![]() |
||||
|
|
||||
|
درددل زنی با استاندار در خصوص بیکاری فرزندشدرددل زنی با استاندار در خصوص بیکاری فرزندش
حلیمه غلامی استاندار محترم جناب آقای افراشته با عرض سلام. اینجانب حلیمه خاتون غلامی فرزند داربلوط به شمارهی شناسنامهی 76 صادره از خرمشهر که حدود 35 سال است که ساکن بوشهر میباشم و دارای 5 فرزند هستم، و حدود 17 سال میباشد که از شوهرم جدا شدهام. یکی از فرزندانم ازدواج کرده که زن و بچهاش در شهرستان دورود لرستان زندگی میکنند و خودش هم در بوشهر کارگری میکند. فرزند دوم چند سال پیش دانشگاه قبول شد و حدود 2 سال هم در دانشگاه مشغول به تحصیل بود که به علت ضعف مالی شدید نتوانستم خرج تحصیل او را فراهم کنم که وی مجبور به ترک تحصیل شد و او الان برای گذراندن معاش زندگیمان کارگری میکند. فرزند سوم هم 7 سال پیش در جزیرهی کیش کار میکرد که با دوستان ناباب بُرخورد و ایشان معتاد شد و بعد از دستگیری در کیش به زندان رودان منتقل شد. که من مجبور شدم در آن سال فریزی که داشتم را بفروشم و خرج راهی کردم که هرگز موفق به پیدا کردن فرزندم نشدم که البته ایشان هم متأهل بود و یک فرزند هم داشت که همسرش به همین دلیل از او طلاق غیابی گرفت فرزند چهارم الان دانشجوی رشتهی مهندسی الکترونیک در دانشگاه آزاد واحد بوشهر می باشد و به هر طریقی که شده در منازل دوستان و آشنایان کار میکنم و با کمک مردم خیر،که انشاءالله خداوند عوض خیر به ایشان بدهد فعلاً مشغول به تحصیل میباشد و با تحمل کردن هر رنج و مشقت و سختی که باشد میخواهم لااقل این فرزندم به تحصیل ادامه بدهد، فرزند آخرم هم کلاس سوم دبیرستان میباشد. در ریاست قبلی استاندار بوشهر که آقای تبادار در این پست بودند چندین بار درددل و رنجهای زندگیم را که برای ایشان نوشته بودم متأسفانه هیچگونه توجهی نکرد و من با این زندگی و مشکلات همچنان دست و پنجه نرم میکنم حدود 3 سال و نیم به هر دری که میزدم بسته بود و هیچکس نبود که به دردل من و فرزندانم گوش دهد. مدتی قبل حدود 3 ماه پیش نامهای برای استاندار جدید جناب آقای افراشته هم نوشتم و همین شرح حال زندگیم را نوشته بودم که بعد از چندین بار مراجعه به استانداری گفتند که نامهی شما گم شده و یک نامهی دیگر بنویس، دوباره نامه جدیدی نوشتم که متأسفانه هنوز هیچ گونه اقدامی در این خصوص نشده است. یکی از افرادی که در استانداری بود ایشان گفت: که آقای استاندار گفته که هیچگونه شکایتی در مورد بیکاری، مسکن به من معرفی نکنید. حالا که دولت آقای احمدینژاد بر سر کار آمده است و شعار مردم سالاری و عدالت اجتماعی را سرلوحهی کارهایشان قرار داده. چه کسی باید به دردل من و امثال من گوش بدهد و باید پیش چه مقام و مسئولی بروم تا بتوانم مشکلاتم را حل کنم. جناب آقای افراشته شما در رأس یک مقام بلندپایه در استان هستید چرا به درددل ما ترتیب اثری نمیدهید و چرا در رادیو و تلویزیون شعار میدهید که ما به مشکلات مردم رسیدگی میکنیم و ما هیچگونه رسیدگی تا به حال ندیدهایم و هر موقع که رفتم استانداری یا گفتند که جناب آقای استاندار نیست یا جلسه دارد. چندین بار به سازمان مسکن و شهرسازی مراجعه کردم که گفتند یک ساختمان بیست میلیونی، باید نصف آن را پرداخت کنید. اگر من چنین پولی داشتم نه وقت شما را میگرفتم و نه خودم را این قدر اذیت میکردم. در مورد کار فرزندانم هم این همه در مورد پارس جنوبی و عسلویه تبلیغ میکنید چرا فرزندانم بعد از حدود 7 سال که کارت بیکاری و ادارهی کار که دارند و چندین بار هم به عسلویه مراجعه کردهاند نتوانستند آن جا مشغول به کار شوند چون پارتی گردن کلفت نداریم باید چکار کنیم. این درددل زنی بیپناه است که چندین سال است که به هر مقام و ریاستی که بوده روانداخته ولی متأسفانه هیچگونه رسیدگی نشده است پس کو آن عدالت علی(ع) و چرا باید مثل ماها در این اجتماع زیاد باشد و تعدادی هم در رفاه بیحد بسر ببرند شما که یک مقام مسؤول هستید لااقل برای دلخوشی جوابی به این نامهها ما بدهید. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه