![]() |
||||
|
|
||||
|
روز عشقروز عشق
17 مرداد روز پدر و روز خبرنگار است. روزی چون روزهای دیگر؛ روز مادر، روز دانشآموز، روز معلم و ... میدانی چرا روزها را نامگذاری کردهاند؟ من فکر میکنم این روزها، مثلاً برای قدردانی از پدر، مادر، معلم و ... نامگذاری شدهاند. در صورتی که اینگونه نیست. تو چه فکر میکنی؟ مطمئناً نظر مرا رد کرده و میگویی: برو بابا، تو هم که همیشه آیهی یأس میخونی! ولی نه عزیز؛ اینگونه که فکر میکنی، نیست. دلیل مخالفت من، این است که وقتی حرمتها را به طور کامل نگه نمیداریم، وقتی حریمها شکسته میشود و وقتی دلها را به راحتی میشکنیم، این روزها دیگر معنایی ندارند. اگر با آن روشی که در پیش گرفتهای، همهی دنیا را نیز به پای آن دو بزرگوار (پدر و مادر) بریزی، هیچ فایدهای نخواهد داشت. هر گاه من و تو، روش احترام و قدردانی را آموختیم، آنگاه اجازه داریم گل زیبا را به همراه هدیهای به دست بگیریم و به گلِ خوشبوتر و همیشه ماندگارِ زندگیمان هدیه کنیم. و اما خبرنگار... میدانی خبرنگار یعنی چی؟ عدهای، این موجود را فضول و حتی کنه میدانند؛ ولی آیا میدانی اگر همین موجودِ به ظاهر فضول نبود، تو از وقایع دنیا عقب میماندی. شاید بگویی: نباشد، اینترنت و ماهواره که هست! آری هست، اما آیا همان تصاویری که به نظاره نشستهای، برای تو، گویای همه چیز است؟ خبرنگار و عکاس، مکمل همدیگر هستند. خبرنگاران عاشق و جسوری چون قیومی و گروسی که جانشان را کف دست نهادهاند و برای آگاهی هرچه بیشتر تو از اوضاع پیرامونت، در صحنههای جنگ نیز حاضر میشوند. با آنکه میدانند از کمترین امنیت جانی برخوردار نیستند و همیشه مورد هدف دشمن قرار میگیرند، و یا خبرنگارانی که برای پوشش خبری مانور دریایی یا ... سوار بر هواپیماهای فرسودهی داخلی میشوند، هواپیماهایی که ذرهای امنیت ندارند، مانند حادثهی سقوط هواپیمای 130C در سال 84 که تعداد زیادی از خبرنگاران خوب کشور را از دست دادیم، و یا خبرنگارانی که جان خود را بر اثر لج و لجبازی تعدادی از سیاسیون از دست میدهند، و باز هم خبرنگارانی که بدون هیچگونه حامی، پا به این عرصهی پرخطر نهادند. آری؛ برای وارد شدن به این عرصه، باید عاشق بود، عاشق مردم. همین و بس. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه