهمالدین شنگل لیراوی بوده است. سهمالدین شنگل لیراوی جزو معدود امرای جنوب ایران بوده که به هنگام فتح اران و قرهباغ به حضور شاهرخ شرفیاب شده است. از نواحی شمالی استان بوشهر از دشت لیراوی و سینیز که بگذریم به شهر گناوه (جنابه قدیم) میرسیم. از این شهر نیز بزرگان بسیاری بر صحنهی علم و تاریخ در سدههای سوم ـ پنجم هجری تأثیرگذار بودهاند. سلسله قرمطیان (گناوهای) همه فرزندان "بهرام آسیابان" گناوهای هستند. 1ـ ابوسعید حسن پسر بهرام گناوهای (254 تولد/ 286 آغاز قیام در مناطق قطیف و بحرین/ 301 قتل) 2ـ ابوالقاسم سعید پسر حسن جنابی (از 301 تا 311) جانشین پدرش شد. 3ـ ابوطاهر سلیمان پسر حسن جنابی، متولد 294 ق در سال 311 برادرش را کنار زد و تا 332 حکومت کرد. 4ـ شاپور پسر سلیمان گناوهای، در سال 332 جانشین پدر شد، چون به سن قانونی نرسیده بود، عمویش ابو منصور احمد بن حسن بهرام گناوهای نایبش شد، شاپور وقتی به بلوغ رسید ابومنصوراحمد را کنار زد، به همین دلیل در سال 350 توسط یکی از عموهایش به هواداری از احمد به قتل رسید. 5ـ ابومنصور احمد بن ابوسعید گناوهای از 350 تا 361 برقرمطیان جنابی حکومت کرد. در سال 353 سعید پسر حسن پسر بهرام گناوهای و پسرش حسن اعصم علیه برادرش "ابومنصور احمد جنابی" و هواداران شاپور جنابی به جنگی ناموفق برخاست. 6ـ ابویعقوب یوسفابن ابوسعید گناوهای در سالهای 361 تا 366 یا 367 بر سرزمینهای قطیف، بحرین، احساء و عمان حکومت کرد. پس از مرگ ابویعقوب یوسف جنابی، حکومت بوسعیدیان جنابی (گناوهای) توسط شورایی شش نفره متشکل از بازماندگان فرزندان ابوسعید بیش از 117 سال ادامه یافت یعنی تا سال 483 که برای آخرین بار بصره را غارت و ویران کردند. دانشمندان گناوه دو تن از دانشمندان گناوهای را معجمالبلدان اینگونه به ما معرفی میکند: 1ـ محمد بن عمران الجنابی 2ـ ابوعبدالرحمان جعفر بن خداکار جنابی دیگر دانشمند، مورخ و شاعر بلندآوازه گناوهای، "مولانا ابو محمد مصطفی بن حسن بن سنان بن احمد حسینی هاشمی جنابی" متوفی 999 میباشد، تصویر دو نسخه خطی از کتاب "تاریخ جنابی" یا "العلیم زاخرفی احوال الاوایل و الاواخر" در نزد نگارنده موجود است. تاریخ حدود 150 سلسله اسلامی را به طور مشروح تا سال 999 هـ . ق نوشته است. منابع متعددی به جنابی اشاره کردهاند از جمله "ریحانهالادب" و ترجمه "تقویم التواریخ" نوشته "حاجی خلیفه" و "دهخدا ذیل جنابی" و "ابومحمد مصطفی". دانشمندان توز و بوشکان (دشتستان) "توز" شهری که در قلب دشتستان بود و به واسطهی صنعت پرتوان پارچهبافی همانند سینیز و جنابه و سابور (شاپور) شهرتی جهانی داشت. در آثار شاعران دو سبک خراسانی و عراقی به فراوانی به پارچهی توزی اشاره شده است. از توز نیز در سدههای دوم تا چهارم هجری دانشمندان بسیاری برخاستهاند، سرآمد همه آنها، عبدا... بن محمد بن هارون توزی (متوفی 236)5 میباشد. ابن ندیم در الفهرست این کتابها را از وی معرفی میکند: 1ـ کتاب الامثال 2ـ کتاب الاضداد 3ـ کتاب الخیل و سبقها و اسنانها و شباتها و غرتها و اضمارها و من نسب الی فرسه 4ـ کتاب فعلت و افعلت 5ـ کتاب النوادر 6 "هارون توزی از بزرگان و مشاهیر رجال لغت بوده... سیرافی روایت کرده است که توزی از "ریاشی" و "مازنی" اعلم و در روایت اکثر بود و وی بیشتر از ابوعبید روایت میکرده است". عبدا... بن هارون التوازی معلم ابی عمر الجرمی بوده که از وی به عنوان تعلیم دهنده سیبویه نام بردهاند. دیگر دانشمندان و محدثان توزی: 1ـ محمد لغوی ابن عبدا... توزی 2ـ ابوعلی محمد بن صلت توزی 3ـ ابراهیم بن موسی توزی (محدث) 4ـ احمد بن علی توزی (محدث) اما از نقطهای دیگر از دشتستان نیز در سدههای هفتم و هشتم هجری دو تن از دانشمندان صاحبنام را میشناسیم؛ بوشکان 1ـ مولانا شرفالدین عمر (بهرام) بن زکی بوشکانی متوفی 677 یا 680 هـ ق 2ـ مولانا جمالالدین حسین ابن ابی بکر بوشکانی (متوفی 755) سیاستمداران ریشهر (بوشهر) و اما ریشهر از لحاظ تاریخی دو آبادی در جنوب ایران به این نام شهرت داشتهاند. اولی ناحیه و شهری بوده واقع در ناحیه لیراوی شمالیترین نقطهی استان کنونی بوشهر و بخش زیدون از استان خوزستان، زیرا بدون استثناء تمامی متون سدههای سوم تا هشتم هجری این ریشهر را در ولایت ارجان و یا میانه ارجان و مهروبان یا ارجان و سینیز و در کنار رود طاب معرفی کردهاند. دومی شهری است واقع در مرکز استان بوشهر و در بخش جنوبی شبه جزیره بوشهر که مشخصاً از قرن دهم هجری نام آن در منابع تاریخی آمده و سایر حدسیات محققان به واسطهی ادغام اطلاعات باقیمانده از ریشهر زیدون و رستاق ریشهر با ریشهر بوشهر است که مجالی دیگر برای ذکر مستندات میطلبد. اما از ریشهر (بوشهر) در آخرین سده از هزارهی اول اسلامی این حاکمان و افراد برجسته را میشناسیم: 1ـ امیر ابواسحاق ریشهری مناسبات خوبی با پرتغالیان داشته است. 2ـ حسن سلطان ریشهری پسر امیر ابو اسحاق ریشهری 3ـ شاه علی بیک پسر امیر ابو اسحاق ریشهری 4ـ خواجه عباس الدین محمد [ریشهری] ک قاصد امیر ابواسحاق میان او پرتغالیان بوده است. این قلم زن از دیگر مناطق استان بوشهر استان بوشهر در هزارهی اول اسلامی نام شخصی را در منابع قابل دسترس ندید. همچنین از نام رهبران قیام مردم بندر ریگ و نخیلو در برابر پرتغالیان به واسطهی اندک بودن منابع فارسی تاکنون اطلاعی نداریم. ... و اما از دو ناحیه نجیرم (در حوالی بندر دیر امروزی) و شهرستان جم که جزو مناطق وابسته به سیراف بودهاند، بزرگانی برخاستهاند که در قسمت پایانی «بزرگان سیراف» آمده است. به امید روزی که دائرهالمعارف و دانشنامهای بزرگ از بزرگان استان بوشهر در دست داشته باشیم و نام این بزرگان غرورآفرین بر بالای مراکز فرهنگی و علمی، خیابانها و میدانها و... بدرخشد و پیر و جوان به افتخار گذشتهی پر افتخارمان به سوی آیندهی سرفرازتر گام بر داریم. این تحقیق در دیماه 1383 به کنگرهی بینالمللی سیراف ارائه شد که به دلیل تشویق و اشارهی برخی از دوستان اهل قلم به مواردی بکر و یافتههای جدید مطرح شده در آن و با همت دوست دیرین و شاعر و نویسندهی توانا "غلامحسین دریانورد" اقدام به چاپ آن خواهم کرد. پینوشت: 7ـ فرهنگ و مردم ایران، همان، ص 110 8ـ اتابکزاده، سروش، جایگاه دشتستان ... ، نوید شیراز، چاپ اول، 1373، ص 105 9ـ دهخدا، ذیل توز 10ـ شد الازار ... ، ص 297 / همچنین هزار مزار ... ، ص 285 11ـ شد الازار ... ، ص 164 / همچنین هزار مزار ... ، ص 213 12ـ فارسنامه ناصری، جلد اول، ص 395 13ـ اسناد روابط ایران و پرتغال، ص 119 |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه