![]() |
||||
|
|
||||
|
اسطورهگراییدرآثار بیضاییاسطورهگراییدرآثار بیضایی
علی اکبر حقپرست معمولاً افرادی که در زمینههای ادبی ـ هنری، اسطوره پردازی میکنند همواره چشمهای تیزبینی آنها را دنبال میکند، همچنان که در عرصهی ادبیات فردوسی را؛ که هزار سال است بر تارک این اقلیم میدرخشد و مدام از او سخن میرود. نیز در عرصهی سینما و تئاتر هم میتوان " بهرام بیضایی" را نام برد که چون خورشید درخشانی در عرصهی فرهنگ و هنر و ادبیات اقلیم خویش نورافشانی میکند. او توانسته است در آثارش اسطوره گرایی را جلوهگر سازد و اسطورهها را به روایتی امروزی، با دوربین به تماشا بگذارد. در اینجا چون روی سخن با بیضایی میباشد، میشود گفت قریب به اکثریت ساختههای بیضایی بیشباهت با آثار شکسپیر نیست، اما آن چه بیضایی را از شکسپیر متمایز میسازد، شرقی گرایی اوست. اگر اشتباه نکنم در «مکبث» اثر شکسپیر شروعش این گونه است: چهار پیرزن (جادوگر) دور دیگی ایستاده و محتویات دیگ را به هم میزنند و زمزمهی گنگی سر داده و یکیشان دوک نخ ریسی در دست دارد و دیگری سر نخ را به جلو میکشد، همچنان که نخ را میکشد آن را پاره کرده، دوباره میکشد، دوباره پاره کرده و همین طور تکرار. این کار نشان دهندهی آغاز و پایان هر موجودی ست. بیضایی نیز در «غریبه و مه» ، آیت را از ناکجا آباد میآورد و سپس به ناکجا آباد میبرد و این یعنی زندگی و مرگ. ارنست کاسیرر (1874ـ 1945) در کتاب "اسطورهی دولت" میگوید: دولتها هم میتوانند اسطورهسازی نمایند و او میپرسد: مبارزه برضد اسطورهای سیاسی و فلسفی چه کمکی میتواند به ما کند؟ پاسخی که مطرح میسازد این است: اسطورههای سیاسی توان فراسوی فلسفه هستند. به درستی در همین حوزهی فلسفی میتوان مواردی همچون جبر و تقدیر را دریافت. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه