سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.
1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید [ 30/4/1387 ] [ ادامه ] |
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر اینکه به خانههای خود برگردند. [ دیروز ] [ ادامه ] |
|
|
مردم از اعضای شورا، صداقت میخواهندمردم از اعضای شورا، صداقت میخواهند
احمد شیخذاکر
بالاخره بعد از کش و قوسهای فراوان، انتخابات شورا و مجلس خبرگان هم به پایان رسید، انتخاباتی که از چند ماه پیش در محفلها بر سر آن بحثها بود. هر گروهی برای خودش برنامهای داشت و حتی بعضی از افراد به واسطهی داشتن قدرت، امیدوار به پیروزی بودند. در زمان تبلیغات شوراها شاهد نبرد عجیبی بودیم، چنان که تبلیغات خبرگان محو شد. البته طبیعی بود انتخاب خبرگان رقابتی نبود و یک نفر از بوشهر و یک نفر از استان دیگر بود که به اینجا آمده بود که مسلماً مردم بوشهر اگر انتخابی داشتند به کسی رأی میدهند که به خودشان نزدیک باشد و به این سبب کار انتخاب آسان بود. تمام دیوار شهر پُر از پوسترها و عکسهای متفاوت کاندیدهای شورای شهر بود بعضی از عکسها به خاطر این که جذاب به نظر بیایند این قدر دستکاری شده بود که با صاحب عکس زمین تا آسمان فرق میکرد. دیگر جای خالی بر روی دیوارهای شهر نمانده بود که برای پاک کردن آنها زمان نیاز هست. حتی میتوان گفت این روزها به جهت این که سرگرم خواندن شعارها و دیدن عکسها بودیم و نمیدانستیم زمان چه طور میگذرد شعارهای گوناگونی دیده میشد که اکثر شعارها در آن غلو بود که هرگز قابل عمل نبود و نیست و یا در حد وظیفهی شورا نبود. در تبلیغات غلو کردن طبیعی است اما نه به شکلی که خندهآور باشد و یا در حد قدرت و مسئولیت افراد نباشد. باید در شعارها سعی بر صداقت باشد، نباید مردم را دروغ داد، نباید چیزی گفت که خودمان معنای آن را نمیدانم و یا از انجام آن عاجز هستیم، متأسفانه در این چند روز تبلیغات کارهای ناشایست هم از کاندیدها دیده میشد مثلاً شام و نهار و یا کیسههای برنج و یا قوطی روغن به مردم میدادند تا بتوانند رأی آنها را به به نام خود ثبت کنند و یا با وعده و وعید به اهالی بعضی از محلات سعی بر جمع آوری رأی آنها میکردند. این کارها یک نوع تبلیغات است اما نه به شکلی که از راه برخی نیازها و معضلات مردم که هرگز اعتقاد به حل و فصل آن نداریم وارد شویم و باعث شویم در آینده انسانهای پاک هم زیر سئوال بروند. و یا اگر همین افراد بعد از انتخابات به سراغ آنها برویم حاضر به دادن یک لیوان آب خوردن نیستند. البته افرادی در این جمع بودند که دلشان برای مردم میتپد و دوست دارند کاری کنند.
به هر جهت انتخابات تمام شد و صحنهی نبرد به پایان رسید و اعضاء منتخب مردم هم مشخص شدند و اصلاحات و یا به عبارتی مدیران دولت آقای خاتمی به پیروزی رسیدند که پیام بزرگی دارد. در زمان تبلیغات شنیده میشد که میگفتند چرا فلانی کاندید شده است اما به اعتقاد من هر کس که میتواند برای جامعه کاری کند باید در صحنهی انتخابات حضور داشته باشد. همین که فردی میآید و کاندید میشود نشان از جرأت و شجاعت اوست. اما به هر حال بسی شکر هست که افرادی که انتخاب شدهاند از نیروهای قوی و روشن هستند. در اینجا به اعضاء شورای پیش خسته نباشید باید گفت، و اعضاء منتخب مردم باید بدانند صحنه تبلیغات هر چه بود تمام شد. اینک مردم کار و عمل صادقانه میخواهند. مردم آبادی شهرشان را دوست دارند. قدرتطلبی و کینهها را باید کنار گذاشت. از هر گروهی هستیم انسانیت را فراموش نکنیم چرا که قدرت از آن هیچکس نیست
|
|
|