![]() |
||||
|
|
||||
|
کشکول نصیر عصر اتومبیل...رجالِ عصرِ اتومبیل از آن روز از مردم جدا شدند که از اسب پیاده شدند، ولی به جای این که با مردم پیاده راه بروند، بر اتومبیل سوار شدند. بزرگترین ضررِ اتومبیل این است که دیگر مردم نمیتوانند شکایت و حرف خود را به حاکم و خان و ریشسفیدِ قوم خود برسانند. آن وقت که اسب بود، آدم شاکی میآمد سرِ پُل میایستاد و عنانِ اسب حاکم را میگرفت و میگفت: این سَرِ پُل یا آن سَرِ پُل (از آن سر پل منظور سر پل صراط است). چنان مینماید که اتومبیل به زبان حال به پیادهگان میگوید: دور باش، دوست باش. تهران؛ گاراژ بزرگ!! وقتی ژنرال دوگل به تهران آمد و با گل و نور از او استقبال شد و میان مردم بازار هم رفت ـ و البته ترافیک شهر را هم دید ـ خبرنگاران از او در بابِ شهر بزرگ پایتخت سؤال کردند و او گفت: تهران یک پارکینگ یا گاراژ بزرگ است. از سیر تا پیاز دزدی موشها ! میگویند موشها هم دزدی میکنند ولی وقتی یکی در تله میافتد سایرین میآیند اطراف تله و پوزهها را باریک کرده سر تو تله میکنند و از کناردستی خود میپرسند: فلانی چه کار کرده که توی تله افتاده است؟ |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
عصر اتومبیل...