Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این‌ از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر این‌که به خانه‌های خود برگردند.
[ دیروز ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

"کارگران" رنج کشیدگان دوران و "کارفرمایان" گنج‌کشید‌گان تاریخ

"کارگران" رنج کشیدگان دوران و "کارفرمایان" گنج‌کشید‌گان تاریخ
فریاد کارگران2
 دکتر عبدالرحیم مهرور
می‌گویند تاریخ صحنه‌‌‌ی پیکار حق و باطل است، عرصه‌ی برخورد جنود عقل و جهل، آوردگاه نبرد حقیقت با فریب و محل رویارویی داد و بی‌داد و در یک کلام میدان درگیری سپاه ظالم با مظلوم است که این اصیل‌ترین صحنه‌ی مبارزه‌ی تاریخ بشر است. از یک قرن پیش تاکنون هر ساله شاهد جشن (سال مرگ) کارگری هستیم روزی که در شیکاگو آمریکا هزاران کارگر قربانی امیال کار فرمایان گردیدند و به همین بهانه در اول ماه مه (یازدهم اردیبهشت) به ظاهر از حقوق کارگران در راهپیمای‌های تشریفاتی توسط تشکل‌های تشریفاتی از جمله خانه‌ی کارگر دفاع می‌شود و این در حالی است که هر روزی از اندک سفره‌ی فقیر کارگر کاسته شده و بر انبان شکمباره‌گان و سرمایه‌ی کار فرما افزوده می‌شود و ما همچنان شاهد فریاد خاموش میلیون‌ها کارگر زجر کشیده و تلاشگر هستیم. زندگی امروز جامعه‌ی کارگری زیر خط فقر است این جامعه دارای عدم امنیت شغلی‌ست. خواسته‌های کارگران در جامعه‌ی از سوی مسؤولان حمایت و پیگیری نمی‌شود. و همچنان به قسمت‌ مهمی از مطالبات جامعه‌ی کارگری توجهی نمی‌شود و کارگران رسمی و قراردادی کشورمان با مشکلات و موانع زیادی در زمینه‌ی معیشت، حقوق کار، امنیت شغلی و تشکیل اتحادیه‌ها و سندیکا‌های قانونی که قادر به تأمین منافع آنها باشند، روبرو هستند.
شرکت‌های خدماتی برای صرفه‌جویی، حق بیمه‌ی، کارگران را نمی‌پردازند و یا بعضاً افراد بازنشسته را با حقوق 50 هزار تومانی به استثمار می‌کشند و حتی بعضی از کارکنان اداره‌ی کار را هم با تزویر می‌خرند به عنوان مثال اتومبیل کارفرمایی در اختیار یکی از معاونین و … بوده که با درایت رئیس اسبق اداره کار از این عمل زشت جلوگیری به عمل آمد و یا این‌ که انگشتان کارگران زیر چرخ دنده‌های کارخانه‌های کار فرمایان لِه می‌شود بدون این که حمایتی از شرکت‌‌های بیمه‌گر صورت گیرد.
هر ساله‌ ”سال مرگ کارگران” گرامی داشته می‌شود، ولی یک روز جشن ‌شادی واقعی کارگر نداریم. امروزه کارگران با سیلی، صورت خودشان را تا آخر ماه، سرخ نگه می‌دارند و کار فرمایان و مدیران کل و رؤسای خانه‌ کارگر با عطریات صد هزار تومانی که معادل حقوق ماهانه‌ی کارگر است و هدایا و سکه‌های طلا روزگار را سپری می‌کنند. حقوق کارگران امروزه با تأخیر چند ماهه پرداخت می‌شود کجا رفت عدالت مولا علی(ع)؟ در محل کارم کارگری ست که حدود هشتصد هزار تومان از کارفرما طلبکار است که پس از راهنمایی و مراجعه به مراکز عدالت جهت شکایت، اربابان ترازوی عدالت به ایشان گفته‌اند: برو اموال آقای کارفرما را شناسایی کن و بعد از آن به ما مراجعه کن تا به حقوق جنابعالی رسیدگی کنیم !!! کجا رفت شبگردی حضرت علی(ع) جهت برقراری عدالت؟
امروزه خانه‌ی کارگر مترسکی شده در دست کار فرمایان. به راستی سرانجام آن تعاونی‌های کارگری به کجا انجامیده؟ کدامیک از اجناس تعاونی‌های کارگری به دست کارگران زحمتکش می‌رسد؟ چند درصد از لوازم خانگی که متعلق به کارگران است سر از بازار آزاد بیرون می‌آورد؟ فرزندان کارگران با کدام پوشاک و کفش سال را به آخر می‌رسانند و تا چه زمانی باید جستجوگر پوشاک باشند؟
امسال هم خانه کارگر در روز جهانی کارگر می‌خواهد به اهداف سیاسی خود دست یابد و به جای دفاع از حقوق کارگر می‌خواهد راهپیمایی کارگران را به طرف لانه‌جاسوسی آمریکا سوق دهد( مصاحبه محجوب نماینده‌ی مجلس و رئیس خانه کارگر ایران)کارگری که به نان شب محتاج است چه می‌داند مرگ بر آمریکا یعنی چه؟ کارگری که روزانه شلاق کارفرما را به پوست و گوشت خود لمس می‌کند دیگر توانایی راهپیمایی روز کارگر و جشن کارگری نخواهد داشت. پس بیائیم عاقلانه فکر کنیم و همه چیز را فدای اهداف سیاسی نکنیم. یا شویم رومیِ روم یا شویم زنگیِ زنگ، زیرا که شتر سواری دولا دولا نمی‌شود.