![]() |
||||
|
|
||||
|
آزادیآزادی
علی بازیار ـ فارغالتحصیل کارشناسی حقوق "آزادی" مفهومی عمیق و ریشهدار که در حین دارا بودن عمق پهناور، هنوز که هنوز است کسی معنایی دقیق و قابل اجماع از آن ارائه نداده است. به راستی آزادی چیست؟ این کدامین واژه است که یکی به واسطهی در آغوش گرفتنش از جان خود میگذرد و دیگری به خاطر لمس نمودنش، اسارت را متحمل میگردد. بشر از ابتدای پیدایش تاکنون به دنبال اقامتگاهی میگشته تا در آن با آزادی تمام اتراق کند و جولانگاهی بیابد تا به امورات دیگر خود با آسودگی خاطر بپردازد. اما اینکه آیا بشر به چنین مقصودی رسیده یا خیر، جوابش را باید از ریشهیابی مفهوم ژرف آزادی پیدا کرد، و بیگمان این مهم چنانکه قرنها بیجواب مانده است هنوز نیز مسیری بس طولانی را برای رسیدن به خاستگاه خود در پیش دارد و شاید اینکه بشر هیچگاه مجال ارائه تعریفی درست و جامع را از مفهوم این واژه عمیق نبیند. حمایت از آزادی منوط به فهم صحیح یا دستکم برداشتی روشن از آزادی است و هرگز نمیتوانیم از آزادی آنگونه که باید حمایت کنیم مگر اینکه نخست مفهومی روشن از آن در ذهن داشته باشیم. بسیاری از اظهارنظرها و اقدامات متناقض و بعضاً مخالف آزادی از این واقعیت سرچشمه میگیرند که کمتر به اصل مفهوم آزادی پرداخته میشود تا یک فرآیند اندیشهورزی و گفت و شنود، تصویری نسبتاً روشن و البته دائماً در حال تکامل از آزادی در خزانهی خرد جمعی جامعه شکل گیرد. در نتیجه، بیشتر مشارکت کنندگان در گفتمان آزادی همچنان در خوابگردیهای نظری و علمی رها میمانند. آری، رسیدن به مفهوم آزادی، با چشمان خواب آلود و ذهن پریشان هرگز امکانپذیر و مقدور نیست و آنچه بر همه روشن است تلاشیست که باید سالهای سال در این مسیر انجام پذیرد تا اندکی به اصل تعریف آزادی نزدیک گردیم. وقتی از آزادی سخن میگوئیم و موجودی را آزاد فرض میکنیم بدین معناست که با فرض اختیار برای آن موجود اکنون میگوئیم که موجود مذکور باید بتواند از اختیار خود بهره ببرد و مجاز باشد از میان شقوقی که پیش رو دارد یکی را برگزیند. دو گونه تئوری از مفهوم آزادی ارائه گردیده است، مفهوم منفی و مفهوم مثبت. مفهوم منفی از آزادی بر این ادعاست که وقتی میگوئیم انسان در انجام امری آزاد است بدین معناست که مانعی بر سر راه او در انجام امر مزبور وجود ندارد. به دیگر سخن، آزادی یعنی عدم مانع، همچنین که کسی جلوی انجام فعل از سوی فاعل نگیرد، او آزاد است. در مقابل قائلین به مفهوم آزادی مثبت معتقدند در توضیح و شرح آزادی، بحث از عدم مانع کافی نیست بلکه وجود شرایطی نیز ضروری است. آزادی از دیدگاه "روسو" علمی است که برخاسته از ارادهی واقعی یعنی ارادهی عمومی باشد. آزادی واقعی از دیدگاه "روسو" هدف آزاد بودن از قید و بندها نیست بلکه عمل مبتنی بر ارادهی واقعی است که آزادی واقعی را فعلیت میبخشد. پارهای از تفسیرهای مفهوم مثبت آزادی براین ادعا هستند کهآزادی به منزلهی یک روش است. برای نمونه چنین ادعا شده است که آزادی به معانی بیبند و باری، اباحه، توانگری، پیراستگی از رذایل، حق رهایی، و دیگر معانی منفی یا مثبت از آن نمیباشد. بلکه آزادی به منظور فراهم آمدن شرایط مساعد برای رشد آگاهی و عقلانیت ضروری و لازم است. آزادی به منزلهی ابزار و روشی است برای تعالی عقلانی و توسعه آگاهیها. ایمانوئل کانت فیلسوف سدهی هجدهم صراحتاً براین معنی تأکید نمود که آزادی برای رشد عقلانیت ضروری است و از این راه در برابر مخالفان آزادی استدلال کرد. ماحصل سخن "جان استوارت میل" را نیز میتوان چنین خلاصه کرد که علیرغم وجود برخی مشترکات، افراد انسانی از طبایع گوناگون برخوردارند و از این رو نمیتوان گفت تنها یک شکل از زندگی و یک مجموعه واحد از لذتها و منافع وجود دارد که افراد خوشبختی خود را در آن بیابند. از طرف دیگر همه انسانها جایزالخطا میباشند و هیچکس به تنهایی به همه حقیقت دست نمییابد. لذا بایستی فردیت به رسمیت شناخته شده و آزادی فراهم آید تا انسانها بتوانند به خوشبختی برسند و نفع به حداکثر رسانده شود. با این حساب پیداست که میل به آزادی را ابزار و روشی میدانست برای حداکثر رسانیدن نفع و خوشبختی به عنوان ارزشهای نهایی. آزادی را همیشه برای انجام دادن کاری و پیگیری آن میخواهیم، لذا ذکر آزادی بدون ذکر موضوع آن در واقع تهی و پوچ ساختن مفهوم آزادی است. اخلاق و عدالت دو مقولهای هستند که آزادی در سطوح آنها و با توجه به مقیاس آنها اندازهگیری و قیاس میشود. با توجه به اینکه مفهوم منفی آزادی، به معنای عدم وجود مانع، مفهومی قابل دفاع است و همچنین با در نظر گرفتن این که مباحث اجتماعی و سیاسی پیرامون آزادی در سطح عدالت بروز مینمایند، براین پایه میتوان ادعا نمود که در سطح عدالت،آزادی به منزلهی ارزش مطرح میباشد. بدین معنا که قدرت مرکزی در جامعهی سیاسی باید صرفنظر از نیات و اهداف فاعلان در پی تأمین و حفظ آزادی افراد باشد که تأمین و تضمین ارادهی آزاد اشخاص در سطح یاد شده خود غایت و ارزش است. اما آنچه از مباحث یاد شده به دست میآید این است که آزادی هر چه باشد و هر تعریفی داشته باشد با این حساب، قضاوت دربارهی یک زندگی خوب متوقف بر وجود آزادی است و زندگی خود بالضروره زندگی است که آزادانه برگزیده شده باشد. مهمترین و کارآمدترین ابزار قانونی برای اجرای مقررات پشتیبان آزادیهای شهروندان، نظام قضایی یک جامعهی سیاسی است. آزادی گرایی از جانب قوهی قضائیه که همانا قانونگرایی و اجرای بیطرفانهی مقررات است بدون فراهم آوردن استقلال قضایی میسر نیست، بدین معنا که استقلال قوهی قضائیه پیش شرط تضمین آزادی در جامعهی سیاسی است که خود البته مبتنی بر دموکراسی و مدیریت عقلانی و علمی منابع میباشد. منابع: 1- مقالهدکترمحمدراسخ با عنوانآزادی چونارزش/ 2- حکومت و اخلاق – هریسون راس/ 3- آزادی چون روش – عبدالکریم سروش |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه