![]() |
||||
|
|
||||
|
باد آورده را میبرد توفان جوابیه یک شاهینی به کانون هواداران ایرانجوانباد آورده را میبرد توفان جوابیه یک شاهینی به کانون هواداران ایرانجوان
مصطفی زارعی ـ بوشهر تا چو بر تو عیب تو آید گران نبودت پروای عیب دیگران «عطار» در جدال و اختلاف واقع شده میان احمدگزی و کانون هوا داران ایرانجوان که در اواخر سال 84 به وجود آمد و حتی تا اوایل سال 85 نیز در مطبوعات محلی تداوم یافت متاسفانه موضوعی فاقد ارتباط با این مسائل، بدون دلیل از سوی طرفین درگیر، داخل این ماجرا گردید که نهایتاً در جوابیه کانون هواداران ایرانجوان و در ویژه نامهنصیر سال 85 آماج توهینها، تحقیرها و ناسزاهای طرف پاسخ دهنده یعنی کانون هواداران ایرانجوان واقع شد. این موضوع که ماهیتاً بیارتباط با درگیری فوق بود و ناخواسته به آن اختلاف کشیده شد. همانا باشگاه تاریخی و مردمی شاهین بوشهر است که بیگمان با جوابیه کانون هواداران ایرانجوان به احمدگزی در ویژهنامه فوق الذکر، دل دوستداران و هواداران پاک آن باشگاه مردمی شکسته و خاطرشان رنجیده گردید. به هیچ عنوان قصد دفاع از احمدگزی را نداشته و ندارم و اتفاقاً میخواهم بگویم که کانون هواداران ایرانجوان چرا و به چه دلیل به بهانه اختلاف با احمدگزی، باشگاه شاهین را مورد طعن و لعن خود قرار دادند. به عبارت بهتر، سخن این است که چرا احمدگزی را با باشگاه شاهین یکی دانسته و تضعیف شاهین را احمد گزی پنداشتند. شاید احمدگزی یک شاهینی باشد اما آیا همه شاهین شخص احمدگزی است؟ آیا همه تاریخ و هویت و سابقهی شصت و اندی ساله باشگاه شاهین در احمدگزی خلاصه میشود؟ شاید در باشگاه شما همه چیز باشگاهتان حول محور جناب مستطاب وزیری بچرخد ولی بدانید که در باشگاه شاهین این طور نیست. در این باشگاه حتی مدیر عامل آن نیز خدمتگزار بیش نیست. بهتر میبود که کانون هواداران ایرانجوان هر خرده حساب یا اختلافی را که با احمدگزی داشتند متوجه شخص او میکردند نه این که به باشگاه تاریخی و مردمی شاهین توهین مینمودند. پس آن بهتر که اول و آخر خویش بیندیشید و قدر خود بدانید «سعدی» شما خود بهتر میدانید و نیک آگاهید که باشگاه شاهین باشگاهی بود که توسط افرادی تحصیل کرده و از قشر پایین جامعه در محلات بیرونی شهر به وجود آمد تا در مقابل ایرانجوانی که آن روز تیم پولدارها و تاجرها و بقول خودشان تیم شهریها بود، مامنی برای افراد کم بضاعت و پاپتی و غیر شهری باشد. آری، شاهین بالید و قد کشید و همواره در برابر ایرانجوان و طرفداران ثروتمند و شهری آن ایستاده و جاشوهای آفتاب خوردهی جفرهای و ظلمآبادی و باز یاران درد کشیده دواسی و امامزادهای و باغملایی را شاد و خوشحال به آینده امیدوار میکرد و امروز همان آینده است. شاهین بوشهر همسان و همگام با شاهین تهران و بنیانگذار سترگ مکتب شاهین زنده یاد« عباس اکرامی » که در مقابل تیمی با پایگاه زر و زور و قدرت یعنی تاج سابق، شاهین بزرگ را بنیان گذارد تا ملجاء و مامنی برای بیبضاعتان محروم از قدرت و ثروت باشد، همواره وفادار به آموزههای راستین این مکتب باقی مانده و میماند. کانون هواداران ایرانجوان در این جوابیه و در ارائه شاهین شکنیهای خود آوردهاند که: «نظارهگر بودیم که چگونه شما و تیمتان (!؟) با رابطه و واسطه در حالی که در سوپر لیگ استان، چهارم شدید به لیگ دسته اول صعود کردید و چگونه در یک فصل پنجاه و هفت گل خوردید و آبروی چندین ساله فوتبال بوشهر را بردید و فقط در یک مسابقه آن هم با خوردن ده گل از پرسپولیس تهران چگونه ما بوشهریها را سر افکنده کردید.» (ویژهنامه نصیر 85 ـ ص 120) عزیزان ایرانجوانی! به کجا چنین شتابان؟ لطفاً این همه ترکتازی نفرمائید. ای دوست بر جنازه دشمن چو بگذری شادی مکن که با تو همین ماجرا رود «سعدی» و اینک همین ماجرا را من به شما میگویم: در مورد مطلب اول که گفتهاید با واسطه و رابطه به لیگ دسته یک (برتر فعلی) راه پیدا کردید، باید خدمتتان عرض کنم که اگر شاهین در سال هفتاد و سه به قول شما با رابطه و واسطه به لیگ دسته یک راه یافت شما در سال هشتاد و سه با تخریب و انحلال تیم شهرداری بوشهر که منسجمترین و یک دستترین تیم فوتبال دهه اخیر بوشهر بوده و به لطف نفوذ آقای وزیری در شورای شهر، به قیمت وارد ساختن بزرگترین ضربه به فوتبال بوشهر یعنی انحلال شهرداری و خرید امتیاز آن تیم، راهی لیگ دسته یک کشوری (دسته دو سابق) شدید. اگر نبود انحلال تیم شهرداری بوشهر که با چه تلاشی و کوششی خود را به لیگ دسته یک کشور رسانده بودند و اگر نبود خرید امتیاز آن توسط ایرانجوان، این تیم شما تا صد سال دیگر هم به لیگ دسته یک نمیرسید. اما در مورد مطلب دوم که گفتهاید شاهین با خوردن پنجاه و هفت گل آبروی فوتبال بوشهر را برده است باید به اطلاعتان برسانیم اگر شاهین در لیگ برتر و در مقابل غولهایی مانند پرسپولیس و پاس آن هم در سال هفتاد و سه و با آن همه مشکلات و کمبودها، آبروی فوتبال بوشهر را برده است شما در سال 84 و در لیگ دسته یک و آن هم در مقابل تیمهایی مانند نوژن مازندران، شوشتر و دانشگاه آزاد مسبب خجالت و سرافکندگی بوشهریها شدید. زیرا شاهین در سال هفتاد و سه برای آخر شدن نه باشگاهی منسجم و مقتدر مانند شهرداری را منحل کرد و نه حیثیت ورزشی مربیانی مانند علی فیروزی و اصغر شرفی را لکهدار ساخت ولی شما برای جا خوش کردن در انتهای جدول همه این کارها را کردید. شما خود میدانید که شاهین به لطف همت و تلاش مسئولان و بازیکنان و تماشاگران پر افتخار خود در دههی هفتاد، همه ساله یا در لیگ یک یا در لیگ دو حضور داشته ولی شما همیشه آرزوی رسیدن به لیگ دسته دو کشوری را داشتهاید و بالاخره این کار را نه به سعی و تلاش خودتان بلکه با انحلال و خرید امتیاز تیم شهرداری انجام دادید اما بیخبر از آن که: باد آورده را میبرد طوفان من به عنوان یک بوشهری و یک شاهینی به برد ایرانجوان مقابل پیروزی و استقلال و افتخار میکنم اما شمایی که سعی در کمرنگ جلوه دادن پیروزی سال قبل شاهین مقابل استقلال تهران را دارید بدانید که ایرانجوان نیز دربازی برگشت مقابل استقلال در تهران با شش گل کیسهی گل شد و حتی « محمد نوری» مدافع حریف از وسط زمین گلی به شما زد که در تاریخ فوتبال جهان کمتر سابقه داشته است. همه عیب و خلق دیدن نه مروتست و مردی نگهی به خویشتن کن که تو هم گناه داری «سعدی» کانون هواداران ایرانجوان، شاهین را تهدید کردهاند که دیگر ما هیچ گونه همکاری با شما در سکوهای استادیوم نخواهیم داشت، ولی من به عنوان یک بوشهری هرگاه که نام بوشهر عزیز در میان باشد برای سر بلندی زادگاهم چه شاهین و چه ایرانجوان را تشویق میکنم ولی بدانید که همکاری نکردن شما هیچ لطمهای به شاهین در راهی که به سوی پیروزی و افتخار آغاز شده است وارد نمیسازد. پیروزی اخیر شاهین بر تیم پرادعای پیکان تهران خود گواه خوبی بر ادعای ما میباشد. باز ای شاهین من، پر بزن پرواز کن بار دیگر رفتنی تا آسمان آغاز کن |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه