![]() |
||||
|
|
||||
|
چشمانداز جغرافیای سیاسی ایران در قرن بیست و یکمچشمانداز جغرافیای سیاسی ایران در قرن بیست و یکم
اردوان پروین – کارشناس ارشد علوم سیاسی موقع جغرافیایی ممتاز میان دو انبار انرژی در سده بیست و یکم میلادی به صورت عامل مهمی درمیآید که بر روابط خارجی و منطقهای این کشور اثر میگذارد. یکی از واقعیتهایی که ایران را برآن داشته تا موضع صرفاً ایدئولوژیک خود را در دهه 1980 و اوایل دهه 1990 تغییر دهد و در سیاست خارجیاش برای منافع ملی اولویت چشمگیر قائل شود، استراتژی ایالات متحده برای بیگانهسازی ایران در مناطقی است که از لحاظ طبیعی مهد این کشور شمرده میشود. این کار از طریق درگیر کردن یک کشور ماورای منطقهای مانند ترکیه در مسائل انرژی دریایی خزر به زیان ایران صورت میگیرد. تلاشهای ایران برای رهایی از محاصره اقتصادی و استراتژیک آمریکا به صورت عاملی عمده درآمده است که در سطوح منطقهای و بینالمللی توجه دولتها را به ارزش ژئوپولیتیک «جایگاه ایران» بین مهمترین انبارهای انرژی در سده بیست و یکم یعنی "خلیجفارس" و "دریای خزر" معطوف میدارد، به طوری که برخی از ناظران آمریکایی در امور ژئوپولیتیک، ترکیبی از دو مخزن انرژی در دریای خزر و خلیجفارس را "بیضی استراتژیک انرژی" نامیدهاند که ایران در میان این دو مخزن قرار گرفته است. نقش جغرافیایی حیاتی ایران به عنوان پلی زمینی میان دریای خزر و خلیجفارس موجب شده که تهران، دریای خزر را یکی از دو منطقه ژئوپولیتیکی حیاتی خود تلقی کند. منطقه دیگر خلیجفارس است. ایران موقعیت جغرافیاییاش را بین این دو مخزن تأمین انرژی قرن 21 در نظر دارد و برای متصل کردن این دو منطقه به یکدیگر احساس نیازمبرم میکند که نقش خود را در هر منطقه حفظ نماید. واقعیت امر آن است که کشور ایران با پانزده کشور همسایه روبروست. بسیاری از این کشورها مانند پاکستان و افغانستان ضعیف و در حال زوال و بعضی مانند منطقه جنوبی خلیجفارس و ترکیه در حال رشد، ولی از نظر امنیتی به شدت وابستهاند. کشور عراق یک قدرت بالقوه اقتصادی و نظامی است که در آینده میتواند رقیب ایران باشد. تاریخ معرف این واقعیت است که ایران به واسطه ویژگیهای ممتاز فرهنگی، جغرافیایی و سیاسی، نتوانسته است با همسایگان خود ائتلاف کند و کشوری است خاص ودر مقام مقایسه با ایران، بسیاری از همسایگان در حقارت ژئوپولیتیکی بسر میبرند. عموم این کشورهای همسایه به ایران بدبین هستند و پیوسته با شوکت آن در قالبهای مختلف سیاسی مقابله کردهاند، بنابراین محیط فوری امنیت ملی ایران ناامن است و ایران مجبور است هزینههای فراوانی را جهت تأمین امنیت ملی و رفع تهدیدات نسبت به امنیت و هویت ملی و سیاسی خود صرف کند و از این ویژگیهای امنیت ملی و جغرافیای سیاسی میتوان نتیجه گرفت که رویکرد اصلی ایران درتأمین امنیت فرامنطقهای است. ایران یک کشور بینالمللی است، چون جغرافیای سیاسی آن به بسیاری از کشورهای منطقهای و قدرتهای جهانی مربوط است. امنیت ملی ما به روابط منطقهای ما کمتر ارتباط دارد. باید در نظر داشته باشیم که تا برقراری روابط استراتژیک با همسایگان خود راهی طولانی در پیش داریم. بنابراین امنیت ملی دفع تهدیدات نسبت به امنیت ملی و هویت ملی و نظام سیاسی در ایران، بدون توجه به قدرتهای بزرگ نمیتواند تأمین شود. ما همواره باید سعی نمائیم که تهدیدات را به فرصتها تبدیل کنیم و به ارتباطات خارجی اعم از منطقهای، بینالمللی و دیگر سازمانهای نقش آفرین در صحنه جهانی ارتباط برقرار نماییم. چالشهای داخلی: با تحولی که در سالهای اخیر در مفهوم قدرت ملی و منافع ملی پدیدآمده است، دیگر قدرت دولتها منحصراً با قدرت نظامی سنجیده نمیشود و همچنین به نظر میرسد که هر کشوری برای تضمین امنیت خارجی خود ناگزیر است به حد معینی از ثبات سیاسی و امنیت داخلی دست یابد و این مهم نیزخود تا حدود زیادی مستلزم توسعه اقتصادی است. بدین ترتیب هر عاملی که در روند توسعه همه جانبه و پایدار یک کشور اختلال وارد نماید، در واقع نوعی تهدید امنیتی محسوب میشود، زیرا پیامدهای آن موجب تنش و بحران داخلی و ترغیب مداخلات خارجی میگردد و این موضوع به شکل جدی آن، در مورد کشور ما "ایران" صادق است، به طوری که شاید هیچ عاملی قویتر از شرایط داخلی ایران در بهبود موقعیت منطقهای و تغییر برداشتهای نارسا و غلط از اهداف و امیال ایران مؤثر نباشد. اشتغال: سطح بالای باروری، کاهش مرگ و میر عمومی و مرگ نوزادان و کودکان، بیتوجهی به برنامههای خانواده در چند دهه گذشته موجبات افزایش بیرویه جمعیت کشور را فراهم آورده و در نتیجه ساختار نسبی جمعیت ایران به گونهای درآمده است که از آن به عنوان جمعیت جوان در مقابل ساختار جمعیت پیر - که یکی از ویژگیهای کشورهای صنعتی غرب است - نام برده شود. بین سالهای 1335 و 1375 یعنی در فاصله اولین و آخرین سرشماری عمومی، جمعیت ایران از 19 میلیون نفر در سال 1335 به تقریباً 60 میلیون نفر در سال 1375 بالغ شده است و در مدت 40 سال جمعیت ایران 2/3 برابر شده است که بنا بر گزارش آماری با این روند در سال 1415 جمعیت ایران 120 میلیون نفر میشود. در این میان افزایش جوانی جمعیت و متناسب نبودن آهنگ رشد آن با توانمندی و امکانات کشور و شکاف چشمگیر میان رشد اقتصادی و رشد جمعیت،آثار و پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و معضلات و مشکلات بیشماری به همراه داشته و خواهد داشت که در آیندهای نه چندان دور در صورت نبود برنامهریزی اصولی و درست و اتخاذ تدابیر منطقی، امنیت انسانی و اجتماعی ما در ابعاد مختلف از درون جامعه مورد تهدید قرار خواهد گرفت. جوانی جمعیت، اشتغال و درآمد: هنگامی که در کشوری جمعیت بدون توجه به امکانات و توانمندیها افزایش یابد و درپی آن ضریب وابستگی جمعیت جوان و پیر به جمعیت فعال و به ویژه شاغلان سیر صعودی بپیماید، باید شاهد گسترش فقر و بیکاری از همگسیختگی و ناهنجاریهای اجتماعی، افزایش داوطلبان حاشیهنشینی و حلبیآبادها، کمبود مسکن، رواج سوءتغذیه و بد غذایی، گسترش بیماریهای روانی و هزاران مسئله و مشکل اقتصادی و اجتماعی دیگر باشیم که هر یک میتواند صلح و صفا، امنیت و شادابی و نشاط را در آن کشور نشانه گیرد و مورد تهدید قرار دهد. بنابراین هرگونه بیتوجهی مسئولان به مسائل یاد شده نه تنها روند توسعه، بلکه ثبات سیاسی وآرامش و امنیت و یکپارچگی کشور را به مخاطره جدی خواهد انداخت. موادمخدر: یکی از عمدهترین نگرانیهای عمیق و نسبتاً گسترده جامعه کنونی ما مواجهه با معضلی به نام مواد مخدر و به