![]() |
||||
|
|
||||
|
منافع انگلستان، روسیه و آلمان در خلیج فارسمنافع انگلستان، روسیه و آلمان در خلیج فارس
(1914-1905) ترجمهی این مقاله را به استادم دکتر سیدجعفر حمیدی تقدیم میکنم نوشته: بریتون کوپربوش ترجمه: حسن زنگنه بخش دوم در گزارش گیلدونیوکمن توصیههایی مثبت و بعضاً ستودنی هم وجود داشت با وجود این مفاد کلی آن این را از جلوه انداخته بسیار کم رنگ میکرد. وزارت امور خارجه این گزارش را «غیر منصفانه و نادرست» قلمداد کرد و خواستار لغو انتشار آن شد، اما چون این کار غیر ممکن بود لذا از حکومت هند درخواست کرد آن را تکذیب کند. این درخواست وزارت امور خارجه گلیدونیوکمن را به طور طبیعی آزرده نمود: «تصور میکردم وزارت امور خارجه از این انتقاد ناچیز و دوستانه استقبال خواهد کرد…» ضمناً حکومت هند این گزارش را قبل از انتشار ویرایش کرده بود لذا صدور تکذیبیه چندان منصفانه و موجه نمینمود. بنابر این درخواست وزارت امور خارجه اجابت نشد چه حکومت هند یادآور شده بود که اگر از این هیئت تحسین و تمجید نشود در آینده این امکان وجود نخواهد داشت تا بتوان هیئت دیگری را برای این منظور اعزام کرد(6) بهر تقدیر این شکوه و شکایتها کاملاً یک طرفه نبود چه وزیر مختار جدید اسپرینگ رایس ” SPRING RICE “ با سر هوراس والپول ـ قائم مقام وزیر در ایندیا آفیس ـ دیدار کرد و از او خواست تا اگر پیشنهادی دارد به او ارایه کند: «او پیشنهادی نداشت جز این که از من خواست با منشی آقای مارلی (آقای هرتزل) دیدار کنم. او گفت، میداند که آقای مارلی مرا دیده (که کاملاً هم درست بود) و گفته است: خدانگهدار. من این را پذیرفته متوجه شدم که با نگرش به رویدادهای اخیر "ایندیاآفیس" احتمالاً باید کلام آخرش را با من در میان گذارد. او میگفت آن چه را که در حال حاضر ذهن "ایندیاآفیس" را به طرزی ویژه به خود مشغول ساخته، موضوع تقسیم هزینهها در ایران بین ایندیا آفیس "و وزارت امور خارجه است" و این وزارتخانه به تازگی کمک خود را به 500 لیره کاهش داده است. من اظهار داشتم راجع به این موضوع آگاهم که در راستای رعایت صرفهجویی حقوق ماهانهی وزیر هم به همین مبلغ کاهش یافته است. او میتوانست به من بگوید که "ایندیا آفیس" هم در نظر گرفته که کمک خود را به مقدار مبلغ مشابه کاهش دهد. من اظهار داشتم در صورت رعایت صرفهجویی حقوق ماهانهی من هم شامل میشود ـ سئوال جالبی بود ـ اما آیا او اظهار نظر دیگری هم داشت که عنوان کند؟ او اندکی به فکر فرو رفت گفت: تصور نمیکند. آن گاه من از گفتگوهای سازندهاش تشکر کرده و گفتم: حق نگهدار. این است آخرین نقطه نظرم راجع به "ایندیاآفیس"، قبل از این که انگلستان را ترک کنم» (7) . این گرفتاری مالی ادارهی دریاداری را هم تحت تأثیر قرار داد چه دریاداری در ژوئیه 1906 موضوع دیرینهی دیگری را دوباره تازه کرد و مدارک مفصلی ارایه داد تا نشان دهد که کمک هند به نیروی دریایی به طرز انکار ناپذیر نا چیز بوده است. این سند با اصل متعارف شروع شده بود که «حفظ و نگهداری مستملکات هند که وابسته به پادشاهی انگلستان است در نهایت منوط به قدرت دریایی است» در پیش نویس این سند (چه این سند به طور رسمی هیچ وقت ارسال نگردید) اشاره شده بود که جمع کل هزینهی نیروی دریایی در سال 1906 و1907 بالغ بر 31869500 لیره بوده که حکومت هند بابت سهم خود مبلغ ناچیز 000/100 لیره پرداخت کرده است. بدیهی است برای این منظور مبلغ بسیار زیادی مورد نیاز بود که به منظور احتساب آن اداره دریاداری شیوهی پیچیدهای را ارایه میداد و با تأکید اثبات میکرد که حجم تجارت هند یک بیستم کل تجارت بریتانیای کبیر را تشکیل میدهد و حکومت هند برای حفظ و نگهداری این تجارت باید یک بیستم این هزینه را تأمین کند ـ که تصادفاً با احتساب این روش سهم حکومت هند مبلغ 000/150 لیره میگردید. با توجه به «این حقیقت آشکار و مورد قبول عام و مبنی بر این که نیروی دریایی از اولویت ویژهای برخوردار است» این ادعای دریاداری قطعاً خالی از حقانیت نمیباشد(8) . گاه دشوار است به توان پیبرد که با نگرش به آشفتگی یک ریز موجود و نیز کلنجاری که بین ادارات وجود داشته چگونه آنها میتوانستهاند به سیاستی منسجم و منطقی پست یابند و در واقع بیش از آن چه انتظار میرفته، اجرای سیاست سامان نیافته بوده است. با وجود این گروههای مختلف به اهمیت فوقالعادهی مسائل عمدهترـ و اساساً حفظ موقعیت انگلستان در قبال چالشهای سایر قدرتها ـ در لحظات بحرانی پی میبردند. احتمالاً با توجه به روابط بین ادارات این خوشبختی وجود داشت که بحرانها با تکراری نسبی پدید میآمدند و خلیجفارس ـ به رغم دیدگاه مؤلف کتاب «خلاصهای از فرمانروایی لرد کرزن» ـ کما کان کانون بلند پروازیها قلمداد میگردید. منافع آلمان در خلیج فارس یکی از این چالشها که آغازش درست هم زمان بود باکناره گیری "لرد کرزن" از سمت خود و او از آن غافل بودـ آلمان بود. پیش از این پروژه راهآهن بغداد، دلهرهی زیادی را موجب شده بود، اما تا شکست مذاکرات در سال 1903 چندان دلیلی در دست نبود تا بتوان تردید کرد که به این زودیها حل و فصل قابل قبولی حاصل میشود. با نگرش به این شکست و تحولاتی که در عرصه سیاسی به وجود آمد، این عقیدهی راسخ در بعضی از محافل گسترش یافت که آلمان خطرناکترین تهدید است ـ تنها در بعضی از محافل زیرا سایر محافل نمیتوانستند کشمکشهای تاریخی با روسیه را به بوته نسیان سپارند. منافع تجارتی آلمان یا به عبارت دقیقتر یکی از تجارتخانههای آلمانی قبل از سال 1897 (سالی که آلمان تشکیلات نایب کنسولی در بوشهر تأسیس کرد) وجود داشت و آن زمانی بود که "رابرت وانکهوس" تجارتخانهاش را در لنگه برای تجارت مروارید دایر کرد.(9) . این تجارتخانه اساساً با سرمایه خودِ "وانکهوس" تشکیل شده بود و نه با کمک و حمایت دولت آلمان ـ آن طور که بعدها متفقین مدعی بودند. به جز راهآهن و سهم ناچیزی درتجارت اسلحه (از نقطه نظر اروپاییها) تا سال 1906 تجارتخانه وانکهوس منافع اصلی آلمان را در خلیج فارس تشکیل میداد. این تجارتخانه شعبههایی را نیز در بحرین (1899)، در بوشهر (1904) و در بصره، خرمشهر و بندرعباس (1906) دایر کرده بود. "وانکهوس" نقل کرده است بود: «نخستین بار در حدود سال 1906 احساس کردم که آلمان از نظر سیاسی به خلیج فارس علاقمند شده است و از همان بار نخست احساسم این بود که این قدرت در جستجوی به دست آوردن هدفی است برای معاوضه تا با آن بتواند با روسیه و انگلستان در قبال امتیازات مشابه ـ در قضیه راهآهن بغداد ـ تعادل ایجاد کند. در این مورد من در جریان امور محرمانه نبودم و به درستی اطلاع نداشتم، اما موضوع آن سر زبانها بود. دولت آلمان هرگز در صدد بر نیامد تا مرا وادار کند که به منظور مقاصد سیاسی طرحهای بازرگانی را به عهدهگیرم و از طرفی از این جور روابط هم بیبهره بودم».(10) |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه