![]() |
||||
|
|
||||
|
ورزش استان بوشهر و کوچهی علی چپورزش استان بوشهر و کوچهی علی چپ
عبدالعزیز افتخاری ـ گناوه فکر نکنم شهرداری آن را نام گذاری کرده باشد، یا در شهر بخصوصی وجود داشته باشد، یا اصلاً کسی آن را کشف کرده باشد و یا یک اصطلاح باشد. کوچهی علی چپ را میگویم! اما هر چه هست میتوان به آن کوچه رفت و یا سرکشی کرد و یا این که سرک کشید! ورزش ما هم پر از این کوچههاست که خیلیها به آن سرکشیدهاند. دوست دارید به کدام کوچه سرک بکشید میخواهی رئیس ادارهات را کله پاکنی به تیم سقوط کرده، به دسته دو، بگو در مسابقات شرکت نکن تا این یارو از این شهر برود، خودم که رئیس شدم شما را به دسته یک میآورم! وقتی که به آرزویت رسیدی و در وفای به عهد ناتوان شدی برای خلاصی، خود را بزن به کوچهی علی چپ! در ادارهای هستی، مسئولیتی هم داری، وقتی که آن پست را از دست دادی، همهی کاسه کوزهها را سر رئیس جدید بشکن و کارهای درست زمان خودت را هم خلاف جلوه بده و زمین و زمان را خبر کن و بگو که بیت المال بر باد رفت و خود را بزن به کوچه …! دوست داری مدیر باشگاهی را از تخت به زیر بکشی؟ شعار بده که اگر من مدیر شدم هیچ احتیاجی به پول ندارم. آن قدر از ریشهر تا بوشهر و از عربستان تا ترکستان پول بیاورم که نیازی به گدائی از استانداری و تربیت بدنی نباشد و چون نتوانستی، حرفهایات را فراموش کن و یکراست برو سرکوچه …! چنان چه خواستی مردم بدانید شما ورزشدوستی، 60 میلیون تومان پول ورزش را در جای دیگری خرج کن، بعد بگو خیابان ساختم برای سایت ورزش و از همان خیابان دور بزن سر کوچه …! و اگر تمایل داشتی در گماردن داور بیطرف باشی داور وسط را بیگانه بگذار و دو همشهری خودت را بگذار پشت خط و چون فکر میکنی کسی پشت پرده فوتبال را نمیبیند استارت بزن به امید کوچه …! عاشق پست و مقامی؟ کت و شلوار بپوش، خودت را کشته و مردهی ورزش جلوه بده، وقتی معروف شدی و به پست رسیدی، با ماشین هواداران ورزش مجانی برو به کوچه …! میخواهی برای باشگاهت پول جمع کنی هر ساله فریاد بزن که اگر کمک نکنید امتیاز این تیم را به تهران و بغداد و ناکجا آباد میفروشم. پول که جمع شد، سال بعد هم زودتر خودت را برسان به کوچه...! حالا اگر خواستی تیم مورد علاقهات را به دستههای بالاتر بیاوری به هیچ دستهای رحم نکن، به تیمهای با سابقه و بیسابقه هم نظر نیانداز، پشت سرت را هم نگاه نکن و یک راست برو سراغ کوچه...! کیفت کشید که همیشه مسئول باشی، هیچگاه سراغ حساب و کتاب نرو، خودت را به بیماری بزن یا این که غش بکن، چه میدانم یا این که بگرد پی کوچه…! خودم هم بعضی وقتها چیزهای مینویسم، تازه اگر کسی پرسید، میگویم طنز بود. مگر نشنیدی میگویند به شهر کورها که رسیدی دست روی چشمهایت بگذار، خوب با اجازهی بعضیها، ما هم زدیم به کوچه …! اینها را که خواندی با شما هم بودم بیزحمت خود را نزن به کوچه علی چپ! |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه