![]() |
||||
|
|
||||
|
منافع انگلستان، روسیه و آلمان در خلیج فارس (1914-1905)منافع انگلستان، روسیه و آلمان در خلیج فارس (1914-1905)
ترجمهی این مقاله را به استادم دکتر سیدجعفر حمیدی تقدیم میکنم نوشته: بریتون کوپربوش ترجمه: حسن زنگنه بخش نخست حل و فصل مسائل بین انگلستان و ترکیه و نیز حل مسائل انگلستان و آلمان در خلیجفارس و بینالنهرین ـ به رغم مشکلات عمدهتری که در دیپلماسی اروپا وجود داشت ـ به وضوح نشان داد که میتوان با موفقیت از عهدهی حل چنین مسائلی برآمد. از دیگر سو اگر نفوذ آن جریان دیپلماتیک نبود که امور خلیجفارس را به چالش میگرفت، احتمالاً این امکان وجود میداشت که یک دهه زودتر این توافقها به دست آید. برای نمونه موضوع راه آهن بغداد با مذاکرات انگلستان و آلمان ـ دربارهی مسابقه نیروی دریایی یا امکان ایجاد اتحادی دیپلماتیک ـ پیوند خورد. علیرغم توافقهای خاور نزدیک، وقوع جنگ پرده از این موضوع برداشت که به وضوح تأثیر فشارهای دیپلماتیک اروپا بر رویدادهای خلیج فارس از تأثیر امور خلیج فارس بر روابط بینالمللی، به مراتب بیشتر است. با وجود این امور خلیجفارس دست کم میتوانست بر زمانبندی تحولات دیپلماتیک بینالمللی ، تأثیر گذارد ـ مثل توافق 1907 انگلستان و روسیه. روابط حسنهی انگلستان ـ فرانسه و جنگ روسیه ـ ژاپن در سال 5 ـ 1904 دستیابی به این توافق را به صورت امری اجنتاب ناپذیر در آورد، با وجود این، انعقاد عملی آن تقریباً به دو سال وقت نیاز داشت. گفتنی است این مدت بیشتر برای انجام مذاکرات مورد نیاز بود و این مذاکرات هم نه تنها به اهمیت قضیهی ایران میپرداخت که در مراحل پایانی آن عمدتاً به خود خلیجفارس ارتباط پیدا میکرد. وجود دو کشمکشِ عمده در خلیج فارس (انگلستان در برابر روسیه و انگلستان در برابر ترکیه و آلمان) به شدت به این توافق پیوند خورد زیرا پیشرویهای آشکار آلمان در خاور نزدیک، انگلستان را از دیدگاه محلی بیش از پیش علاقهمند ساخت تا با روسیه ـ که از دیرباز آن را خطرناکترین تهدید برای هند و خلیج فارس قلمداد میکرد ـ قراردادی را به امضاء رساند. این که اگر جنگ در نمیگرفت سازش 1907 انگلیس و روسیه بر سر موضوع ایران تا چه مدت به درازا میکشید موضوعی است بحث برانگیز، زیرا در سال 1914 این توافق به طور جدی به مخاطره افتاد اما در این باره تلاشهایی انجام گرفت و نیز همجواری نزدیک با سوق الجیشیترین آبراه، هر دو را تحت تأثیر قرار داد و خود هم تحت تأثیر آن دو قرار گرفت. تمام این جریان در سال 1905، موقعی که کرزن از صحنه کنار گرفت، به زحمت قریبالوقوع مینمود و در واقع در آن موقع چنین به نظر میآمد که بیشتر مناقشهها از بین رفته و انگلستان خاطرش از موقعیت خود آسوده شده است. خلاصه گزارش دورهی فرمانروایی "لرد کرزن" این موضوع را آشکار میکند: «با قوت تمام از عهدهی تازش علیه سلطهی انگلستان بر آمدیم و از هر سو آن را دفع کردیم و حتی زمانی که شرایط سیاست جهانی به گونهای بسیار مطلوب به نفع دشمنان انگلستان بود به دادنِ هیچ امتیازی تن در ندادیم و فعالیت انگلستان، مدتها بعد از، از بین رفتن علل این تحریکات، قدرتمندانه ادامه داشت. موقعیت سوقالجیشی از نظر گاه هند مورد بررسی واقع شد و برای رویارویی با هر بحرانی آمادگی رزمی فراهم آمد… ضمناً این امکان وجود نداشت که کلاً بتوان با هر شیوهی تحلیل گرانه اسباب و عللی که سرانجام توقف حمله به منافع انگلستان را در خلیجفارس فراهم آورد از یکدیگر باز شناخت و چندان هم ساده نیست که بتوان هر گونه اختلاف آشکار بین سیاست حکومت هند و سیاست دولت اعلیحضرت پادشاه انگلستان ـ که با آن میآمیخت و یا در آن جذب میگردید ـ به تصویر کشید. بدون تردید دگرگونی اوضاع بینالمللی در اروپا و یا سایر جاها عاملی بود برای بهبود حیثیت و اعتبار انگلستان که از اهمیت فوقالعادهای برخوردار بود، اما اگر سیاست انگلستان در خلیج فارس در راستای پیشگیری از گزند همیشگی به موقعیت خود سست و ناتوان میبود وصول این موفقیتها هم به تأخیر میافتاد …». لرد کرزن ـ که دادن اولتیماتیوم به مسقط در سال 1899 از جمله نخستین اقدامات سیاسیش بود و مسافرت به خلیج فارس در پایان سال1905 نیز موجب شد تا عملاً به دورهی پر تنشی پایان داده شود ـ محق بود تا در موقع خروجش از هند در نوامبر 1905 به پیامدِ مبارزه و هم به برداشتِ بکری دربارهی خلیجفارس – دایر بر این که این آبراه موجودیت سیاسی کامل به نقشی که حکومت خود در آن ایفاد کرده بود، با کمال مسرت اشاره کند. افزون بر این لرد کرزن و متمایزی را در خود تشکیل میدهد ـ دست یافته بود. این دیدگاه که بیشتر تصویری پنهان بود ـ سیاست خودِ او را هم در حوزهی خلیج فارس تحت الشعاع قرار میداد و اکنون میتوان پذیرفت که این برداشت وارد قلمرو اصول سیاسی ریشه داری شده است.(1) کشمکشهای مربوط به حوزهی اقتدار خلیجفارس در واقع دارای موجودیت بود، اما همهی گروههای ذینفع راجع به این امرمسلم موافق نبودند، به خصوص موقعی که بحث اقتدار بر قسمتهایی از خلیج فارس بین لندن، وزیر مختار انگلستان در تهران و سمیلا در میگرفت این مناقشه، مناقشهای دیرینه بود و ظاهراً کنارهگیری کرزن باب گفتگو را پیرامون آن باز کرد. در اویل سال 1905 کاکس پیشنهاد کرده بود که صاحب منصبی از ادارهی خدمات هند به کار گمارده شود تا به وزیر مختار انگلیس در تهران از نظر مشورتی یاری رساند، زیرا منافع هند در خلیج فارس « به اندازه کافی ارائه و بازنمایی نمیگردد…» هند بابت تشکیلات انگلستان مبالغ هنگفتی در ایران هزینه میکرد و کاکس مطمئن نبود که آیا حکومت هند در قبال وجوهی که هزینه کرده چیز در خوری به دست آورده است یا نه.(2) این پیشنهاد کاکس تنها در اواخر سال 1905 مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت و سپس به تعویق افتاد زیرا قرار بود در سال 1906 وزیر مختار جدیدی در ایران منصوب گردد.(3) به هر حال این اعتراض و شکایتی قانونی بود: از چهارده سمتِ موجود در ایران نُه سمت آن در دست سیاستمداران حکومت هند بود و نیمی از کل هزینه این مسیون را حکومت هند میپرداخت با وجود این هیچ یک از افسران جمعی حکومت هند در خدمت وزارت مختار انگلستان در تهران، نبود.(4) همان گونه که اغلب در این مشاجره بیوقفه دیده میشد پیشنهاد کاکس هنوز کنار گذاشته نشده بود که مشکل دیگری بروز کرد. در سال 5 ـ 1904 نمایندهی بازرگانی با تجربهای از حکومت هند موسوم به آ. اچ. گلیدونیوکمن "A. H. GLEADOWE . NEWCOMEN" مسافتی به اندازه 2000 مایل در جنوب شرق ایران طی کرد تا فرصتهای تجارتی را ارزیابی کرده و برای افزایش منافع انگلستان، پیشنهاداتی ارائه دهد. در سال 1906 گزارش این نماینده به عنوان سند رسمی حکومت هند انتشار یافت که در نتیجه بگو مگوی چشمگیری ـ یا به عبارت بهتر خشم زیادی ـ در انگلستان بر انگیخت. گلیدونیوکمن فردی رک و صریح اللهجه بود و تحت تأثیر شیوهی وزارت امور خارجه در ایران قرار نگرفت: « حکومت هند با خردمندی در خور ستایشی با افسران کنسولیاش رفتار میکند و حقوق ومزایای آنها را با انصاف و گشاده دستی میپردازد و این درست بر خلاف ادارات تابعهی وزارت امور خارجه است که نسبت به افرادش سیاستی تنگ نظرانه در پیش گرفته است. این افراد در هزینه اعتبارات اداری خود به طرزی زشت و ناموجه صرفهجویی میکنند و در بعضی موارد این اعتبارات چنان اندک است که آنها از عهدهی استخدام دو نفر کارمند شایسته و خرید لوازم اداری به اندازه کافی بر نمیآیند… بارها کمکهای غیر رسمی برادرانشان ـ افراد جمعی حکومت هند ـ موجب میگردید تا آنها بتوانند کارها را سر و سامان دهند. این وضعیت بسیار نامطلوب است و وزارت امور خارجه باید بدون فوت وقت آن را اصلاح کند ـ برای اصلاح امور هزینهی هنگفتی متحمل نخواهندشد.(5) پینوشت: 1- SUMMARY OF PRINCIPAL EVENTS …IV: 1,PP. 79-80, CURZON MSS. 2- COX TO FSI, MAY 23, 1905; SENT TO TEHERAN IN FSI TO A. HARDING, AUG.16,1905 FI 601/06. 3- MORLEY TO MINTO, APRIL 27,1906, IBID در سال 1908 ـ 1906 وزیر مختار جدید اسپرینگ رایس بود. 4- FSI TO HARDINGE, OCTOBER 16, 1905, FO 248/853. یکی از افسران جمعی حکومت هند به عنوان وابسته نظامی در تهران ـ به مدت سه سال آزمایشی خدمت کردـ و در 1901 مأموریتش به پایان رسید. 5 ـREPORT ON THE BRITISH.INDIAN COMMERCIAL MISSION TO SOUTH EASTERN PERSIA DURING 1904.1905 (CALCUTTA, 1906) P. 20. این گزارش تحت عنوان « اوضاع اقتصادی ایران در آغاز قرن بیستم» توسط «مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران بنیاد مستضعفان و جانبازان» ترجمه و انتشار یافته است.م |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه