![]() |
||||
|
|
||||
|
زندهکردن این تیم خیلی سخت بودپیشآغاز: بعد از سقوط ایرانجوان بوشهر که منجر شد سهمیهی استان در لیگ دسته یک کشور کسر شود، تصمیم گرفتیم کادر فنی، مدیریت، بازیکنان و تعدادی از هواداران این باشگاه مردمی را به هفتهنامه نصیر دعوت کنیم و علت سقوط این تیم را کالبدشکافی کنیم. از این هفته قسمت اول صحبتهای کادر فنی باشگاه ایرانجوان بوشهر به چاپ میرسد و از بین صحبتهای آنها خیلی چیزها دستگیر دوستداران فوتبال استان میگردد. واقعاً با این مشکلات که ایرانجوانیها میگویند، گرفتن یک امتیاز هم شاهکار بوده.
اصغر شرفی ـ سرمربی سابق ایرانجوان بوشهر: زندهکردن این تیم خیلی سخت بود در بوشهر خیلی مسائل دست به دست هم دادند تا تیم ایرانجوان نتیجه نگیرد، زمانی که من وارد این شهر شدم این تیم در حال مرگ بود، من آمدم بلکه نجاتش بدهم، خیلی هم تلاش کردم، ولی مرگ مغزی احتمال زنده ماندنش خیلی کم است. در این شهر آدمهای بزرگی میتوان یافت که دلشان میخواهد برای فوتبال بوشهر کار کنند ولی با دستان خالی و بدون حمایت خود به خود کنار میروند. به نظر من علتهای بسیاری برای سقوط تیم ایرانجوان میتوان یافت، تیمی که بسته شده بود در حد لیگ استان بوشهر بود، این تیم تحت فشار قرار نگرفته بود، باید ده بازی دوستانه قبل از آغاز لیگ انجام میدادند تا بدنهای بازیکنان روی فرم بیاید. این تیم مشکلات بسیاری داشت. من ریسک بزرگی کردم. زنده کردن این تیم خیلی سخت بود یک زمین چمن داشتند که فقط به درد چوگان میخورد تا فوتبال. این باشگاه مدیری دلسوز داشت و هر چه در توان داشت گذاشت ولی باز هم میگویم مرده، زنده نمیشود. این تیم در حال سراشیبی بود. بازیکنانی هم که آوردیم هرچه در توان داشتند ارائه دادند ولی خیلی دیر شده بود. در هر صورت تیم دسته دومی شد آن چه از دست من و دیگران بر میآمد انجام دادیم، برای آینده این باشگاه باید برنامهریزی بهتری شود. علیرضا فیروزی: مربی سابق ایرانجوان بوشهر چرا زمانی که من سر مربی بودم همهاش صحبت از نداری بود ولی وقتی رفتم پولدار شدید؟! با یک عشق و علاقه به بوشهر آمدم، خدا شاهد است با این که چند پیشنهاد خوب هم داشتم ولی وقتی از بوشهر با من تماس گرفتند انگار حکمتی بود که مرا به سوی بوشهر فرستاد. من به خاطر نجابت، شجاعت، مردم داری این مردم آمدم حتی تعدادی از دوستان گفتند فضای آن جا خوب نیست ولی من از بوشهر ومردمانش خاطرات خوبی دارم، بوشهر زادگاه من است، با کمترین مبلغ قرارداد بستم البته به مسئولین این تیم گفتم که این تیم با این وضعیت به مشکل برمیخورد ما احتیاج به پنج الی شش بازیکن مطرح داریم. هرچه من گفتم آقایان فقط میگفتند چشم، ولی عملی در کار نبود. چند بازیکن خوب همانند نعمتینژاد و عادل زبیدات به تمرین پیوستند که هر یک با بهانهای رد کردند. آنها میخواستند بازیکن مجانی بیاید با آنها قرارداد ببندد. نمیدانم، شاید هم خواستند با این کارهایشان مرا خراب کنند. در این تیم ابزارهای لازم برای یک تیم فوتبال وجود نداشت، امکانات بسیار ضعیف بود، یک زمین چمن داشتند که به درد فوتبال نمیخورد. کسی را نداشتند که بازیها را آنالیز کند، فیلم حریفانی که هم گروه هم بودیم نمیتوانستند تهیه کنند. خلاصه، یک تیم آماتور بسته بودند و میخواستند به جنگ تیمهای حرفهای همانند پگاه گیلان، تراکتورسازی و غیره بروند. من در تمامی مصاحبههایم چه با مطبوعات بوشهر و چه صدا و سیمای مرکز بوشهر، همین مشکلات موجود تیم را گوشزد کردم، ولی حرف من خریداری نداشت. بعد از رفتن من، مدیریت این باشگاه آقای شرفی آوردند و بهترین امکانات تیمداری در اختیارش قرار دادند و در بهترین هتل این شهر جا برایش گرفتند، نزدیک به شش بازیکن جدید جذب کردند. سئوال من این است که چرا زمانی که من سرمربی این باشگاه بودم همهاش از نداری صحبت بود ولی وقتی از بوشهر رفتم پولدار شدید؟! قضاوت را به عهده مردم میگذارم، مردم بهترین کسانی هستند که میتوانند قضاوت کنند. موقعی که من مربی بودم هیچ یک از مسئولین این تیم به سرِ زمین تمرین نمیآمدند. من خودم تنها بودم، بچههای تیم مشکل داشتند ولی کسی نبود که درد دل آنها را بشنود و لااقل مشکلشان حل کند، مسئولین این باشگاه تخصصی نبودند، یک مدیر باید دوره مدیریت گذرانده باشد، بعد بیاید در پست مدیریت بنشیند. من در بوشهر دوستان زیادی پیدا کردم و تنها دلتنگی من این است که از مردم بوشهر فاصله گرفتم. امیدوارم فوتبال بوشهر به حق واقعی خودش در فوتبال کشور برسد. عبدالرحیم خرمزی ـ سرپرست تیم ایرانجوان بوشهر: امسال بیشترین باخت و بیشترین اخراجی را داشتیم ضمن خسته نباشید به شما و دیگر همکاران در هفتهنامهی نصیر، ما سال اولی که آمدیم لیگ دسته یک کشور خیلی هزینه کردیم بازیکن خوب گرفتیم مدیریت آن موقع با آقای وزیری بود و با حسابی که روی ارگانهای استان باز کرده بودند به همان اندازه هم برای باشگاه هزینه کرده بودند و خوشبختانه تیم همان سال در لیگ دسته یک ماند، اما برای فصل 85-84 یک سری گرفتاریها پیش آمد، که آقای وزیری صلاح دانستند از باشگاه بروند. وقتی آقای وزیری رفتند، هیأت مدیره ما معتقد بود بهترین گزینهی ممکن آقای وردیانی است. وی از پیشکسوتان باشگاه نیز بودند، باشگاهی که مردمی باشد براساس یک بودجهی تدوین شده برای یک فصل بسته میشود، آقای وردیانی نیز که آمد یک فاکتورهایی برای سقف قراردادها داشت. هزینهای که توسط هیأت مدیره تصویب شده بود برای باشگاه هزینه کرد، مربی آقای پاپیان آمد، پاپیان سه بازی را با ما بود و تنها یک امتیاز گرفت و باشگاه عذرش را خواست و بعد از رفتن پاپیان با آقای فیروزی صحبت کردند. وی به بوشهر آمد. همان موقع دو ماه تعطیلات به بازیها خورد و زمان مناسبی بود برای مربی جدید. چندین بازیکن آوردند ولی به دلیلی نتوانستیم قراردادی منعقد کنیم. بازیها مجدداً شروع شد. آقای فیروزی بعد از هشت بازی مربیگری فقط یک امتیاز برای تیم ایرانجوان گرفت. همان موقع آقای وردیانی هم از تیم جدا شد و مجدداً آقای وزیری آمد. فیروزی هم بعد از چند بازی خداحافظی کرد. مدیریت جدید آقای شرفی را جایگزین کرد. این مربی درخواست چندین بازیکن جدید کرد تا بتواند تیم را حفظ کند، ولی بازیکنانی که آورد، مشکل داشتند و باشگاه نتوانست با آنها قرار داد ببندد، اما مشکل اصلی کمبود بازیکن نبود، همه این مسائل پیش آمده برمیگشت به آغاز فصل که یک هفته به آغاز لیگ، نه تیم تمرین کرده بود و نه بدنسازی، وقت کافی در اختیارمان نبود، امسال ما بیشترین باخت و بیشترین اخراجی داشتیم، چون از نظر بدنی بازیکنان که کم میآوردند با داور گلاویز میشدند، از نظر بدنی کم میآوردند مصدوم میشدند. بازیکنانی همانند مرادی، زائرابراهیمی، محفوظیان و غیره در طول فصل بیشتر مصدوم بودند. روزی نبود که ما با یک ترکیب درست و حسابی داخل زمین برویم، چون بدنسازی درست و حسابی نکرده بودیم. خیلی هم بدشانسی آوردیم. اوئل فصل که با تیمهای ضعیف گروه خود بازی داشتیم و آنها هم از ما امتیاز گرفتند، زمانی که ما داشتیم نیروی جدید به تیم تزریق میکردیم با تیمهای قدر بازیهایمان شروع شد که متأسفانه نتوانستیم جواب دهیم. یک ترس و دلهره در بچههای تیم بود و به همین علت به باختن عادت کرده بودیم. به نظر من باشگاه آن چه در اختیارش بود چه در زمان فیروزی و چه شرفی در اختیارات این دو قرار داد، ما هیچ دخالتی در این قضیه نداشتیم، حتی در گرفتن بازیکن، چون مربی خودش ناخدای تیم است، آنها اختیار تام داشتند چه در تشویق بازیکن و چه در تنبیه. ما دخالتی نمیکردیم، چون از اختیارات ما خارج بود. امروز که به فوتبال به چشم حرفهای نگاه میکنند به نظر بنده باید هر باشگاهی سه ماه قبل از این که وارد مسابقات رسمی شود، سرمربی تیم را مشخص کند تا سرمربی وقت داشته باشد بازیکنان موردنظر خودش را انتخاب کند، ولی در فوتبال بوشهر این گونه نیست و یا این موضوع جا نیفتاده. اول ما بازیکن میآوردیم و بعد سرمربی. اگر با چشم حرفهای به فوتبال بنگریم چنین مسائلی هم پیش نخواهد آمد. امیدوارم امتیازی که از استان رفته دوباره باز گردانیم. ما نمیدانیم مشکلات مالی تا کی باید یقهی ورزش استان بوشهر را بگیرد؟ امسال نوبت باشگاه ما بود و مطمئن هستم سال جدید یکی دیگر از نمایندگان استان حتماً به مشکل برمیخورد. امروزه در فوتبال باید برنامهریزی کرد. باید هزینه کرد. با یک برنامهریزی صحیح میتوانیم با پول کمی هم از حقانیت فوتبال استان در کشور دفاع کنیم. متأسفانه ما بودجهای نداشتیم که لااقل رویش حساب کنیم، ولی چنین وقعهای برای فوتبال استان اتفاق افتاد که میتواند یک هشدار بسیار جدی برای مسئولین استان باشد. البته باید گفت شما خیلی از تیم ما حمایت کردید، میخواستید روحیه به تیم بدهید که به شرایطش برگردد. خیلی میتوانستید با ما بد تا کنید، چون نتایج خوبی نگرفتیم ولی شما با صبر و بردباری روحیه به تیم دادید، با بازیکنان ما، با سرمربی ما، تا پایان لیگ همراه بودید، خیلی خوب برخورد کردید که جا دارد یک خسته نباشید به جنابعالی و دیگر اعضای هیأت تحریریه هفتهنامه نصیر بگویم. در آخر یک تشکر ویژه از جناب آقای حاج مجید رجبی مؤسس باشگاه، جناب آقای وردیانی، جناب آقای وزیری و اعضای هیأتمدیره که واقعاً در این سال مشقت بسیاری کشیدند، همچنین از تمامی هواداران ایرانجوان تشکر میکنم که یار و یاور تیم بودند ولی متأسفانه ما نتوانستیم جواب محبتهایشان را بدهیم. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه