![]() |
||||
|
|
||||
|
گفتوگوی اختصاصی با محمدعلی قیومی خبرنگار شبکهی خبر اعزامی به لبنان:گفتوگوی اختصاصی با محمدعلی قیومی خبرنگار شبکهی خبر اعزامی به لبنان:
کسانی در عرصهی خبرنگاری میمانند که برای مردم آمده باشند پگاه ایزدپناه مکث شبها زمانی که خسته از فعالیتهای روزانه، وارد منزل میشوم تا در گرمای خانواده، آرامش را تجربه کنم، شاهد صحنههایی از تلویزیون هستم که درد و خستگی مرا صدچندان میکند؛ چندگاهیست عروس خاورمیانه در آتش طمّاعانِ نژادپرست میسوزد؛ کودکان را بیپناه را میکنند؛ خانهها را بر سر مردم مظلوم، آوار میکنند؛ ... غم، چنان گلوی مرا میفشارد که بغضم، به بیرون راه نمییابد؛ اشک در چشمانَم زندانیست؛ دیگر مجال مکث نیست. باید کاری کرد. نمیدانم چه بگویم؟ من چرا زندهام؟ تنها چیزی که مرا آرامش میدهد، حضور مردان شجاعیست که جنایات جنایتکارانِ نابکار را به سرتاسر دنیا انعکاس میدهند. آری؛ خبرنگاران عاشق از سرتاسر دنیا در لبنان و فلسطین جمع شدهاند تا فجایع و نامردیهای این جانیها را به همه نشان دهند. اینجاست که میبینم دنیا برای اشکِ کودکانِ مظلوم، به پا خواستهاند. اینجاست که میبینیم عزیزانِ همنوعِ ما در لبنان، فلسطین و در هیچجای دنیا، تنها نیستند. اما غیر از خدا، چه کسی حامی و نگهبان خبرنگارانِ از جانگذشته است؟! چه چیزی به غیر از گلولهها و بمبهای رژیم جنایتکار صهیونیسم، با این جانبرکفان همراه است. خبرنگاران در ناامنترین جای جهان، به کمک مردم شتافتهاند. کاش من هم در لبنان بودم... به مناسبت 17 مرداد روز خبرنگار، گفتوگوی کوتاهی با یکی از خبرنگاران جسور و از خودگذشتهی شبکهی خبر ایران ـ که داوطلبانه برای پوشش خبری اوضاع لبنان به قلبِ خطر سفر کرده ـ انجام دادهایم که در ادامه میخوانید: آقای قیومی، شما الان در کدامیک از شهرهای لبنان هستید؟ ـ در شهر صور. مأموریت شما تا کی ادامه دارد؟ ـ قاعدتاً باید تا پایان بحران رژیم صهیونیستی و جنگی که به وجود آورده، استمرار داشته باشد، اما من دوشنبه به ایران بازمیگردم و یک گروه دیگر جایگزین میشود اوضاع امنیتی منطقه برای خبرنگاران چطور است؟ ـ الان در صور، شرایط جنگی است و نباید انتظار داشت شرایط امنیتی را که معمولاً در مأموریتهای داخل کشور یا خارج از کشور وجود دارد، داشته باشیم. ما تمام شرایط امنیتی را لحاظ میکنیم؛ با توجه به این که رژیم صهیونیستی، خبرنگاران را هدف قرار میدهد و حتماً در جریان هستید که خانم نجیب (خبرنگار لبنانی) در صور کشته شد. لذا باید تمام شرایط امنیتی را لحاظ کنیم. ما در این جا سعی میکنیم همهی مراوداتمان حساب شده و با فکر و اندیشهی درست باشد تا دچار مشکل نشویم. در حال حاضر دغدغهی اصلی شما چیست؟ در کار حرفهای خودم دوست دارم اطلاعرسانی درست و دقیق انجام دهم، اما من فاجعهی قانا را از نزدیک دیدم، بیش از 37 کودکی را که در آنجا کشته شدند، به چشم خود دیدم. دغدغهی اصلی من ـ صادقانه عرض میکنم ـ این است که نکند دیگر کودکی را در لبنان مجروح و یا خدای نکرده کشته ببینم، چون من خودم یک دختر کوچولو دارم. دوست دارم هر چه سریعتر جنگ خاتمه پیدا کند، مردم لبنان به خانه و زندگیشان بازگردند و از نو زندگی را آغاز کنند. در حال حاضر، مردم در بعضی شهرهای لبنان، همه ناراحت و نگراناند و خواب ندارند. اینها همه از دستاوردهای رژیم صهیونیستی است. برای ایران و خانواده، احساس دلتنگی نمیکنید؟ ـ این موضوع، طبیعی است و هر انسانی که عاطفه دارد، هر انسانی که مهر و محبت دارد، دلش برای خانوادهاش تنگ میشود و با شرایط اینجا، وقتی که میبینیم خانوادههایی که در لبنان آواره و دور از هم هستند چقدر نگرانِ یکدیگرند، قاعدتاً ما که صدها کیلومتر از هم فاصله داریم، باید بیشتر نگران باشیم و مهمتر از همه این که خانواده نیز نگران هستند؛ نه تنها خانواده بلکه دوستان نزدیکمان هم محبت کردهاند و به شیوههای مختلف ـ شاید گفتنِ آن درست نباشد ـ بعضیها نذر کردهاند و حتی یکی از دوستان لطف کرده و برای بازگشت ما، قرآن را ختم میکند. همهی اینها نشان میدهد که نه تنها خانواده، که هموطنانمان نیز نگراناند. 17 مرداد روز خبرنگار و روز مَرد است. پیشاپیش این روز را به شما تبریک میگویم. میخواستم ببینم از نظر شما خبرنگار واقعی چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟ ـ من هم این روز را پیشاپیش به همهی مردم نوعدوست ایران تبریک میگویم. خبرنگار واقعی کسیست که واقعیتها را انعکاس دهد، خبرنگار واقعی کسیست که اهل ریسک باشد و عافیتطلب نباشد، خبرنگار واقعی کسیست که استقلال فکری داشته باشد، خبرنگار واقعی کسیست که تریبون مردم باشد و خبرنگار واقعی کسیست که خودش باشد. اینها ویژگیهای یک خبرنگار واقعیست. به نظر من، خبرنگاری یک شغل نیست، به معنای دقیق کلمه، یک عشق و یک هنر واقعیست و هر کسی در این عرصه برای خبرنگاری نیامده باشد، باقی نخواهد ماند. آنهایی که به دنبال اسم و رسم خبرنگاری هستند پس از مدتی خواهند رفت، چون تاب و توان مشکلات و سختیهای خبرنگاری را ندارند و بالاخره این عرصه را ترک میکنند. خبرنگاری، عشق است و کسانی در این عرصه میمانند که به خبرنگاری عشق بورزند، آن را دوست داشته باشند و برای مردم آمده باشند. خبرنگار، کسیست که بتواند موانع را از سر راه بردارد. خبرنگار باید با قوت هر چه تمامتر، کارش را ادامه دهد. چه صحبتی برای همکارانتان در ایران دارید؟ ـ البته همهی خبرنگاران ایران، دوستان و همکاران من هستند و عرض من به خدمتشان این است که به معنای دقیق کلمه، خبرنگار باشند، سعی کنند به مردم خدمت کنند، برای مردم خبر تهیه کنند و به خوبی به رسالتشان عمل کنند. برای مردم ایران چه پیامی دارید؟ ـ همراهی هر چه بیشتر مردم و پشتوانهی خبرنگار بودن را از صمیم قلب خواستارم و این که خبرنگاران را بیش از پیش و به معنای تخصصی و خاصاش بشناسند. از خانوادهتان ـ خصوصاً دختر کوچولوتان ـ چه انتظاری دارید؟ ـ برای همسر و دخترم آرزوی موفقیت دارم. به خاطر همکاریشان، آنها را هم همراه یک خبرنگار و حتی خبرنگار میدانم. دوست دارم دخترمبا واقعیتها بیشترآشنا شود. هنگامیکهمن وارد این شرایط سخت شدم، به همسرم توصیه کردم زمانی که مرا در تلویزیون میبیند، به سارا، مقاومت و ایستادگی را یاد دهد و هیچگاه، نگرانی و ناراحتیِ دوری و خطر را به دخترم منتقل نکند و سعی کند از او، یک سارای مقاوم، یک سارای خبرنگار و یک سارای آزاده بسازد. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه