![]() |
||||
|
|
||||
|
حرف اولحرف اول
مجید بحرینی در گذشتهای نه چندان دور ـ شاید همین 7، 8 سال پیش ـ هرگاه با کلمهی "دانشگاه" یا "دانشجو" روبهرو میشدیم، فوراً کلماتی نظیر: دکتر، مهندس، دانشمند، علم، تحصیل، مدرک و ... در ذهن ما تداعی میشد، اما در چند سال اخیر، اتفاقات ناگواری در این دانشگاهها روی میدهد که نگاه خیلی از مردم را نسبت به این محیط مقدس و دانشجویان منحرف میکند. دیگر با شنیدن کلمهی "دانشگاه" و "دانشجو" بلافاصله به یاد سیگار، مشروبات الکلی، تفریحگاه، فساد، اعتیاد، پارتی و ... میافتیم. رویدادهای اخیر در دانشگاهها تدریجاً باعث شد تا خانوادهها نسبت به تحصیل فرزندان خود در دانشگاههای شهرهای دیگر، نگران شوند و حتا این امر باعث شده تا گرایش جوانان هم به سمت تحصیل علم کمتر شود. اما موضوع بحث این هفتهی صفحهی "جوان آریایی" بررسی مشکلات و دردسرهای دانشجویان دانشگاه خلیجفارس بوشهر است. البته در اولین فرصت، به مسائل و مشکلات دیگر دانشگاههای استان هم خواهیم پرداخت. اگر دفتر یادداشت دانشجویان جدیدالورود را مرور کرده باشید، اغلب میبینید که آنها با اصطلاحاتی مثل مهندس، دکتر، کارشناس، رئیس، مدیرکل و ... خود را خطاب قرار میدهند. این نشان میدهد که اکثر دانشجویان با هدف تحصیل و یا اهدافی که زیرمجموعهی تحصیل هستند، به دانشگاه گام میگذارند؛ اما کمکم با فضایی مأنوس میشوند که نه تنها آنها را از هدفشان بازمیدارد، بلکه باعث تغییر هدف آنها میشود. به طور کلی میتوان دلایل انحراف این قشر را چنین برشمرد: 1) آشنا شدن با فرهنگهای مختلف که حتی ممکن است تا 180 درجه با هم متفاوت باشند. 2) زندگی در خانههای دانشجویی که میتواند مهمترین علت این انحرافها باشد. (البته این گزینه بیشتر شامل پسران میشود) 3) تن دادن به هر نوع رفتار ضداخلاقی برای امرار معاش. (این گزینه هم شامل دختران میشود) 4) آشنایی با دوستان ناباب. 5) مشکلاتی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم از سوی مسؤولان دانشگاه متوجه دانشجویان میشود. با کمی تأمل در این 5 علت درمییابیم که میتوان تدابیری اندیشید که این مشکلات به حداقل برسند. باخبر شدیم که در دانشگاه خلیجفارس بوشهر تعداد زیادی دانشجوی معتاد و فاسد وجود دارند. آیا مسؤولین نباید به فکر چارهای برای کنترل این وضعیت باشند؟ متأسفانه دانشگاهها کمکم در حال تبدیل شدن به یک بازار تجاری برای افراد سودجو هستند و این برای آیندهی مملکت بسیار خطرناک است. مسؤولان باید دو مسألهی مهم را حتماً حل کنند؛ آنها یا باید مشکل اسکان دانشجویان را رفع کنند یا این که زمینهی تحصیل دانشجویان در شهر خود و در رشتهی دلخواهشان را به وجود آورند. همهی ما، دانشجویانی را سراغ داریم که پس از ورود به دانشگاه، سیگاری و یا حتی معتاد شدهاند. با یک آمارگیری سطحی میتوان به این نکته پی برد که اکثر مراجعهکنندگان به داروخانهها برای خرید قرصهای اعتیادآور، قشر دانشجو و سرباز هستند. اینجاست که دیگر نشستن و گفتن فایده ندارد. طاقت و صبوری چقدر؟ تا کی میخواهیم بگوییم مشکل داریم؟ آیا وقت عمل نرسیده است؟ پس باید همه با هم یکصدا فریاد بزنیم. فریادی از ته دل، بلکه بر دل مسؤولان بنشیند و اثر کند. من اگر بنشینم/ تو اگر بنشینی/ چه کسی برخیزد من اگر برخیزم/ تو اگر برخیزی/ همه برمیخیزند گزارشی که میخوانید حاصل گفتوگوی بیپردهی ما با این قشر آریایی است. اگرچه ممکن است تکرار مکررات باشد، اما مسؤولان ما ـ متأسفانه ـ هر از چند گاهی نیاز به این تلنگرها دارند. امیدواریم این بار مسؤولان برای همیشه از خواب برخیزند و باور کنند که جوانان آریایی هر چه بخواهند، میتوانند انجام دهند. این جوانان خشن نیستند، خشونت را مسؤولان به آنها میآموزند. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه