Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این‌ از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر این‌که به خانه‌های خود برگردند.
[ دیروز ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

بوشهر یا برشهرکشور شهر پارسیان باستان

بوشهر یا برشهرکشور شهر پارسیان باستان
 حیدر عرفان
می‌دانیم که در پس پرده‌ی تاریخ زیستاری، بسیار راز‌ها، نگفته و یا ناشنیده مانده است. هم اینک ما دچار این سردرگمی و نابسامانی به ناچار به انگاشت‌های از سوی بیگانه و ناخودی‌ها تا خودی‌ها دچار گشته‌ایم. از بسیار ماندگانی‌های زیر خاک‌های انبوه سر فرو برده نیز به گمانه‌ها و آرمان‌های انگاشتی دل خوش می‌داریم. چه بسیار کنکاشگران از پس روزگاران دیر پا به گذشته‌های بی‌تاریخ دیر آشنا همان نگرش‌های پنداری یا انگشتانی را به کمک گرفته‌اند. در همین راستا و به دنبال دیر سال‌ها به راز گشا‌یی‌های دلخوشنک روی آورده. تا آنجا که خواسته‌اند همان‌ها را به صاحبان‌شان نیز خواب‌نمایی نمایند. از این دست، هنر نمایی‌های دروغین از سوی بیگانه‌های دور و نزدیک، دامنِ دارندگان کم آموخته و تازه آشنا به جاوار(میراث)های پیشینیان خویش، زالوآسا به سوی خود کشیده است. سامان دریای سبزینه‌ی‌ «پارس» و دریا بار تا پسکرانه‌هایش ـ حتی پیمایش، ژرفا و گستره‌اش ـ را اندازه‌گیری نابسامد و یا لغزش‌گونه کرده‌اند برای نمونه، آشوریان ـ بابلیان برای نخستین بار «رود سبز» و یونانیان ـ اسکندرانی‌ها، هلنی‌های یورشی و گشاینده‌ی سرتاسر ایران زمین پارسیان (هخامنشیان/ کیانیان) را «پرسیکوس» به جای "پارسی کوس/ تنگه‌ی پارسی" و اروپاییان استعمارگر سده‌ی شانزدهم میلادی با یورشگری پیشتازانه‌ی پرتقالیان آزاد شد. از وابستگی زمان هفتسد ساله از زیر یوغ مسلمانان سرزمین‌های باختری (غربی) تا سرانجام پاگشایی انگلیس کفتار پیر استعمار خلیج فارس persian golf به جای نام راستین آن پارسی دریا parsiansea به آوازه‌اش رسانیده‌اند. دریغا دریغ که ایران جنوب غربی تختگاه« سلوکیان جانشین اسکندر گجستک»، «اشکانیان تباه‌سازنده‌ی آنان» حتی «ساسانیان دشتستانی پیشوای بهدینان نوین آیین زردشتی – «همان تسیفون / مداین عربی خوانده» و بخشی از آن «ایراه – حیره عربی شده – را برای پایتختی ایران بزرگ بر آمده از تلاش و همت هخامنشیان/ کیانیان/ پارسیان را زیر چتر فرمان داشته بودند. کشور شهر نخستین برآمده‌گاه پارسیان در کناره‌ی جنوبی «ایلام باستان» در سامان خوزستان امروزی تا مرز‌های شمالی زیر دریاچه چیچست (اورمیه/ ارومیه) و پایین آن مرز باختری (غربی) یعنی میانرودان بین‌النهرین پیوست به خوزستان و پارس همسایه وزیر فرمان با همسویی و فرمانبری چند گاه دریای سرخ (بحراحمر) و کمان بارخیز یا دریا‌کنار «سپید دریا» (مدیترانه ) از هخامنشیان فرمنش و جاوارنشین «سومریان فرمند» در دیر روزگاران زمینه‌ی انگشت‌‌نشانی باستان‌شناسان گشته است.
