Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این‌ از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر این‌که به خانه‌های خود برگردند.
[ دیروز ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

مدیر یک شرکت تولیدی :قانون کار فعلی را قبول دارم

مدیر یک شرکت تولیدی :
قانون کار فعلی را قبول دارم
پگاه ایزدپناه ـ خبرنگار نصیر بوشهر: کارگاه کوچکی است. 5 کارگر نه چندان جوان در آن مشغول به کار هستند. مدیرعامل به شرط ننوشتن نام خود و شرکتش بالاخره می‌پذیرد که به سؤالاتم پاسخ دهد.
در ابتدا نظرش را در مورد دستمزد دوگانه پرسیدم، ولی پاسخ درستی دریافت نکردم، چون به گفته‌ی او، به لحاظ دستمزد مشکلی ندارد ولی مشکلات خود را بیمه و ترس از نیروی کار جدید عنوان کرد.
او گفت: مشکل ما بیمه است. ما حریف بیمه نمی‌شویم. پول بیمه این کارگران 281 هزار تومان است. 13 هزار تومان را بیمه و 250 هزار تومان باقیمانده را خودم می‌پردازم. بیمه از من 30% می‌گیرد.
وی راجع به ترس از نیروی کار جدید می‌گوید: کارگرانی که این جا مشغول به کار هستند همه سابقه‌ی 15 تا 20 سال دارند. حال اگر بخواهم نیروی جدید بیاورم برای من صرف نمی‌کند، چون نیروی جدید می‌خواهد کارآموزی کند و از کجا معلوم که پس از گذشت 6 ماه، نزد من بماند.
او با قانون کار مشکلی ندارد و می‌گوید: من قانون کار فعلی را قبول دارم.
این مدیر که در ابتدا حاضر به مصاحبه نبود، حال یکایک مشکلاتش را بدون توجه به سؤالات من، بازگو می‌کند.
وی ادامه می‌دهد: باور کنید تا امروز، بانک‌های خصوصی و دولتی به دنبال من هستند که شرکتم را بفروشم و پولش نزد آن‌ها بگذارم و 18% نیز بگیرم. چرا یک تولید کننده باید 15% بگیرد ولی من و امثال من که در این کارخانه‌ها عمر، سرمایه و زندگی‌مان را گذاشته‌ایم و استهلاک زیادی داریم، در آخر کار متوجه می‌شویم که چیزی برایمان باقی نمانده؟ هیچ‌کس این کار را نمی‌کند و همه به کارهای زودبازده روی می‌آورند.
او با اشتغال پایدار کاملاً موافق است و در این خصوص می‌گوید: رئیس‌جمهور می‌گوید تولید کنید، راست می‌گوید، ولی چه کسی تولید می‌کند؟ الان چه تولیدی بکنیم؟ من الان اگر بخواهم سرمایه‌گذار شوم، چه تولیدی باید داشته باشم؟ مگر این که دولت بخواهد پولی به من بدهد، من نیز خوشحال، 100 یا 150 میلیون تومان را بگیرم ولی هنگام پس دادن، با مشکل مواجه شوم. چون مشکلات کارگران جدید و سایر مشکلات به آن اضافه می‌شود. به همین دلیل است که امروز به جای تولیدی‌ها، شاهد راه‌اندازی سوپرمارکت‌ها و فروشگاه‌های متعدد هستیم. تا زمانی که تولید حماید نشود، وضعیت به همین صورت و چه بسا بدتر خواهد بود.
وی همچنین گفت: دارایی به من می‌گوید باید 15% برای سودت حساب کنی، در صورتی که فلان فروشگاه فقط 5% . چرا من که تولیدکننده هستم باید 5 میلیون تومان اضافه بر آن‌ها پرداخت کنم؟ چرا 3% عوارضی که از یک تولیدکننده گرفته می‌شود، از صاحب آن فروشگاه گرفته نمی‌شود.
او مشکل بعدی را کارگر عنوان کرد و اظهار داشت: فروشگاه، کارگر ندارد، با بیمه نیز سر و کار ندارد، ولی ما باید بالای سر کارگران‌مان باشیم. من با اشتغال پایدار موافقم چون کار من نیز تولیدی است و با وجود تمامی مشکلات، همچنان ایستاده‌ام ولی جوان‌های این دوره نمی‌توانند تحمل کنند.
لحظه‌ای مکث او، منجر به سؤال بعدی من شد.
او دلیل وجود مشکلات متعدد پیش روی صنعت را، حمایت نکردن دولت دانست و یادآور شد: دولت می‌گوید من حمایت می‌کنم، در صورتی که عملاً حمایت نمی‌کند. اگر می‌بینید کسی جرأت نمی‌کند روی سرمایه‌گذاری ریسک کند، دلیلش فقط عدم حمایت دولت است، سرمایه‌گذاران فقط اسماً حمایت می‌شوند. حمایت فقط پول دادن به تولید نیست، وگرنه رئیس‌جمهور می‌گوید پول بدهید، ولی پول تنها مشکل تولیدی ما نیست. مشکلات ما عوارض 3% است. این عوارض را چه کسی می‌دهد؟ من در برابر کسی که عوارض 3% نمی‌دهد ضعیف هستم.
وی همچنین گفت: انتظار دارم همانطور که من از کارگرانم دفاع می‌کنم، دولت نیز حامی تولیدکننده‌اش باشد.
در پایان او نظرش را نسبت به عملکرد وزارت کار، خوب عنوان کرد و افزود: وزیر کار، یک مسؤول است که او را در آنجا گذاشته‌اند ولی از او خواسته شده که بیشتر از ضعیف حمایت کنند، ضعیف نیز می‌گویند چون کارگر است، ضعیف است. به عنوان مثال اگر به کارفرما بگوید 500 هزار تومان به کارگر بده، به کارفرما فشار وارد نمی‌شود و پرداخت می‌کند، ولی با همین پرداخت نکردن و فشاری که به کارفرما می‌آورند، هم کارگر را بدعادت می‌کنند و هم کارفرما را نسبت به کارگر، بد می‌کنند.