Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این‌ از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر این‌که به خانه‌های خود برگردند.
[ دیروز ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

ماجرای دلدادگی بشیرخان : کاکا سیاه ملک‌التجار بوشهری

ماجرای دلدادگی بشیرخان : کاکا سیاه ملک‌التجار بوشهری
این ترجمه را به دوست فرهیخته‌ام
مهندس "ابراهیم فروزانی" تقدیم می‌کنم
نوشته: وانسه مارتین ترجمه: حسن زنگنه

بخش دوم
ازدواج برده با زنی آزاده
این بود شرح حال خاندانی که بشیر در آن چشم به جهان گشوده بود. تا پیش از رویداد‌های سال 1889، اثری از بشیر در دست نیست، هر چند فرار او با معشوقه‌اش، ماجرای دیگری است. بشیر سال‌ها با وقایع نگار بالیوزگری، آقا محمد رحیم، روابط صمیمانه داشت و همسرش هم با دختر او دوست بود.(23)
اما آقا محمد رحیم بنا به دلایلی که آن را ننگ آور می‌خواند کوشید تا به این روابط پایان دهد که در نتیجه‌‌ی آن دختر او با خانواده‌اش قهر کرد. چنین می‌نماید که بشیر در این مرحله طرح می‌ریزد تا با دختر آقا محمد رحیم فرار کند(24)ـ احتمالاً برای استحکام روابط موجود که آرامش آقا محمد رحیم را به هم زد و هم این که اقدامات او را خنثی کرد. این حرکت از قبل طراحی شده بود زیرا دختر با مقداری جواهرآلات، پوشاک و مبلغ 36000 قران ـ مثلاً به عنوان جهیزیه ـ فرار کرد. ظاهراً ازدواج سر می‌گیرد زیرا یکی از سادات محل می‌گفت که بشیر در 13 آوریل1889 از او خواسته بود تا مراسم عقد را جاری کند و او زوجه را به عنوان کلفت محلی خود و دختر رحیم باغبان ـ که فردی پیله‌ور بودـ معرفی می‌کند. سید اعتراف می‌کند که مراسم ازدواج در 24 آوریل انجام گرفته، بنابراین ظاهراً آن‌ها می‌بایست در همان روز فرار کرده باشند.(25) موقعی‌ که رحیم اطلاع یافت که دخترش فرار کرده است رهسپار خانه‌ی بشیر شد و خواستار مراجعت او به خانه گردید. در آن موقع بشیر در خانه نبود و آقا محمد رحیم علیرغم درگیر شدن با غلامان بشیر، که یکی از آن‌ها هم زخمی می‌شود، دخترش را به زور از خانه خارج می‌کند.(26) به دنبال این ماجرا هم بشیر و هم آقا محمد رحیم به مبارزه‌ی بی‌امان می‌پردازند تا برای تأئید نقطه نظرات خود حمایت علما را به دست آورند و احکام شریعه را برای این موضوع خانوادگی به اجرا در آورند. آقا محمد رحیم مدعی می‌شود که دخترش ناقص العقل است(27) و از یکی از مجتهدین (سید حسن دشتی) حکمی به دست می‌آورد مبنی بر این که دختر ناقص‌العقل بدون اجازه‌ی پدر یا ولی نمی‌تواند ازدواج کند ـ در این حکم به صراحت اشاره شده بود که دختر بالغ و عاقل می‌تواند چنین کاری انجام دهد. بشیر هم کوشید تا با دادن رشوه به بعضی از متنفذین نظر موافق آن‌ها را جلب کند، اما در این مورد طرفی نسبت. او آن گاه عریضه‌ای به نایب حکمران نوشت و از او درخواست کرد تا از انگلیسی‌ها بخواهد که آقا محمد رحیم را وادارند تا دختر را تحویل دهد. بشیر شاکی بود که آقا محمد‌رحیم در حین ربودن دختر، زوجه‌ی دیگر او را زخمی کرده، به دو کنیز او کتک زده و غلامی را هم مجروح کرده است. آقا محمد رحیم که اکنون به سستی استدلال نخست خود ـ مبنی بر ناقص العقل بودن دختر ـ پی می‌برد از بعضی علما استفتاء نمود که آیا ازدواج دختر بدون رضایت پدر با یک نفر غلام ـ بدون رضایت ارباب ـ معتبر است یا نه، از قرار معلوم همه‌ی علما می‌گویند که این ازدواج فاقد وجاهت قانونی است مگر یکی از آن‌ها که می‌گوید در بوشهر مجتهد صلاحیت‌داری نیست که بتواند در این باره حکم کند، ضمناً در این موقع تلگرافی از تهران دریافت می‌شود دایر بر این که این ازدواج معتبر است. از نظر مقامات محلی این رویداد پیچیده می نمود، زیرا انگلیسی‌ها قاطعانه می‌گفتند که بشیر با این اقدام عملاً آن‌ها را نشانه گرفته است. نظر انگلیسی‌ها این بود که فرار بشیر با معشوقه‌اش توطئه‌ای بوده تا اعتبار و حیثیت انگلستان لکه‌دار شود و محرک آن ملک التجار بوده که در سال 1887ـ زمانی که حکمران بنادر خلیج فارس بود ـ دشمنی و کارشکنی خود را علیه انگلستان به منصه ظهور رساند.(28) انگلیسی‌ها بر این باور بودند که بشیر با تضعیف سیستم جمع‌آوری اطلاعات انگلستان که آقا محمد رحیم به عنوان وقایع نگار تا حدودی مسؤول آن بود، مواضع انگلستان را مورد حمله قرار داده است. در این گیرودار موقعیت ناگوار مقامات محلی به وخامت بیشتری گرائید زیرا شاه در لندن بسر می‌برد و آن‌ها از حمایت‌ها و ارشاد‌های او بی‌بهره بودند.(29)
سعد الملک حکمران بوشهر، در بدایت امر چون تحت تأثیر نفوذ انگلیسی‌ها قرار گرفته بود تصمیم گرفت تا با تشکیل "مجلسی" این قضیه را حل و فصل کند و بشیر را به عراق تبعید کند و جواهرات را از او پس بگیرد. لذا ملک‌التجار و خویشاوند او حاج آقا محمد معین‌التجار وارد معرکه شدند. با وجودی که ملک‌التجار، که در آن موقع در هند به سر می‌برد، هر گونه اطلاع از فرار بشیر را انکار می‌کرد، مع‌الوصف او با معین‌التجار که درصدد بر آمده بود تا از بشیر حمایت کند، همکاری می‌کرد. گفته می‌شد آن‌ها به حکمران پیشنهاد پرداخت 20000 قران داده تا او قضیه را به نفع بشیر فیصله دهد.(30) حکمران بوشهر اکنون از امکان تفویض مسئولیتی به بشیر، انتصاب او به عنوان حکمران بندر عباس یا اجاره دادن گمرک آن جا به او سخن به میان می‌آورد. با وجود این او معتقد بود که بشیر عرف را زیر پا گذاشته است و منظورش این بود که بشیر با ازدواج با این دختر بدون رضایت پدرش از آداب و رسوم محل سرپیچی کرده است و به دیگر سخن قانون عرف از آقا محمد رحیم حمایت می‌کند. (31) او حتی می‌گفت که ناخوشایند‌ترین مساله‌ی او پرداختن به بخش مذهبی قضیه است و بقیه چندان دشوار نیست.