تبع آن اعتیاد است که در یک نگرش واقع بینانه اجتماعی به حق یکی از بزرگترین و پیچیدهترین دغدغههای جامعه امروز ما میباشد. به طوری که در این ارتباط دادستان کل کشور و یکی از اعضای ستاد مبارزه با موادمخدر اظهار میدارد که: خطر اعتیاد در کشورجدی است و حتی میتوان ادعا کرد که کشور ما با یک بحران در این زمینه روبرو است. هر روزه میلیونها سوءرفتار ناشی از موادمخدر در نقاط مختلف کشور، خانوادهها را تحتتأثیر قرار میدهد و آنها را تا مرز از هم گسیختگی پیش میبرد، به طوری که در حال حاضر شاهد طلاق در خانوادههایی هستیم که بیشتر به خاطر اعتیاد همسرانشان جدا میشوند. بسیاری از جوانان معتاد بر اثر افراط در مصرف مواد مخدر دست به خودکشی میزنند و آمار این پدیدهی شوم و در بعضی از شهرهای بزرگ به طور وحشتناکی بالا رفته است. دبیرکمیته کشوری مبارزه با ایدز شمار تخمینی معتادان به مواد مخدر در کشور را سه میلیون و دویست هزار نفر اعلام کرده و میگوید هماکنون 250 هزاردانشآموز، یکصد هزار نفر دانشجو و بیش از یکصد هزار کارگر به گونهای معتاد به موادمخدر هستند. شورای عالی امنیت ملی به دست اندرکاران مبارزه با مواد مخدر سه سال فرصت داده که کشور را از حالت بحران مصرف مواد مخدر خارج کنند و مسئولان امر باید این امر خطیر را نادیده نگیرند. یکی ازمهمترین مسائلی که در مبارزه با عرضه مواد مخدر باید مورد توجه قرار داد، اشتغالزدایی این پدیده شوم است و مبارزه فراگیر و مشارکت بینالمللی را میطلبد که مبارزه با مواد مخدر به تحقق برسد. بحران آب: ایران سرزمینی با اقلیم خشک و نیمهخشک است، در نتیجه در حال حاضر از حدود 43000 میلیارد متر مکعب کل آب قابل استحصال جهان حدود 31 درصد آن یعنی 133 میلیارد متر مکعب آب را میتوانیم استحصال کنیم و 280 میلیارد متر مکعب بقیه ریزشهای آسمانی که هر ساله به صورت برف و باران میبارد، تبخیر میشود و در مقابل جمعیت کشورما حدود یک درصد جمعیت کل جهان است که بدین ترتیب سرانه آب در خور فرآوری کشور ما برابر یک سوم میانگین آب قابل استحصال در جهان است. باید باور کنیم که کشور ایران به سبب واقع شدن بر روی کمربند خشک جهانی همواره خشک و کمآب خواهد بود که این موضوع به نسبت سایر جهان سنجیده میشود. خشکی در کشور ما یک واقعیت اکولوژیک محسوب میگردد، لیکن هنوز هم بسیاری از پتانسیلهای آبی بلا استفاده مانده است. بدون شک یکی از سرمایههای ملی هر کشور منابع آبی آن کشور محسوب میگردد. درگذشته نیازهای جوامع بشری به آب در مقایسه با امروز کمتر بود و این سرمایه کمتر مورد توجه قرار میگرفت. اما با گذشت زمان به لحاظ افزایش جمعیت و تغییر الگوی زندگی و مصرف آب نیاز به آب ابعاد وسیعتری پیدا کرد. آنچه که در چند سال اخیر در کشور ما پدید آمده جدای از کاهش نزولات آسمانی بیانگر ضعف مدیریت آب درکشور است. کشور ایران در مقام مقایسه با مجموعه کشورهای منطقه خاورمیانه از نظر ذخائر و منابع آبی در جایگاه دوم یعنی بعد از کشور ترکیه قرار داد و با مدیریت و برنامهریزی دقیق و کارا میتوان به این بحران غلبه کرد، زیرا در صورت ادامه وضع موجود، ما در آینده شاهد چالشهای امنیتی، اجتماعی و اقتصادی در منطقه میباشیم. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه