سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.
1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید [ 30/4/1387 ] [ ادامه ] |
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر اینکه به خانههای خود برگردند. [ دیروز ] [ ادامه ] |
|
|
تعامل یا تخاصم با مطبوعات؛ کدامیک؟تعامل یا تخاصم با مطبوعات؛ کدامیک؟
خلیل مرادزاده
مطبوعات در هر جامعهای به عنوان زبان گویای مردم و پیگیر مطالبات قانونی مردم نقش به سزایی دارند و آنان که به عنوان روزنامهنگار قلم به دست میگیرند و پیگیر مطالبات مردم هستند در حقیقت آسایش و راحتی خود را فدای این پیگیری میکنند و برخلاف آنان که دست به روی کلاه خویش میگذارند تا آن را باد نبرد کلاه خود را و بعضاً سر خود را به باد میدهند تا بتوانند کلاه مردم را نگه دارند. آنان که قلم به دست میگیرند، بیشک تمام مخاطرات این شغل پرخطر را پذیرا هستند، چرا که آنها که دشمنانی از طبقات قدرتطلب و منفعتطلب دارند، دشمنانی که برای پیشبرد اهداف خود دست به هر کاری میزنند. یک روزنامهنگار باید آن قدر شجاعت و شهامت داشته باشد که برای حفظ منافع مردم از هیچ خطری نهراسد. خوشبختانه آنان که در استان ما قلم دست گرفتهاند عموماً افرادی هستند که سختیهای رژیم گذشته، دوران انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس را پشت سر گذاشته و هر یک نشانهای از آن روزهای سخت و مردساز را به همراه دارند. اینان از بدو تولد مطبوعات در بوشهر شجاعانه پیگیر مطالبات مردم بوده و هیچگاه هراسی به دل راه ندادهاند. بنده به عنوان یک روزنامهنگار در دوران 8 سال اصلاحات با وجود اینکه ازهواداران خاتمی و دولت وی بودهام دهها مقاله در نقد و اعتراض به علمکرد دولتمردان و علیالخصوص مدیریت ارشد استان نوشتهام و هیچگاه کارم به دادگاه کشیده نشد، اما با سابقهای که از این جناح حاکم دارم خود را آماده سالهای سخت کار مطبوعاتی کردهام. همهی کسانی که در این دوره قصد دارند قلم به دست بگیرند باید بدانند که دوران بسیار سختی است. چند روز پیش از قول یکی از مدیران ارشد استان خواندم که تهدید به تذکر و اقدامات دیگری دربارهی مطبوعات کرده بود غافل از اینکه تهدید هیچ مقامی خارج از حیطهی قانون مطبوعات، جایگاه قانونی ندارد یا متأسفانه استاندار محترم مطبوعات را "صدمن یک غاز" خوانده بود و اعلام کرده بود که هر کسی مرا ناراحت کند جایزه میگیرد. در هفته گذشته با بردن مدیر مسؤول محترم هفتهنامه نصیر به دادگاه مشخص شد که چقدر زود ناراحت میشود و جایزهاش چیست و نشان داد که پشت شعار مهرورزی، شکایت به دادگاه است و نشان داد که حرف مطبوعات "صدمن یه غاز" نیست چون آدم کسی را که حرف صدمن یه غاز زده است به دادگاه نمیبرد. اگر اینان نخواهند با مطبوعات مهرورزی کنند با چه کسی میخواهند این کار را انجام دهند؟ آیا این درست است که ما در نامهای دهها بار "بوش" را آقای رئیس جمهور خطاب کنیم و بعد یک جانباز را به دلیل نوشتن یک خط که به مذاق آقایان خوش نیامده، به دادگاه ببریم؟ آقایان محترم! اگر فکر میکنید میتوانید گربه را دمِ حجله بکشید، اشتباه کردهاید. مطبوعات، فرد نیست، یک خانواده است و کشتن یک خانواده سهل و آسان نیست.
خانوادهای که در این چند ماه با وجود این که با اکثر انتصابات استان مخالف بودهاند، قصد تعامل با مدیریت محترم ارشد استان را داشته و دارد و عاقلانهترین راه این است که مدیریت ارشد استان نیز برای پیشبرد اهداف توسعهی استان با این خانوادهی بزرگ تعامل داشته باشد و یقین بدانید که در تخاصم، بازندهی اصلی شما هستید و اهالی مطبوعات چیزی برای از دست دادن ندارند. در پایان از خانه مطبوعات نیز قاطعانه، موضعگیری و دفاع از حق و حقوق همه روزنامهنگاران را خواستارم.
|
|
|