مبارزه‌ی انگلیسی‌ها برای حفظ حیثیت خود
انگلیسی‌ها که به طور بی امان از حیثیت خود دفاع می‌کردند، نقطه نظر آقا محمد رحیم را بی هیچ چون و چرا تأئید نموده و استدلال می‌کردند که هیچ مسلمانی حق ندارد زن مجردی را اغفال کرده و با او بدون رضایت پدرش ازدواج کند، خواه دختر مایل باشد خواه نه.(32) از سوی دیگر استدلال دار و دسته‌ی بشیر هم این بود که دختر در این ماجرا با بشیر هم‌دست بوده است – بدین معنی که او با اراده خود خانه پدرش را ترک کرده است و آن‌ها با هم پیمان بوده‌اند. اما واکنش‌های مخالفان این بود که فرار دختر اهانتی آشکار به آقا محمد رحیم (و انگلیسی‌ها) است. انگلیسی‌ها مطمئن بودند که نقطه نظراتشان مطابق با تعالیم اسلام است.(33) زیرا رویداد مشابهی در خشت اتفاق افتاده بود که در جریان آن برده‌ای به همراه زنی بدون رضایت پدرش فرار می‌کند، اما او تحت فشار قرار می‌گیرد و زن را تسلیم می‌کند. حاج شیخ عبدالعلی امام جمعه اظهار می‌دارد که چون این ازدواج بدون اجازه‌ی پدر بوده لذا فاقد وجاهت قانونی است. بنابراین زن طلاق می‌گیرد و دوباره ازدواج می‌کند. و اکنون دارای چند فرزند است.(34) انگلیسی‌ها استدلال می‌کردند که این گونه اعمال تجاوز به اصول اخلاقی حاکم بر خانواده‌ها و تعرضی به اقتدار مقامات محلی است و حکمران باید با بشیر برخورد کند.(35) حکمران درمانده‌ی بوشهر که می‌دانست اگر نتواند قبل از مراجعت شاه این آشوب را بخواباند، موقعیت او حتی آسیب‌پذیرتر هم خواهد شد، پیشنهاد کرد که بشیر، بدون این که تنبیه بدنی شود چند ماهی به تبعید فرستاده شود. اما انگلیسی‌ها خواستار پرداخت 5000 تومان غرامت به آقا محمد رحیم، گوشمالی و تبعید بشیر بودند. بنا به درخواست ملک‌التجار حکمران و معین التجار بار دیگر مجلسی را تشکیل دادند تا راجع به رهایی بشیر به بحث و تبادل نظر بپردازند. بدینوسیله نقش مشاوره در امور سیاسی روز در ایران به نمایش گذاشته شد. در این جلسه موافقت گردید که معین التجار، شخص بشیر و اموال و ادعاهای او را ضمانت کند. بنابراین مجازات بشیر به پرداخت جریمه تخفیف یافت و او می‌بایست رهسپار عتبات شود.(36) بنابراین بشیر عمارت‌های خود ـ در داخل و خارج شهر ـ را نزد معین التجار به گرو گذاشت و برای تأمین وثیقه‌ی بیشتر ـ در صورتی که اموال او به سقف 500 تومان نمی‌رسید ـ جواهرات خود را هم به رهن گذاشت.(37) موقعی که بشیر از چهار برج ـ مقر حکمران بوشهر ـ آزاد گردید، متوجه شد که بیشتر اسباب و اثاثیه‌ی خانه‌اش از جمله یک دستگاه ماشین یخ سازی و یک عدد پیانو مفقود شده است، زیرا آقا محمد رحیم در موقع ربودن دخترش این اجناس را هم از خانه بشیر بیرون برده بود. بشیر همسر و نوکرانش را ملامت کرد و طوری آن‌ها را به باد ناسزا گرفت که همه پا به فرار گذاشتند.(38) حکمران که ظاهراً بیمناک وقوع هر گونه شورش بود از آن‌ها تعهد گرفت که به آن‌جا مراجعت نکنند و از بشیر هم اقرار کتبی گرفت که او به حکمران پولی پرداخت نکرده است. بنابراین بشیر در 26 ژوئیه 1889 با کشتی پستی عازم بصره شد تا از آن جا رهسپار کربلا گردد. در موقع عزیمت بشیر تعداد زیادی از حامیانش او را بدرقه کردند.(39) تا مارس 1890، علیرغم اعتراض انگلیسی‌ها، به دعاوی آقای رحیم بابت غرامت جواهرآلات، ترتیب اثر داده نشد، زیرا مقامات ایرانی همکاری نمی‌کردند.(40) بی‌تردید مقامات ایرانی پی می‌بردند که ادعای آقای محمد رحیم فاقد وجاهت ملی است و آن‌ها می‌بایست برای پیگیری و رسیدگی به موضوع آراء و نقطه نظرات محلی را مورد توجه قرار دهند. چون نسبت به دعاوی انگلستان هم دلی و همسوئی هرگز وجود نداشت بنابراین افکار عمومی علیه نفوذ انگلستان می‌توانست مقامات را تحت فشار قرار دهد که بی هیچ تردید علت بروز آشوب‌های هولناک همین تهدید نهفته بود.
دولت ایران و مساله نظم و آرامش
مقامات ایرانی به همین دلیل ـ امکان بروز آشوب -نمی‌خواستند که بشیر برگردد.حکمران بوشهر در آوریل 1890 به امین السلطان هشدار داد که برگشت بشیر به مصلحت نیست، به خصوص این که او مالک مستغلات معتبری در بوشهر است که او را فردی پر نفوذ ساخته است.(41) از این گذشته "غلامعلی" برادر بشیر که هنوز کاکا سیاه ملک‌التجار بود، احتمالاً به تحریک ملک ـ که در آن موقع در هند به سر می‌بردـ آقا محمد رحیم را متهم می‌کرد که او با حمایت اجنبی مخالفان را سرکوب می‌کند. (42) بشیر هم از آقا محمد رحیم می‌خواست که ادعای خود را مطابق با اصول شریعه به اثبات رساند. سعدالملک به خوبی می‌دانست که دشوار ترین بخش این رویداد جنبه‌ی مذهبی آن است زیرا علمای بوشهر و عتبات به طور استثنائی وارد این قضیه شده بودند و هر دو طرف دعوا برای اثبات استدلال‌های خود قاطعانه تقلا می‌کردند. بشیر، شیخ زین‌العابدین مازندرانی، از علمای بلند مرتبه‌ی کربلا را قانع کرد تا در ژوئن 1890 به امین السطان تلگراف زند و به او بگوید که بشیر درکربلا به حرم مطهر پناه آورده است، لذا برای رجوع‌زوجه‌اش و استرداد اموال او ـ که مصادره شده است ـ باید به او همه گونه کمک و مساعدت کرد.(43) اما با همه این‌ها آقا محمد رحیم در اواخر سال 1890 دخترش را به ازدواج فردی به نام محمد خلیل در آورد. بنابراین حکمران بوشهر در مارس 1891 به بالیوز اعتراض کرد که نادیده گرفتن احکام شرعی علمای عراق اقدامی بسیار ناپسند است .(44) او سپس به ازدواج دختر آقا محمد رحیم و مراسم زفاف او اشاره کرد و آن را "ننگین و شرم‌آور" خواند و در عین حال وقوع شورشی را پیش بینی نمود به خصوص به این دلیل که این ازدواج احساسات دینی علما را جریحه دار می‌ساخت. حکمران خردمندانه می پذیرفت که این اقدام آقا محمد رحیم از روی عمد نبوده تا شورشی به بار آورد، که در غیر این صورت می‌توانست او را مقصر بشناسد. او قویاً به انگلیسی‌ها توصیه کرد تا اقدامات محمد رحیم را مهار کرده و کاری کنند این موضوع دهان به دهان نشود تا شاید بتوان علما را آرام کرد. انگلیسی‌ها که احتمالاً به فرق بین امضاء عقد نامه ازدواج و انجام مراسم زفاف به شیوه مسلمانان توجه نکرده بودند از درک این موضع هم عاجز بودند که مردم تصور خواهند کرد که آن‌ها می‌خواهند اقتدار و حرمت علما را تضعیف کنند،. از طرفی چون تحلیل آن‌ها بی‌اندازه سطحی و کم مایه بود تصور می کردند که حکمران به تحریک دولت می‌خواهد راه بروز اغتشاش را هموار کند. ضمناً چون در این اثنا مسئولیت‌ این موضوع به طور مستقیم با دولت مرکزی بود مقامات مسؤول در بوشهر بیش از این نمی‌خواستند راجع به آن بحث و تبادل نظر کنند