کشور شهر پارس، خاستگاه و جایگاه بالندگی پارسیان چندگاهی زیر فرمان ایلامیان در نشیمنِ شوش و همچنین چند زمانی مادی‌ها (مادیان با تختگاهی هگمتانا / اکباتان/ همدان) با بنیاد کردن شهرهایی همانند «کورش شهر/ کاخ کورش »، کیانشهر/ کاخ داریوش» و… در گستره آبادان «دستکان / دشتکان / دستقان عربی شده/ دشتستان» آن چنان اندیشیده‌اند که در آب و هوای خنک‌تر به بالاسون (سرد سیر تابستانی ییلاقی) بکوچند و تابستانی شهرهای «پارسکاد – نه پاسارگاد نادرست از بلغور بیگانه‌های باستان ناشناس « پارسه همان تخت جمشید نامیده‌ی انگاشتی» بنیاد بگذارند. در نشست‌های پر بار سه روزه« کنگره بین‌المللی سیراف آذرماه 84» بر پایه‌ی تلاش شایای «بنیاد بوشهر شناسی وابسته به بنیاد ایرانشناسی» نکته‌های بایسته با نازک بینی استادان سخنور میهمان بیگانه ـ اروپایی، امریکایی، عرب و آسیایی ـ بازگویی شد. سیراف باستان یعنی بارکده و پایانه‌ی شناورهای دریا و اوقیانوس‌پیما در گذشته‌های دیرین تا واپسین هنگامه‌ی بازرگانان دریا سفر و اقیانوس گذر در رفت و بازگشت‌های آنان به ویژه که راه دور و دراز آن به راه «ادویه زمان داریوش هخامنشی» پیوند خورده و پایه ریزی شده بود. همین راه دریایی به «جاده‌ی ابریشم چندین سده چین» و گذرنده در شمال خاک ایران امروزی با نام «اژدهای هفت سر» پیوستگی یافته بود. در این کنگره به ویژه درباره‌ی «پارسیان» و کوچ اجباری آنان به آبخوس «جزیره کیش» و دیگر پایگاه‌های پارسی دریا پس از یورش عربان مسلمان به گونه‌ی قهرآمیز در زمان خلیفه‌ی دوم و پس از او، پارسیان تلاشگر دارامند، سرانجام به سرزمین «هندوستان پهناور» روی آورده، در آنجا نیز به نشان و نام رسیده‌اند. این پارسیان همان جایگیران روزگاران باستانی و بومی سامان کشور شهر پارس، می‌بایست بوده باشند (استان بوشهر کنونی در گستره‌ی کوچک شده از گذشته). سرزمین دریابار پارس با آمیزه‌ی آب، خشکی، کوهستان تا زمان صفویان سده 10تا 12 هجری قمری نیز نام «دشتستان» داشت. از هنگامه‌گری قاجاریان ترک‌زاده کوچی پاگرد و بازستاننده‌ی فرمان‌مداری از «زندیان»، آرام آرام به «بنادر و جزایر خلیج فارس» دیگر نامی یافت. سرانجام این دشت‌تابان که بندر بوشهر نیز جزو آن شمرده می‌شد تا 1313 خورشیدی ـ به سال 1352خ «استان بوشهر» با بهره‌گیری از شهرت داماد دربار «امیر‌‌همایون بوشهری» با دهنه داری بندر بوشهر جزیره نمای مرجانی نهنگ آسا خسبیده «پوزه در شمال و دنباله در جنوب و پاها بر آب کوفته»، با همین نام جا افتاده و در ریخت کرکودیل خیالی به نوشته‌ی هفته نامه آوای بهارستان چند گاه پیش در آمد. تازگی در نوشته‌ی «شکوه ابوشهر» با پیروی ناشیانه آمده بود که بنا بر برداشت گیرشمنِ فرانسه‌ایِ مزدورِ دربارِ پیشین» البوشهر، ابوشهر نام‌ داده از زمان زورمندی «ابومهیریان عرب چیره‌گر» بر جزیزه نما تا پسکرانه‌های دریابار پارس، همان «انتاکیه» پایه‌ریز سلکویان یا اسکندرانی‌ها بوده است. در پی آن از سوی پژوهشگری دانا در برنامه‌ی آوایه (رادیوی) ایران این نشانی به «خرمشهر – بیان پیشین» داده شد. یا این که سامان چهار سوک شهر و استان بوشهر به برداشت از نقشه‌ی جغرافیایی و قرارداد‌ی و دستکاری شده‌ی اروپاییان هم بنا درست نشخوار شده بود. زیرا دریابار خشکی – کوهساری پارس در خاور پارسی دریا می‌باشد نه شمال آن. یعنی بندر شهر بوشهر و استان از شمال به خوزستان از جنوب (هیرون) به هرمزکان ‏ به جای گان – خاور - که باد، کوه آباد، فارس – استخر/ استلخ پیشین – از باختر یا مغرب / ( قبله / قوله بومی qevle پیمایش می‌شود و بس. خوبست تاریخ خوانان و خوانندگان دارنده‌ی دانش‌نامه‌های نظری – تیورک theoric به نوشته‌هایی مانند «المسالک و الممالک» یا «البلدان‌ها» نگاه بیندازند. در پیرامون زبان و خط نوشتاری نیز این ناروا پنداری‌ها از انگاشت دیگران نا خودی به ویژه بیگانگان استعماری مانند «رالینسون انگلیسی» واگویی می‌شود که زبان و خط پارسی به هخامنشیان/ کیانیان/ پارسیان می‌رسد. جز که در پس آن به این خط بر گرفته مشترک آشوری ـ آسوری ـ بابلی، ایلامی، پارسی و پس از آن «دری» نگرش بسامد نشده است. محمد تقی بهار با لقب «ملک الشعرا»ی درباری ـ خود و پدرش ـ بر این پنداشت پا فشار می‌باشد که: «زبان شیرین پارسی… یکی از لهجه یا شاخه‌ی قدیمی است که در ایران زمین ـ بین‌النهرین و کنار اروندرود دجله؟» تا کاشغر و مرز تبت، پنجاب، هند وقفقاز، بدان سخن می‌گفته‌اند … زبان‌فارسی معروف به زبان دری است و یقین نداریم که این زبان جزء – به جای جزو – کدامیک از شاخه‌ها و لهجه‌های قدیم بوده است»* باید بدانیم که پارسیان یا هخامنشیان از بومیان دیر روزگار و جایگیر در پهنه‌گاه آبی، خشکی و دریایی سرزمین «پارس» بوده‌اند. ایلامیان را اگر مانند مادی‌ها / مدیها به آریایایی ‌های کوچی یورشی پیوند زده‌اند درباره‌ی سومریان و پارسیان این انگاشت نادرست و ناروا می‌نماید. دریای «فراخکرت/ پهنا ساخت یعنی فراخ+کردن» همانا پارسی دریای همسال روزگاران می‌باشد. سرگذشت کیانیان در نوشته‌ای همچون کوچک «فردوسی نامه / شاهنامه فردوسی» با یاد کردِ دو «تیره‌ی پیشدادی/ کیانی» تا سرتابی زردشت پیامبر ایرانی زاد روز 3776سال پیش در زمان «گشتاسب / ویشتاسب / بشتاسب عربی شده 3744 سال پیش، به این سامان بستگی دارد نه جای پنداشتی دیگر. مانند اینکه تختگاه آنان «بلخ یا ماوراءالنهر» یعنی دو رود سیحون و جیحون – امروزه پیوسته به افغانستان، ترکمنستان و ازبکستان** – می‌باشند. به جاست که بدانیم نوشتار نخستین/ «کوفی/ هیره‌ای/ ایرانی» و پس از آن قرآن مجید از خط بدون نقطه، نسخ، ثلث، ریحانه، رقاع، تعلیق، نستعلیق … در زبان باستانی پارسی – اوستایی ریشه دارد. خط یاد شده در جنوب میانی – استان بوشهر کنونی – با نام «گشتک/ گشتج عربی شده» – از سامان دریابار و رویهم بین‌النهر وابسته به خاک پارسیان / کیانیان رخ نموده است. پژوهش دانشورانه‌ی پروفسور جوان سال شاداب پزشک فوق تخصص جناب ایرج نبی‌پور باستان‌شناس و یابنده‌ی خط نوشتاری بر روی سنگ‌های پراکنده‌ی رودخانه‌ی مند دشتی (mond ) بر دانشوری جنوبیان پارسی نژاد بوشهری راه نشانی دارد. به ویژه شهرستان جم پردیس « فردوس عربی شده» جایگاه با مردمان دانش منش آگاه و سخن گو به زبان سره (پارسی دری) در این پهنه گاه جای پژوهش بسامد و شایان برای نیک اندیشان آزاده جاه دارد. از این رو به جاست که پیروان رو نوشت بردار از انگاشته‌های بیگانه و یا آوازه‌گران خودی همانند «محمد تقی بهار درباری» و خود نما به مردمگرایی که در زمان پهلوی‌ها( 1357 1304خ) به جایگاه‌‌های وابسته به دربار تا وزارت «فرهنگ/ پرورش و آموزش کنونی» رسیده راستگویانه، نشماریم. باشد و باید که پیشینه‌ی سرزمین کیانیان در سامان نخستین – از میان‌رودان، خوزستان و بوشهر بر شماریم. اگر پژوهشی را باید دنبال کنیم به بازنگری بایسته در این زمینه توانایی و کارایی و درست نمایی را نشان بدهیم. یکی دیگر از رویکرد‌ (ریکردrikerd) های ما در این است که «پرهام / پرهان/ ابراهام/ ابراهیم/ با لقب خلیل‌الله» در زبان نوشتاری تازیان شناخته، بدانیم نژاد این پدر بزرگ در عرب شمالی ریشه دوانیده و زاد بر زاد پارسی ـ تازی شمالی دورگه ـ چه مستعربه قرشی / هاشمی… و چه اسحاقیان یهودی ـ از این پدر و پسرش اشمایل ـ اسماعیل عربی شده ـ برخاسته و ماندگار شده است.*** از این رو اگر کسانی دگرگونی در نام استان را بایا بدانند باید «استان پارسیان» باشد. چرا که «پارس جنوبی یا پارس شمالی» نام‌های ناهنجار و ناشیانه‌اند. فارس یا استخر/ استلخ پیشتر‌ها به دست هخامنشان افتاده و آن سرزمین بالاسون (سرد سیر) با آبادی‌های بنیاد کرده برای نشیمن‌گاه تابستانی ـ ییلاق آنان بوده است نه خاستگاه و یا تختگاه دیرینه‌شان. در این پنداشت که« استان خلیج فارس» یا پیش بندر شهرستان دشتستان باشد، جای درنگ و شگفتی دارد.چنان چه خواسته شود آرمان این دیار آمیزه‌ از سه بخش دریا دشت‌زار، کوهستان، ماندگانی کشور شهر باستان به بار بنشیند، هر آینه «استان پارسیان»**** نام گذاری شود و بس.
پی‌نوشت:
* سبک شناسی 3 جلدی، محمد تقی بهار ملک شعرا، چاپ ششم، نشر موسسه امیرکبیر، تهران 1370 رویه ج 2 سیزده و چهارده .
** فرهنگ فارسی معین، دکتر محمد معین، 6 جلدی، ج 5 و 6 اعلام رویه‌ها 180/245/275/837/840
*** جام جم روزنامه تهران، نشر صدا و سیمای جمهوری اسلامی – ایران 12 دی 84 ش 1622/14، «زایش ابراهیم یا پرهان/ پرهام ایرانی، 1550 سال قبل از هجرت در عصر نمرود بابلی …»
**** نک، فرهنگ فارسی معین از دکتر محمد معین ج 5 (اعلام رویه‌های (21) 320 پارس … /چیش پیش (7) 346 و ج 6 اعلام رویه9 2262 / هخامنش و نمودار هخامنشیان «پارسیان / کیانیان 1638/ انتشارات امیرکبیر چاپ چهارم چاپخانه سپهر تهران 1360 خ و: سیراف گفتگوی تمدن‌ها از پژوهنده پر توان آقای سیدقاسم یاحسینی را بخوانند.
***** جام‌جم 15/ 1/85 بازشناسی‌کنش‌ومنش‌پیامبراسلام‌به‌ابراهیم‌خلیل ‌و پیامبران پیشین


 انتخاب نوعِ بدبختی با پول!
فیلسوفی می‌گوید: می‌گویند پول خوشبختی نمی‌آورد، درست است؛ ولی پول به آدم امکان می‌دهد که نوع بدبختی‌اش را خودش انتخاب کند.
 دیروز و فردایی نیست!
کارل سند برگ شاعر بزرگ آمریکایی می‌گوید:
دیروزی نیست و
فردایی وجود ندارد،
هر چه هست، امروز است
حرکت موج‌ها چنین می‌گوید
فردا نسیمی است در دست باد
که هرگز نخواهد رسید…
«ترجمه: فرح اندوز»
 اشکالِ کار...
وقتی دکتر برنارد معروف به ایران آمد یک عمل پیوند قلب در بیمارستان شهربانی سابق با حضور او توسط اطبای ایرانی به خوبی انجام شد و البته بیمار هم بعد از دو سه روز مُرد. ولی عمل از نظر دکتر برنارد فوق‌العاده بوده و گویا برنارد گفته بود: واقعاً باید تبریک گفت که چنین جراحان لایقی در این بیمارستان هستند، منتهی باید بگویم که این وسایلی که شما با آن عمل ظریف پیوند قلب را انجام دادید، در واقع همان وسایلی است که ده بیست سال پیش ما با آن عمل فتق انجام می‌داده‌ایم.
چند گویی که حدیث از لب من باز مگو
ما نداریم دگر صحبت شیرین‌تر از این
«یادداشت‌‌های استاد ایرج افشار یزدی»
 می‌توانم یک لرد بسازم، ولی...
جیمز اول پادشاه انگلستان می‌گفت: من می‌توانم یک لرد بسازم ولی تنها خدای بزرگ است که می‌تواند یک ‌آزادمرد بسازد.