Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این‌ از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر این‌که به خانه‌های خود برگردند.
[ دیروز ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

قلعه دیگر جای تو نبود

قلعه دیگر جای تو نبود
 عبدالرحمن ابراهیمی - دبیر بازنشسته آموزش و پرورش
اداره آموزش و پرورش شهرستان دشتی (خورموج) از بدو تأسیس تاکنون رؤسای متعددی را به خود دیده است و اغلب آن ها در حد توان خود سنگی بر روی دیوار این اداره‌ گذاشته و در راه اعتلاء و شکوفایی آن کوشیده‌اند. نام و یادشان گرامی و مستدام باد. جا دارد در این راستا بر دوره‌ی ریاست آقای تاج‌الدین بیشتر دقیق شویم و با درنگی بر دوره‌ی ایشان آن را به زیر ذره‌بین نقد بگذاریم. وی به نوعی محصول دیر رسیده‌ی دوم خرداد و تحت‌تأثیر خیزش عمومی مردم در بر نشاندن آقای خاتمی بر کرسی صدارت بود و تحت همین تأثیر و تفکر ماند و در همین زمینه به مطالعه پرداخت و توانست بر غنای فکری خود بیفزاید. البته رویکرد ایشان به جنبش اصلاحات و مطالعه و تفکر در زمینه‌ی اصطلاحات به معنی این نیست که ذهنیت وی صددرصد خالی از رسوبات محافظه‌کاری و سنت گرایی بازدارنده باشد. حوادث و ناکامی‌های پیوسته‌ی خاتمی و توان‌مند شدن حریفان محافظه‌کار، آقای تاج‌الدین را بر خلاف خیلی از به اصطلاح اصلاح‌طلبان شهر متزلزل و دل نگران آینده‌ی پست و مقام نکرد و همچنان صریح و صادق بر همین باور ماند. اصلاح‌طلبانی بودند که یِار فکر و اندیشه‌ی آقای خاتمی بودند ولی به علت دغدغه‌ی حفظ موقعیت دل با غیر داشتند و برای این‌که ملامت یاران رقیب، دامن موقعیت‌شان را نسوزاند، گوشه‌ی چشمی هم به آن‌ها نشان می‌دادند. آقای تاج الدین اصولاً اهل این جماعت عافیت‌طلب نبود. ایشان شجاعت، مهربانی، صداقت، تواضع و مردم‌داری را که از مشخصه‌های جامعه‌ی روستایی است با زیرکی و هوشیاری و کنجکاوی و آینده‌نگری و دقت و نظم و انضباط و قانون‌مندی که از مشخصه‌های جامعه‌ی شهری است با هم آمیخته و از ترکیب و مجموعه‌‌ی آن‌ها صاحب شخصیتی وزین‌ و گیرا شده بود و در پرتو همین شخصیت توانست با موفقیت و خودشناسی به اداره‌ی این سازمان بپردازد. البته پافشاری ایشان به اجرای دقیق قوانین و انجام وظایف و اختیارات محوله برایشان بی‌دردسر هم نبود. دردسری که رؤسای محترم و جبهه بعد از دوم خرداد این اداره از آن پرهیز داشتند و به بهانه‌‌ی این‌که مجبور بودند یا زور آن‌ها زیادتر بود از اجرای قانون و لذا ایجاد دردسر برای خود پرهیز می‌کردند. همین شجاعت و به دنبال دردسر رفتن آقای تاج‌الدین بود که در اردیبهشت 84 از گروه موسیقی محلی بوشهر، آقای وزان و همراهانشان دعوت کرد تا در مراسم ایام هفته معلم و نشستی که به همین مناسبت در سالن فجر خورموج برگزار شده بود به اجرای موسیقیِ محلی بپردازد. این دعوت هر چند خلاف شرع و قانون نبود و سال‌ها است که این نوع موسیقی از شبکه‌ی سراسری و اخیراً استانی بوشهر پخش می‌شود در خورموج غوغا به پا کرد و مخالفین سیاسی شروع به فعالیت جهت عدم برگزاری آن نمودند، حتی مشایخ شهر و رئیس وقت سازمان را با خود همراه نمودند و مجّداً خواستار لغو این مراسم شدند. ولی آقای تاج‌الدین با درایت و زیرکی خاص خود از آن‌ها خواستار ارائه دلیل و مستندات قانونی شد، چیزی که آن‌ها نداشتند ناچار مخالفین کار را به کدخدامنشی کشاندند و از آن طریق خواستند مانع برگزاری آن شوند ولی باز هم نتیجه نگرفتند و مراسم در حضور انبوه جمعیت برگزار شد و چه زیبا هم برگزار شد. آقای وزان با صدای گرم و پرطنین خود همراه با شادی حضار شروع کرد به خواندن: «قلعه دیگه جِی تو نبو» و شاید آقای وزان با این شعر داشتند فال دولت اصلاحات و مدیران کوچک و بزرگ آن را می‌گرفتند. خوابی که به زودی تعبیر گردید و شامل حال آقای تاج‌الدین هم شد و ایشان ردای ریاست را روی میز صدارت اداره گذاشت و خداحافظی نمود. اوج شجاعت و دنبال دردسر رفتن این روستا‌زاده‌ی با تدبیر و خوش تبار در هنگام انتخابات نهمین دوره‌ی ریاست جمهوری بروز و ظهور یافت که ایشان پابه‌پای دوستان در ستاد دکتر معین حاضر شد و بیشتر کارها و زحمت‌ها را به دوش کشید و تمام شب‌های قبل انتخابات تا پاسی از بامداد گذشته در ستاد ماند. در هر حال انتظار می‌رود که نوسانات پی‌درپی اجتماعی و گسل‌ها و بریدگی‌های فرهنگی و نسلی که جزء فرهنگ این مرز و بوم گشته و دلواپسی و دل‌نگرانی از تأمین معاش خانواده موجبات کژی قامت این راست قامتان نگشته و همچنان بتوانند برای خود بین مردم بیش از پیش‌ِ کسب وجاهت و مقبولیت نموده و برای جامعه‌ی خود نیز در هر پست و جایگاهی که هستند. مفید واقع شوند.