![]() |
||||
|
|
||||
|
معرفی کتاب از حسرت لیلی (مجموعه غزل)سروده: رضا معتمدمعرفی کتاب از حسرت لیلی (مجموعه غزل)سروده: رضا معتمد
چاپ اول: 1384 شمارگان: 3000 نسخه ناشر: انتشارات شروع ”رضا معتمد” در عرصههای پژوهش، شعر، نقد ادبی و روزنامهنگاری نامی بس آشناست: استاد دانشگاه، شاعر، منتقد و مدیر مسئوول هفتهنامهی وزین ”پیغام”. در روزهای اخیر مجموعه غزلی از این غزل سرای برجسته و توانمند هم اقلیمی با عنوان ”از حسرت لیلی” از سوی انتشارات فعال ”شروع” ویترینِ کتابفروشیها را آذین بست. از این شاعر در سال 76 مجموعهیی با عنوان از ”درک آبیها فراتر ” منتشر شده بود.” از حسرت لیلی” 33 غزل ناب به همراه گزیدهیی از دفتر” از درک آبیها فراتر” را در بر میگیرد. در این مجموعه با شاعری توانمند و مسلط به ظرایف و تکنیکهای شعر کلاسیک رو به رو هستیم که در اشعاری با ساختاری منسجم و با بهرهجویی از اوزان و قوافی متنوع، عاشقانههایی ماندگار را با زبانی امروزی و نگاهی نو به ویژه در غزلهای 28،17،13،11،10،7،4 به دوستداران غزل معاصر هدیه کرده است. گفتنیست از شاعر ارجمند و دیرآشنایِ دیارمان به زودی گزینههایی از "شعر محلیسرایان بوشهر" و” شعر معاصر استان” توسط انتشارات شروع منتشر خواهد شد. از ”حسرت لیلی” گزیدهیی از اشعار سالهای 75 تا 84 است، اما از امروز تا همیشه میتوان زمزمهگر این عاشقانههای ناب شد. غزل 4 از این مجموعه را بر گزیدهایم: تو را شناختهام بی شناسنامه و نام چگونه؟ با هیجان همین یکی دو کلام همین یکی دو کلامی که میوزی بر من به انضمام کمی لکنت و کمی ابهام چقدر ساده سرک میکشی به خلوت من و نرم مثل فرود کبوتری بر بام چه نعمتیست که لب باز میکنی همهصبح سلام ای گل زیبای نو شکفته، سلام در این جهان برآشفته این جهان عبوس فقط نگاه تو از عشق میدهد پیغام دوباره همسفرم باش پس چه آسان است عبور از اقیانوسهای ناآرام نه دلخوشم به خیابان مه گرفتهی شهر نه این اتاقک سرد خزیده در اوهام فقط به این که سلامی کنی و باز شود زبان بستهی این شعرهای نیمهتمام |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه