سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.
1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید [ 30/4/1387 ] [ ادامه ] |
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر اینکه به خانههای خود برگردند. [ دیروز ] [ ادامه ] |
|
|
پسر سبلان به دیار باقی شتافتپسر سبلان به دیار باقی شتافت
نمیدانم چه گونه صحبتهایم را آغاز کنم از کجا بگویم، از جاده خشن عسلویه که تاکنون انسانهای را بسیاری به کام مرگ برده. دو هفته قبل بود که مطالبی در مورد رضا حسنزاده نوشته بودیم و از خدای بزرگ خواهان سلامتی این ورزشکار بودیم. از روزی که این اتفاق افتاده مردم بوشهر دست به دعا برداشتند تا به حق امام رضای غریب، رضا حسنزاده شفا پیدا کند ولی زندگی و مرگ دست خداست. رضا پلکهایش برای همیشه بسته شد. دیگر صدای ضجههای دختر خردسالش به گوش وی نمیرسد. رضای رعنای فوتبال ما آخرین نفسهایش را در غروب بوشهر کشید. حالا سرخ قامتان تراکتورسازی وقتش رسیده که با وی خداحافظی کنند. آری، دوستان حالا باید برای تشییع با شکوه پسر نجیب دیار آذربایجان شمشادها را خبر کرد تا زمین و آسمان با هم بگریند. انگار سالهاست قلبش از حرکت ایستاده است، قلبی که به عشق پیراهن مقدس تیم ملی یک لحظه از حرکت نمیایستاد. باید میبودی در فرودگاه بوشهر که فرزند خردسالِ رضا حسنزاده با دستهگلی به استقبال دکتر پدرش رفته بود و قبل از دادن گل به دکتر چنین گفت: آقای دکتر، من پدرم را از تو میخواهم. آن لحظه باید میبودی و میدیدی چهرهی گرفته دکتری که به همراه فرشاد پیوس از تهران آمده بود. بعد از چند روز جدال با مرگ عاقبت مرگ پیروز شد و روح پاک و مطهر رضا حسنزاده به آسمان پرواز کرد، عاقبت پسر سبلان در جنوب کشور چشمهایش را بست و به خواب ابدی رفت، بعد از رفتن وی فوتبال کشور اعزادار شد. حسن زاده بازیکن تراکتورسازی نبود، وی بازیکن تمام ایران بود. وقتی صدا و سیمای مرکز بوشهر خبر تشییع جنازهی مرحوم رضا حسنزاده را اعلام کرد، زن و مرد راهی ورزشگاه شهید بهشتی بوشهر شدند. چشمها همه بر روی در ورودی ورزشگاه بود همهی پیشکسوتان مربیان، بازیکنان، هواداران و خبرنگاران آمده بودند تا با جوان رعنای فوتبال تبریز وداع کنند و بعد از ساعتها انتظار آمبولانس حامل پیکر مرحوم حسنزاده وارد ورزشگاه شد. جمعیت به سوی آمبولانس هجوم آوردند و پیکر مرحوم حسن زاده بر روی دستان حاضرین تشییع شد. مردم قدرشناس بوشهر بار دیگر ثابت کردند که مردمانی مهمان نوازند، با این که خانواده مرحوم حسنزاده هر وقت نام عسلویه و بوشهر را میشنوند، یاد کوچ سفر کردهشان میافتند، ولی خونگرمی و مهماننوازی بوشهریها را هیچ وقت از یاد نخواهند برد.
|
|
|